تعریف نظام پادشاهی، انحراف پادشاهی توسط حکومت پهلوی
بازدیدها: 118
در یک عبارت کوتاه پادشاهی حکومت خدا بر روی زمین است. پادشاهی نظام فره مندی است .
بیایید اراجیف خائنانه پهلوی ها و پهلوی چی های ضد ملی را رهانیم. پهلوی ها ایرانی گرا نیستند و در یک کلمه پهلوی و پهلوی چی غرب گرا و مدرن است در حالی که ایران سنت است و پادشاهی سنتی در خدمت سنت ( ایران) .
پهلوی ضد سنت ایران و سنت پادشاهی است.
مگر نه این است که خداوند نام کوروش شاهنشاه را در تورات برده است و به نظر برخی مراجع تقلید ذوالقرنین قرآن کریم است؟ .
پس پادشاهی هم راستا با اسلام ، قرآن کریم دین و وحی است و شاهنشاهی پدیده ای دینی و الهی است و هرگز بی دینی، سکولاریسم و تبه کاری در آن نیست.
بیایید ببینیم داریوش شاه و شاهنامه درباره پادشاهی چه میگویند ؟
لازم نیست برای پادشاهی هزار و یک فلسفه بی خود و من درآوردمی تعریف کرد. کافی است شاهنامه و کتیبه بیستون را بخوانیم، پادشاهی حکومت شاه فرهمند است شاه جانشین و برگزیده خداست. داریوش شاه هرجا جمله ای را آغاز کرده تاج و تختش را از آن خدا داسته نه این که مانند سلطنت طلبان مفلوک و فراری از کشور امروز هزار آسمان ریسمان آتئیستی و سکولار بجوید.
حقیقت این است که از زمان نادرخان افشار پادشاهی ایران قصب شده و خاندان پهلوی یک انحراف در پادشاهی و ایران بودند. نمیتوان پهلوی را که در ابتدا میخواست جمهوریت تاسیس کند و با فشار روحانیت مجبور به اعلام پادشاهی شد نمونه و میراث دار پادشاهی نامید.
پادشاهی چیست و چه تعریفی دارد؟ پادشاهی آن چیزی است که داریوش شاه در کتیبه های تخته جمشید و بیستون گفته است.
داریوش شاه گفته :
داریوش شاه می گوید به خواست اهورامزدا این است کشورهایی که من جای دیگری از پارس ربودم گرفتم بر آنها فرمان راندم، برایم باج آوردند و همانی که از من به آنها گفته شد همان کردند قانونی که از آن من بود……
و گفته است :
داریوش شاه می گوید چون اهورامزدا این زمین را آشفته دید آن را به من داد مرا شاه کرد من شاهم به خواست اهورامزدا من به آن سامان دادم همانی که به آنها ،گفتم همانگونه که مرا به کام (میل) بود همان کردند. اگر می اندیشی که به چه بزرگی بود کشورهایی که داریوش شاه داشت به پیکرها نگر که تخت مرا می برند. آنگاه خواهی دانست آنگاه بود که بدانی نیزه مرد پارسی خیلی به دور رخنه کرده است. آنگاه بود که بدانی که مرد پارسی خیلی به دور از پارس جنگیده است.
و باز ام میگوید :
داریوش شاه می گوید آنچه کرده شد همه را به خواست اهورامزدا کردم اهورامزدا مرا یاری کرد تا کار را انجام دادم اهورمزدا من و خاندان شاهی مرا و این کشور را از زیان بپایاد این را از اهورامزدا میخواهم این را اهورامزدا به من بدهاد
بروشنی داریوش شاه تاج و تخت خود را از جانب خدا میداند .
برای درک نظام شاهنشاهی باید به پیمان عهد الست ایمان و اعتقاد داشت و به آخرالزمان و پیشگویی های آخرالزمان. مگر نه این است که کوروس کبیر اولین شاهنشاه ایران خود منجی قوم یهود یکی از اولین و پیشروان در توحید و یکتاپرستی بودند، بود.
