سکاها

سکاها قومی آریایی بودند که از شمالی چین تا مرکز اروپا بشکل مولوک الطوایفی و هر قبیله برای خود زندگی میکردند. همانگونه که در شاهنامه به جداشدن آریایی ها در دوران شاه فریدون اشاره شده است سکاها و قبایل و تیره هایش مانند آلانها و سرمتها تورانیان را تشکیل دادند.

قوم آریایی سکا یکی از تاثیر گذارترین ملت های جهان است که دستاوردهای فرهنگی مخصوصا در حوضه سیاست گذاری و فرمان روایی در ایران اروپا و جهان داشته است هر چند بدلیل وسعت فراوان قلمرو که از شمال چین تا مرکز و غرب اروپا گسترده بود و شیوه خودمختار و ملوک طوایفی سکاها که در دوران حکومت سکایی اشکانیان نیز در ایران مستقر گردید سکایی ها هرگز دارای یک فرمان روایی واحد و نیرو مند نبودند .

سکایی ها سوارکاران توانا و تیراندازان ماهری بودند شیوه زره پوش کردن اسب اولین بار ابداع سکاها بود که به ایران و سپس به اروپا رفت در نتیجه فرهنگ شوالیه گری که در اروپا مرسوم بود و هر فئودال گروهی شوالیه زره پوش داشت از دستارود های سکایی بود .

سوار سنگین زره اشکانی/سکایی

خط و نوشتار 

فرهنگ سکایی مانند فرهنگ برادران ایرانی و هندیشان شفاهی بوده است اما بسیار دیرتر از ایرانیان و هندیان با خط آشنا شده اند و بدلیل نداشتن دولت یکپارچه هیچ خط گسترده ای بین آنها مرسوم نبوده است اما چند نوشته معدود از سکایی ها بجامانده است مانند جام‌نبشته‌ی ‘ایسسیک issyk’ – که به دوران 400 پیش از میلاد مسیح باز میگردد  از معدود نوشته‌های سکایی‌ است که به زبان آریایی – سکایی بر روی جامی مسی با خط خَروشتی نوشته شده است. این جام به علت آنکه در قزاقستان یافت شده، دارای اهمیت والایی‌ست؛ زیرا ثابت می‌کند کل دشت‌های آلتایی هنوز تحت قلمرو سکاهای ختنی بوده است.

خط مربوز به سکایی ها پیدا شده در قرقیزستان

این نبشته به گزارش زیر است:

.

za(ṃ)-ri ko-la(ṃ) mi(ṃ)-vaṃ vaṃ-va pa-zaṃ pa-na de-ka mi(ṃ)-ri-to // ña-ka mi pa-zaṃ vaṃ-va va-za(ṃ)-na vaṃ.

.

[در] جام [باید] می انگور [را] نگه داشت، خوراکی پخته شده [را]، بسیاری، [به] مرده‌‌ [=مانده‌ی آن] افزود، سپس کره‌ی تازه [را] روی [آن] افزود.

.

ریشه‌یابی واژگان این نبشته:

– دیگ: za)ṃ(-ri در سکایی با ختنیِ jsarā

– انگور: ko-la در سکایی با ختنیِ kūra و ایرانی انگور که ان حذف و گور در زبان سکایی مانده است.

– می: mi)ṃ(-vaṃ در سکایی با ختنی meva و ایرانی مِی

– افزودن: vaṃ-va در سکایی با ختنی puņvāņa

– پزیدن: pa-zaṃ در سکایی با ختنی pajs با پز paz ایرانی

– خوراک: pa]ṃ[na در سکایی با ختنی pa-ṃ-na

– بسیار: de-ka در سکایی با ختنی de-ka

– مرده: mi)ṃ(-ri-to در سکایی با ختنی mär*

– کره تازه: ña-ka در سکایی با ختنی nīyaka

– سپس: mi در سکایی با ختنی mi

– نگهداشتن: va-za)ṃ(-na در سکایی با ختنی vaj

– روی: vaṃ در سکایی با ختنی va

یکی دیگر از نمونه های نوشته های سکایی مربوط است به سکاهایی که برای 27 سال شمالغریب ایران منطقه ماد را اشغال کرده بودند .

این نوشته هیروگلیفی احتمالا در سال ۶۷۵ پیش از میلاد نوشته شده، که پارتاتوآ با دختر اسرحدون پادشاه آشوری ازدواج کرده است. نام این پادشاه از pṛθu-tavah به معنی ‘دارنده‌ی توان گسترده’ که با اوستایی pərəθu به معنی ‘گسترده’ و tauuah به معنی ‘توان’ مشترک است.

