خاندان شاهی

گئومات مغ و بردیا، داریوش منجی شاهنشاهی

بازدیدها: 4

کودتای گئومات مغ از داستان های جالب تاریخ ایران باستان است‌ . داستان بردیا ی دروغین و بازپس گیری تاج و تخت توسط داریوش شاهزاده هخامنشی که از افسران ارتش شاهنشاهی نیز بود و منجر به یک تغیر مسیر هزاران ساله در تاریخ ایران و جهان شد‌ . کودتای گئومات مغ منجر به رستاخیر ایران برای ۲۵۰۰ سال نظام شاهنشاهی شد.

کوروش کبیر شاهنشاه ایران دو پسر داشت . کمبوجیه دوم و بردیا . بردیا پسر کوچکتر بود . از سوی دیگر شاه کوروش کبیر پسر لمویی داشت به نام داریوش که پدر کوروش پسر عموی پدر داریوش بود و زمانی که کوروش به قدرت رسید ایرانیان یک پادشاهی در ماد داشتند و دو پادشاهی هخامتشی در پارس یعنی کوروش و پدربزرگ داریوش در فارس شاه بودند که کوروش اول شاخه ویشتاسب از هخامنشیان که پدر بزرگ داریوش بود را از پادشاهی خلع کرد و هخامنشیان را یکی کرد و سپس حکومت آریایی ماد را که پدر فزرگ مادریش بود بر انداخت و حکومت ایران را یکی کرد.

کوروش آغاز راه بود. ادامه دادن و نگهداری یک پادشاهی سخت تر از تاسیس آن است. کوروش جانشینی چون کمبوجیه داشت که میبایست راه پدر را ادامه دهد .

کمبوجیه بعنوان شاه در لشگر کشی به مصربود. میدانیم که کوروش هرگز به مصر نرفته بود و در زمان کمبوجیه دوم بود که پای سپاهیان ایرانی به مصر رسید. در مصر خبر شورش برادر شاه یعنی بردیا در پایتخت به گوش کمبوجیه رسید. هخامتشیان در آغاز راه بودند که حکومت هنوز قوام کافی را نداشت و هر لحظه امکان شورش از نقطه ای از ایران امکان داشت شروع شود . در این شاه شاه هزاران کیلومتر دور تر از ایران و پایتخت خبر شورش برادر را شنید و بسوی پایتخت به راه افتاد.

در پایتخت در میان مغ ها مردی گئومات نام بسیار شبیه بردیا بود . داستان بهر شکل میتواند بوده باشد. مثلا این یک جنبش دینی روده باشد برای بدست گرفتن قدرت توسط جریانی خاص از روحیانیون یا تنها یک توطعه درباری برای رسیدن به تاج و تخت قدرت اول جهان آن روز گار. بهر حال گیومات مغ شبیه بردیا ی برادر شاهنشاه دور از وطن که لشگر به مصر کشیده بود و پایخت از سپا۶یان خالی شده بود و مغ یا همان بردیای دروغین از فرصت استفاده کرد و با کنار زدن بردیا خود را بردیا خواند و بر تخت نشست.

بسیاری از زوایا برای ما هنوز نامفهوم است. مثلا آیا هم دستی داشته یا آنقدر شباهت بالابوده که درباریان نیز متوجه نشده بودند !

آیا یک توطعه سازمان یافته میان مغان یا حداقل جریان خاصی از مغان بوده که با همراهی افسران دربار و صاحب متسبان روی داده یا نه. آیا مساله تغیرات دینی بوده یا مالی و چپاول و این حرف ها. آیا مساله یومی بوده یا خانوادگی بهر حال داستان بر ما پوشیده است خدا میداند. بهر حال گئومات بردیا را کنار زد و بر تخت پادشاهی بعنوان بردیا شاه هخامنشی نشست.

در راه کمبوجیه در اثر نگرانی یا حتی میتوان نقش یک توطعه را دید جان دهد. معروف است میگویند کمبوجیه دغ کرد چرا که از کشور و پایتخت دور بود و خبر سورش برادر را شنیده بود. بهر حال کمبوجیه در اثر فشار عصبی یا زک جام زهر مرتبت با گئومات جان داد.

در این سو اشراف وفادار هخامنشی از جمله هزار بام داریوش که خود از شاهزادگان هخامنشی بود متوجه نیرنگ مغ شده بودند. پسران کوروش جان باخته بودند و تاج تخت در غصب یک غیر هخامنشی بود .

انجمن هفت تنان.

۷ اشراف زاده از جمله داریوش تصمسم به حذف غاصب گرفتند. در روز موعود همگی که در زیر لباس چاغو همراه داشتند وارد دربار شدند و در یک توطعه بر سر گئومات مغ ریختند و او را کشتند.

داریوش از شاهزادگان هخامنشی بود و اگر کوروش تاج و تخت ویشتاسپ را نگرفته بود در نهایت داریوش به پادشاهی یکی از دو شاخه هخامنشی میرسید اما امروز در نبود بردیا و کمبوجیه داریوش مدعی تاج و تخت شاهنشاهی ایران شد.

جالب اینکه خط کشی و سازمانهی داریوش منجر به سازماندهی ایران از ۱۵۰۰ سال پیش تا به امروز شد و داریوش چنان شاه بزرگی بود که ایران را حاکم سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا کرد و ساختار سیاسی ایران مبتنی بر اتحاد دین و دولت را چنان منسجم کرد که تا به امروز پابرجا و درست کار میکند.

برخی مواقع انسان میتواند فکر کند که نه گئومات مغی بود و نه شورشی. در اصل بردیا بر برادر شورش کرد و پس از حذف کمبوجیه داروش که زخم خورده کوروش بود بردیا جانشین کمبوجیه و کوروش را با توطعه ای مبنی بر اینکه او گئومات مغ است و نه یک هخامنشی از پا در آورد و خود شاه ایران شد. یعنی کسی که به دست داریوش کشته شد خود بردیا بود و نه گئومات مغ. اما برای این داستان هیچ سند و شاهد تاریخی وجود ندارد. تنها سندی که وجود دارد و میتوان روی آن حساب کرد کتیبه بیستون است که ماجرا از زبان داریوش درباره گئومات مغ و بردیا مطرح شده و هرچیز دیگر گمانه زنی های ژورنالیستی و تئوری توطعه است. اگر بشود گفت داریوش بردیای راستین را کشت این را هم میتوان گفت فضایی ها یک نفر شبیه بردیا شبیه سازی کردند و یا بردیا توسط یک سازمان مخفی ترور شد یا هر تئوری دیگر.

واقعیت این است که تنها سند کتیبه بیستون است و هر چیز دیگر شبه و داستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *