دسته‌ها
آریا اروپا نمادها

فروهر اروپایی

فروهر نقش بسته در آثار هخامنشی نمادی کهن آریایی یا هنمان هند و اروپایی امروز است. قدمت فروهر یا فره کیانی به دورانی باز میگردد که هنوز آریایی ها از هم جدا نشده بودند و در کنار هم با زبان  عقاید ,دین و نژاد مشترک زندگی میکردند تا اینکه رئوزگار آریایی ها را پراکنده کرد و تا امروز ملتهای هند و ایرانی و اروپایی را تشکیل داد اما همچنان برخی مفاهیم آریایی باقی مانده است مانند فره کیانی یا فروهر که در آثار هخامنشی و اروپایی باقی مانده است. فروهر یا فره هخامنشی را حتما میشناسید اینجا میتوانید درباره آن بخوانید اما اینجا ما میخواهیم فروهر اروپایی که در آثار کهن اروپایی نمود یافته را معرفی کنیم.

ظرف نقره ای گوندستروپ (Gundestrup cauldron  ) در سال 1891 در معدن ذغال سنگ در دانمارک کشف شد ,قدمت این آثر متعلق به 100 تا 400 سال پیش از میلاد مسیح است .این ظرف نقره ای از آثار نفیس اروپایی است زیرا جنس آن نقره ای است و قدمت آن بسیار کهن است وگذشته از این دو دلیل این اثر دارای نقش های نمادین کهن اروپایی است که در دل خود به اندیشه ها و باور های ژرف اروپایی میپردازد. این ظرف دارای چند نقش است اما برای اینکه در اینجا تنها به فروهر و مفهوم فره کارداریم به دو نقش که در ارتباط با موضوع است میپردازیم .

مبدا این ظرف مورد اختلاف است اما هرچه هست در دانمارک ساخته نشده . شکل و نوع ساختن ان به  سرزمینهای شمال دانوب برمیگردد در حالی که نمادها و نقش ها سلتی و احتمالا به شمال گل  تعلق دارد. این ظرف یا بعنوان هدیه سر از دانمارک در اورده یا غنیمت جنگی بوده و یا کالای بازرگانی بوده است.

اما پس از توضیحاتی در مورد این ظرف به اصل داستان میریسیم. در تصویر اول مردی شاخدار که یک جفت شاخ گوزن بر سر دارد نشسته و حلقه ای در دست دارد ,دقیقا مانند آن حلقه در گردن مرد است که نشان میدهد ابزاری قابل تامل است که ساخت و کاربرد آن هدفی دارد ,مرد با دست دیگر خود ماری را گرفته است.

در کنار مرد شاخدار گوزنی ایستاده ما از شباهت شاخ های گوزن و شاخهای سر مرد مطمعن میشویم شاخها شاخه درخت نیستند و شاخ گوزن هستند. در تصویر یک گاو و چند گرد نیز دیده میشوند.

تصویر مربوط است به سرنونس (Cernunnos )ایزد سلتی جنگل ,شکار و بگفته برخی باروی که با همین شمایل بار ها و بارها کشیده شده است ,مردی شاخ دار همراه حلقه ای در دست  که خود حلقه ها نیز پیدا شده حلقه های گاه طلایی که دو سر آن به گردی میرسد دقیقا مانند حلقه در دست سرنونس .

حال به تخت جمشید باز میگردیم مردی در میان دو بال که حلقه ای در دست دارد و گاه کمانی در کنار مرد قرار گرفته این نماد فروهر است . بال نماد فره کیانی است که نتنها در آثار هخامنشی پافت میشود بلکه آثار ساسانی بسیاری که فره ایزدی با شکل بال نمایش داده میشود دیده میشوند گفتنی است نماد کنونی دانشگاه تهران از یکی از این نمادها گرفته شده است که واژه فره نیز همراه آن نوشته شده است. اما بال تنها شکل فره نیست میدانیم که در داستان فرار اردشیر بابکان از برابر اردوان اشکانی فره بشکل قوچی پشت اردشیر میدویده است ,قوچ یکی دیگر از نمادهای فره کیانی است .

در یکی از گچ بری های ساسانی که میتواند یکی از کامل ترین اشکال فره کیانی باشد قوچی همراه بال است که نشان میدهد هم قوچ و هم بال معادل هم هستند.

در نتیجه در فروهر بعنوان فره کیانی بال نماد فره ایزدی است و در سرنونس شاخ گوزن نماد فره ایزدی است و سرنونس معادل اروپایی فروهر است ,سرنونس حلقه و ماری در دست دارد در حالی که فروهر حلقه و کمانی در دست دارد سرنونس دو شاخ دارد و فروهر معادل آن دو بال دارد هم بال و هم شاخ نماد فره ایزدی هستند.

تصویر دوم ثابت میکند شاخها نشان برجستگی فرد هستند. تصویر دوم مربوط به سان دیدن برجستگان و فرمان روایان از سربازان هستند.تصویر با یک خط به دو طبقه تقسیم شده است .در طبقه پائیت هفت مرد که شش مرد آنها نیزده دار هستند به صف ایستاده اند هفتمین مرد شمشیری در دست دارد ,در گذشته نجیب زادگان و فرماندهان بجای نیزه و سپر از شمشیر استفاده میکردند از قضا مرد شمشیر بدست که فرنانده است گرازی بر سردارد. این نشان میدهد گراز معنا و مفهوم خاصی در ارتباط با فرمانروایی و فرماندهی دارد اما در کنار انا سه مرد در حال نواختن شیپور هستند در گذشته زمانی که فرمان روایان وارد میدان میشدند یا وارد قلعه و یا جای میشدند شسیپور نواخته میشد در اینجا دقیقا در طبقه دوم چهار مرد سوار وارد میشوند.انها در طبقه بالا و بر خلاف پیادگان پائین سوار هستند که نشان میدهد انها فرمان روا هستتند. این چهار سوار که فرمانده هستند نشان ها و نماد های خاصی همراه خود دارند , اولین سوار عقاب یا پرنده ای بر سر دارد دومین سوار گرازی ما گراز را در طبقعه پائین نیز دیدیم مرد سوم یک جفت شاخ گوزن مانند سرنونس مرد نشسته صحنه قبل و مرد چهارم یک جفت شاخ بز . نماد های بکار رفته بر سر سواران و فرمانده پادگان نشان دهنده جایگاه بالای فراد دارد . همان گونه که گفتیم شاخ معادل بال است و نماد فره کیانی که طبق باور کهن آریایی موهبت خداوند است که خداوند بر فرمان روایان میبخشد اما دقیقا اینجا بر سر یکی ازسوار ها عقاب یا پرنده ای کشیده شده است طبق باور کهن فره جم سه بار بشکا مرغی از جم جدا شد اینجا نیز یک پرنده بر سر سوار نقش بسته شده است . میدانیم که جم از شخصیت های کهن هند و اروپایی است طوفان عصر جم که در آن دوران یخ بندانی شد و خواوند به جم هشدار داد در داستانهای ایرانی و اسکاندیناویایی ها باقی مانده است اما اگر داستان توفان عصر جم در خاطران باقی مانده پس این امکان وجود دارد که داستان فره که به عصر جم و پیش از ان میرسد نیز باقی مانده باشد حداقل در هزاران سال پیش

رضا پاشاپور

دسته‌ها
نمادها

فره کیانی (فروهر)

مرد بالدار هخامنشی که به اشتباه فروهر نامیده میشود تجسم فره کیانی است , پیشتر گفتیم قوچ ,همای با عقاب و بال نماد های فره ایزدی هستند در شکل مرد بالدار یا همان فروهر شاه یا مرده ایستاده درون یک جفت بال قرار گرفته است .از این بالها کاملا مشخص است این نماد فره کیانی است.

شکل بالها از نگاره ای مصری الهام گرفته شده است اما معنای بال که همان فره ایزدی است اندیشه ی اصیل آریایی است.

مرد در یک دست حلقه ای در دست دارد و کمانی در کنار خود دارد که یاد آور حلقه و جنگ افزاری است که خداوند یکتا به جم داد شاید این نماد فروهر اشاره ای به جمشید شاه افسانه ای نیز داشته باشد.

لازم است یاداوری گردد فروهر نوعی روح است و ارتباطی با نگاره مرد یالدار و یا فره کیانی که به اشتباه فروهر نامیده میشود ندارد.

فره ایزدی به شکل های دیگیری نیز کشیده شده است یکی از انواع آن نقشی اسات که لوگوی دانشگاه تهران از آن الهام گرفته شده است .اینجا میتوانید نمونه های دیگر فره ایزدی را ببینید.

مهر داریوش هخامنشی
دریک سکه هخامنشی
دسته‌ها
اندیشه

فره ایزدی

فر (خره/خوره/خورنه)به معنای سعادت شکوه و درخشش است .فر موهبتی ایزدی است که  در وجود ایرانیان قرار داده شده است تا با انجام وظایف از سوی ایرانیان به شکل پیروزی موفقیت,ثروت , شهرت و نظایر ان بر زندگی اثر میگذارد. فر جنگاوران را در جنگ پیروز میکند فرمان روایان را مقتدر تر مردمان را ثروت مند اما اگر به وظایف خود عمل کنند مثلا پهلوانان جوانمردی بخرج دهند و به مردمان ستم نکنند و پاسدار انها باشند و نه دشمن انها یا فرمانروایان دادگر باشند و ستمگر نباشند .

فر در جامع ایران انواعی داشته طبق بدهش چهار نوع فر وجود دارد . 1- فر روشن اورمزدی 2-فرکیانی 3-فر آزادگان یا ایرانیان فره ناگرفتنی فر اورمزدی فره ای است که مردمان به ان افریده شده اند .فره ازادگان مخصوص ایرانیان است و آنان را در برابر دشمنان یاری میرساند. فر ناگرفتنی به اسرونان یا روحانیان اختصاص دارد زیرا همواره دانایی انها است.فر کیانی ویژه پادشاهان است و با هوشنگ , جم و کاوس و دیگر پادشاهان افریده شده است.

فره حاله ای نورانی است که دور سر قرار دارد هرچند دیده نمیشود . در فرهنگ آریایی فره به چند شکل کشیده میشود مانند عقاب و شاهین و قوچ از تجلیات فره کیانی شمرده میشوند . در داستان فرار اردشیر بابکان از برابر اردوان میخوانیم که قرچی به دنبال اردشیر فرار میکرده است که نشان گر پادشاهی او بوده است یا پرچم پادشاهان هخاامنشی عقاب بوده است و جانشینان هخامنشیان هم از نماد عقاب  را بکار میبردند. 

گچ بری از دوران ساسانی بر جای مانده که کامل ترین تجلی فره ایزدی را بنمایش میگذارد در اینجا قوچ که دیهم بر گردن دارد همراه بال بنمایش در لامده است. قوچ ,دیهم و بال هر سه از نماد های فره ایزدی هستند.

بال . بال از نماد های فره ایزدی است. بال در نماد فروهر به معنی فره ایزدی است که همین بالها در تاج برخی پادشاهان ساسانی نیز دیده میشود. از دوران ساسانی گچ بری برجای مانده که همراه آن نوشته واژه فره نیز دیده میشود.

فروهر شکل دیگر فره است در اینجا مردی یا شاهی دو بال دارد که بال نماد فره است و دیهمی در دست دارد.

وقتی جمشید دچار گناه شد فره او در سه نوبت به شکل مرغ وارغن (شاهین) از او جدا شد فره موبدی به مهر و فره کیانی او به فریدون شاه رسید و فره پهلوانی جمشید به گرشاسب دلار رسید. گویند فرمانوایان تازمانی که فر دارند پیروز میشوند و اگر فره خود را از دست بدهند شکست میخورند.

شاخ های بز و دو جفت بال نشان فره در بازو بند طلائی هخامنشی است که بشکلی در این بازوبند بکار رفته است.

همان تور که گفته شد فره ایزدی بشکل پرنده از جم جدا شد. عقاب یا همای تجلی فره است که نقش پرچم هخامنشیان بوده است.