.

pa-tì-na-sa-nà tà-pá wá-s₆-na-m₅ XL was-was-ki XXX ár-s-tí-m₅ ś₃-kar-kar (HA) har-s₆-ta₅ LUGAL

par-tì-ta₅-wa₅ ki-ś₃-a₄-á KUR-u-pa-ti QU-wa-a₅

i₅-pa-ś₂-a-m₂

patinasana tapa. vasnam: 40 vasaka 30 arzatam šikar. UTA harsta XŠAYAL. Partitava xšaya DAHYUupati xvaipašyam

فرستاد این تابه را به ارزش ۴۰ گوساله و ۳۰ شِکِل نقره. پارتاتوآ شاه استادان سرزمین ویژه خود را

.

ریشه‌شناختی واژگان نبشته:

۱- پَتی ]pa-tì] به معنی ‘فرستادن’ از نیا-هندو-ایرانی *púHyati پوهیتی گرفته شده است.

.

۲: تئپه tápà همان ‘تابه’ در زبان‌های ایرانی که خود از نیاایرانی *tāpaka- تاپَکه به معنی ظرف پخت و پز گرفته شده است و نیز خود از هندواروپایی *tep- به معنی ‘داغ و گرما’ است.

.

۳: وَسنَم [vasnam • wá-s₆-na-m₅] با سانسکریت वस् وَس vas به معنی ‘ارزش و بها’ یکی می‌باشد.

.

۴: وَسَکه [was-was-ki • vasaka] از هندوایرانی *watsás وَتسئس گرفته شده که در سانسکریت वत्सिका vatsikA وَتسیکه به معنی ‘گوساله‌’ است. این واژه خود از نیاایرانی *wacáh وَسئه می‌باشد که در ایرانی نو ‘بچه’ می‌باشد.

۵: واژه‌ی ارزَتَم arzatam به معنی نقره از هندواروپایی *h₂erǵ- به معنی سفید گرفته شده که در اوستایی ərəzata اِرِزَتَ، در پارسی باستان ardata اَردَتَه در ایرلندی باستان argat ارگت و در لاتین argentum ارگنتوم می‌باشد. این واژه در هیتتی ḫarkiš هَرکیش و پهلوی اروس به معنی سفید است.

۶: شیقلو [ś₃-kar-kar • šiqlu] نام واحد پول در باستان بوده که شِکِل نیز می‌گویند که در اکدی شیقلو šiqlu بوده است.

۸: ‘خشیه’ به معنی شاه که از هندوایرانی *kšáyati گرفته شده است که در پارسی باستان خشچه xšača و به صورت هزوارش XŠ و اوستایی خشثره xšaθra نوشته می‌شده است.

۹: ‘کور’ که هزوارش دهیو به معنی عام ‘کوهستان’ و ‘سرزمین’ است که از واژه ‘ده’ گرفته شده، که در حال حاضر معنی ‘روستا’ می‌دهد.

۱۰: اوپتی به معنی ‘استاد’ است که در اوستایی پَیتی paiti می‌باشد.

۱۱: خوَ به معنی ‘خود’ می‌باشد که در اوستایی • (xᵛa) خوَ است.

۱۲: ایپَش‌یَم به معنی ‘ویژه’ است که در پهلوی apēčaj می‌باشد که آن یَم نشانه مفعولی به معنی ‘را’ است و در کل به معنی ‘ویژه را’ می‌باشد.  

حملات مغول ها و ترک ها به سکاها با عث شد گروهی از آنها بطرف غرب و اروپا رهسپار شوند و کشور اسپانیا را بنیان بگذارند و گروهی متاسفانه با ترک ها و مغول ها آمیختند و امروزه بخشی از مردم قرقیزستان آریایی سکایی و گروهی ترک هستند این اتفاق در کشور قزاقستان نیز افتاده است اما گروهی که به اروپا رفتند با سفید پوستان آمیختند .

در دوران هخامنشی که ایده اتحادیه آریایی یا ایران در اندیشه شاهنشاهان هخامنشی بود سکاها برسم آریایی مولوک الطوایفی در برابر اتحاد بسیار مقاومت کردند و زیر بار حکومت شاهنشاهی هخامنشی نرفتند و در دورانکوروش بزرگ و داریوش کبیر جنگهای بین آریایی ها روی داد . هزاران سال بعد سکاها با حملات ترک ها روبرو شدند و تاوان سنگین نداشتن دولت مرکزی را پرداخت کردند. جنگهای سکاها و ترک ها و مغولان نشان داد اتحاد آریایی از هرچیز برای آریایی ها مهم تر است . اکنون در آغاز دهه سوم قرن بیست و یکم تنها در اوستیا یا آلانیا در جنوب روسیه و یا شمال قفقاز سکایی ها هویت خود را حفظ کرده اند.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *