You are currently viewing معجزات زرتشت پیامبر

معجزات زرتشت پیامبر

پس از اینکه خداوند اسرار دین را به زرنشت پیامبر اشکار ساخت زرتشت پیامبر همراه 21 نسک اوستا سرو همیشه سبز و اتش همیشه روشن به دربار گشتاسپ شاه میرود اما دشمنی ها سرانجام او را به زندان می اندازد .در اون زمان اسب سیاه گشتاسب بیمار میشود و تنها پیامبر انرا میتواند درمان کند که در نتیجه گشتاسب شاه همسرش وتوس و اسفندیار به ایمان میاورند. برای اینکه گشتاسب هنوز در دل تردیدی داشته بهمن ,اردیبهشت و امشادپندان و ایزد اتش خود را به گشتاسب نشان میدهند و به این ترتیب تردید گشتاسپ از میان میرود سپس گشتاسب میخواهد جایگاه خود در ان جهان ببیند پیامبر دعا میخواند و خانی میگسترد و در ان می .بوی خوش و شیر و انار می نهد . گشتاسب می را مینوشد و جای والای خود در ان جهان را میبیند (یک ایرانی بهشت را از نزدیک دیده است)بوی خوش نصیب جاماسپ برادر وزیر گشتاسب میشود و بر اثر ان همه دانش ها بر او اشکار میشود پشوتن پسر گشتاسب شیر مینوشد و بیمرگ میشود و اسنفدیار دانه های انار را میخورد و روئین تن میشود. در نوزادی روستای زرتش نورانی شده بود به این علت او را در لانه گرگ گذاشتند اما دهان گرگ خشک شد. او را در راه گاه میش ها گذاشتند تا زیر پای انها نابود شود اما پیشوای گاوان و اسبان مانع میشود .هنگام تولد زرتشت چند جادگر حضور دارند و میخواند سر نرم او را خرد کنند اما دست جادو گر خشک میشود. او را میخواند اتش بزنند ,هیزم جمع میکنند اما هنگام روشن کردن اتش هیزون اتش نمیگیرد.

فردوسی درباره سرو زرتشت که در کشمر کاشته شد و به سرو کشمر معروف است چنین می فرماید.”

یکی سرو آزاده بود از بهشت

به پیش در آذر آن را بکشت

نبشتی بر زاد سرو سهی

که پذرفت گشتاسپ دین بهی

چو بسیار برگشت و بسیار شاخ

بکرد از بر او یکی خوب کاخ

فرستاد هرسو به کشور پیام

که چون سرو کشمر به گیتی کدام

ز مینو فرستاد زی من خدای

مرا گفت زینجا به مینو گرای

کنون هرک این پند من بشنوید

پیاده سوی سرو کشمر روید

سرو کشمر یا سرو مقدس زرتشت درختی بوده که طبق باور زرتشتیان به دست زرتشت کاشته شده بود. این درخت بسیار زیبا و بزرگ بود و مورد ستایش مردم و شهرت آن به متوکل خلیفه عباسی رسید. خلیفه دستور به قطع آن داد و پیشنهاد زرتشتیان آن شهر که ۵۰هزار سکه طلا برای قطع نکردن آن درخت بود مورد قبول واقع نشد و آن را قطع کرده و برای خلیفه به بغداد بردند. یک روز قبل از رسیدن درخت به بغداد، متوکل به قتل رسید و این مطابق پیش‌گویی زرتشت بود که به زرتشت نسبت می‌دهند که گفته بود هر که این درخت را قطع کند، کشته خواهد شد.

در کتاب ثمارالقلوب خواجه ابومنصور ثعالبی چنین می‌گوید:

این دو درخت سرو کشمر و سرو فریومد گشتاسب ملک فرمود تا بکاشتند. متوکل علی‌الله جعفربن المعتصم خلیفه را این درخت وصف کردند و او بنای جعفریه آغاز کرده بود. نامه نوشت به عامل نیشابور خواجه ابوالطیب و بامیر طاهربن عبدالله بن طاهر که باید آن درخت (سرو کشمر) ببرند و بر گردون نهند و به بغداد فرستند و جمله شاخ‌های آن در نمد دوزند و بفرستند تا درودگران در بغداد آن درخت راست باز نهند و شاخ‌ها به میخ به هم باز بندند چنان که هیچ شاخ و فرع از آن درخت ضایع نشود تا وی آن ببیند آنگاه در بنا به کار برند. پس گبرگان (زرتشتیان) جمله جمع شوند و خواجه ابوالطیب را گفتند ما پنجاه هزار دینار زر نیشابوری خزانه خلیفه را خدمت، کنیم در خواه تا از این بریدن درخت درگذرد چه هزار سال زیادت است تا آن درخت کاشته‌اند و این در سنه اثنتین و ثلاتین و مأتین بود و از آن وقت که این درخت کشته بودند تا بدین وقت هزار و چهارصد و پنج سال بود، و گفتند که قلع و قطع این مبارک نیاد و بدین انتفاع دست ندهد. پس عامل نیشابور گفت متوکل نه از خلفا و ملوک بود که فرمان وی ردّ توان کرد.

 بعد از این دستور خلیفه‌، فردی  که مأمور اجرای این حکم شد از استاد درودگری در نیشابور که به حسین نجار  معروف بود و بسیار در کار خود توانا بود درخواست کرد این کار را انجام دهد زمان زیادی را صرف کردند تا بتوانند اره‌ای مناسب برای بریدن این درخت تهیه کنند به‌طوری که مساحت ساقه‌ی درخت به گفته‌ی نویسنده بیست تا بیست و هفت تازیانه بود و هر تازیانه از دسته‌ی تیغه‌ی آن نا نوک تازیانه به ذرع شاه یعنی از نوک انگشت تا آرنج شاه (حدودا نیم متر) بوده است؛ بنابراین ۲۷ ذرع اندازه‌ی محیط این درخت حدودا ۱۳متر بوده است.

به‌طوری که در سایه‌ی این درخت هزاران گوسفند جای می‌گرفته و نیز بسیاری از پرندگان در آن لانه داشتند و زمانی که این درخت فرو افتاد لرزه شدیدی شد و نیز بسیاری از قنوات را تخریب کرد و تمام پرندگان که در آن لانه داشتند به آسمان پرواز کردند. پانصد هزار درهم هزینه شد تا این درخت را به جعفریه مکان حکومت خلیفه ببرند. در آن شب غلامان متوکل را کشتند و قصد جان متوکل را کردند به این ترتیب متوکل خلیفه‌ی عباسی‌ نتوانست این درخت را ببیند . این‌چنین گفته شده بود که اگر کسی دستور به بریدن یکی از این دو سرو دهد یا ریشه آن را ببیند (آن را قطع کند) بلافاصله خواهد مرد و متوکل نیز به دست غلامانش کشته شد.

هرچند گفته شده عمر درخت 1400 ساله بوده ولی با توجه به این که زرتشت در بیش از 1700 پیش از میلاد زاده شده بود در نتیجه عمر درخت باید بیشتر میبوده است.

منبع :

1- فرهنگ اساطیر ایرانی

2- کجارو

دیدگاهتان را بنویسید