مساله سلطنت و پادشاهی مساله مبارزه با شر، اهریمن ، گناه و بی دینی است . مساله انتظار منجی آخرالزمان . مگر نه این است که ایرانیان هزاران ساال پیش منتظر شاه پاک دین بهرام شاه ورجاوند بودند ؟ این یعنی منجی گرایی، این یعنی انتظار، این یعنی دین داری .
مساله نظام پادشاهی مبارزه با اهریمن آن بد اندیشی که در روز الست پیمان به نابودیش بستیم است. حلقه که در آثار شاهنشاهان ایران باستان است نماد اعتقاد و ایمان به پیمان در جهان اندار است پیمانی که با ظهور منجی آخرالزمان مهدی ( عج) به پایان خواهد رسید.
چرا دموکراسی خواه نیستیم ؟ چرا جمهوری خواه نیستیم؟ در در پاسخ به سوال جمهوری یا پادشاهی، پادشاهی را بر میگزینیم ؟
زیرا جمهوری حکومت همه است. حکومت همه مردم همه آنان که پیمان بستند تا با اهریمن بستیزند و نیک اندیشی را وسترش دهند اما در این جهان مادی ، گیتی برخی بر میمان روز الست وفادار مانده برخی نه. برخی پاددامنی کردند برخی ناپاک دامنی. برخی پاک دستی کردند برخی ناپاک دستی . برخی پاک چشمی کردند برخی ناپاک چشمی. دموکراسی حکومت همه است حکومت پاک و نا پاک ، خوب و بد نیک و بد.
اما حکومت از آن خدا است و تنها نیکی باید حکومت کند. تنها راستی باید حکومت کند.
سلطنت طلبیم زیرا حکومت تنها از آن خدا است نه نا پاکان نه بد دینان.
پادشاهی یعنی مخالفت با دروغ :
داریوش شاه میگوید: تو از این پس شاه خواهی بود خود را بشدت از دروغ بپا ، اگر چنین فکر کنی که:(( کشور من در امان باشد)) مردی را که دروغزن باشد ،او را سخت کیفر برسان….
و در ادامه میگوید :
داریوش شاه گوید: ازیرا اهورامزدا مرا یاری کرد که بی وفا نبودم ، دروغگو نبودم ، دراز دست نبودم، نه من نه دودمانم. برابر حق رفتار کردم. نه به ناتوان زور گفتم و به توانا. مردی که خاندان پادشاهی ام را همراهی کرد، او را نیک نواختم. آنکه زیان رساند سخت سخت به کیفر رساندم.
و داریوش شاه میگوید : داریوش شاه گوید : هرکس در که اهورامزدا را بپرستد ، خواه زنده خواه مرده ( جهان آخرت ) برکت از ان او خواهد بود.
ین یعنی نظام شاهنشاهی نظام آخرت باور و رستاخیز باور است و به قیامت و دهوری ایماندارد.
چرا شاهنشاه شاپور از ترس دست درازی سربازانش به زن سردار رومی میلرزید ؟ چون از آخرت میترسید. چرا داریوش از دست درازی به نا توان و توان مند میترسید ؟ زیرا از خدا و آخرت میترسید.
اگر خداپرستی و آخرت ترسی نباشد نه پادشاهی شکل میگیرد و نه شکل گرفتنش فایده ای دارد.
شاه جمشید بنیانگذار نظام پادشاهی سه گروه طبیقه جامعه را بنیان گذاشت و خود لباس سرخ و سفید بر تن کرد، لباسی که تن هخامنشیان نیز بود. لباس سرخ و سفید لباس رسمی پادشاهی است به معنای حکومت دینی و الهی. یعنی اتحاد دین و دولت. رنگ سفید رنگ روحانیت و رنگ سرخ رنگ ارتش است. لباس سفید و سرخ پادشاهی یعنی اتحاد روحانیت و ارتش و دولت.
شاه کسی است که فره دارد. و فره از آن خداست، به انت۷اب خداست و با حکمت است.
فره ایزدی و پادشاهی یعنی این که نوجوان ۱۶ ساله اردیبلی چون شاه اسماعیل صفوف ارتش دجال عثمانی را نابود کرد.
