اسب در فرهنگ آریایی
بازدیدها: 7
آریایی ها مردمانی هستند که برای اولین بار اسب را اهلی کردند، چرخ را اختراع کردند و بنا بر شاهنامه به نوعی آتش برای اولین بار توسط شاه ایران کشف شد هرچند باید از نام ایران در ارتباط با شاهان پیشدادی با احتیاط بکار برد زیرا میدانیم فرهنگ ایرانی با منوچهر شاه آغاز میشود نه پادشاهانی مانند هوشنگ .
اسب در فرهنگ ایران و آریایی ارزش و جایگاه بسیار زیادی دارد. آریایی ها با بکارگیری اسب، ارابه و فولاد فرمانروایی ها و امپراتوری های بسیار زیادی پدیدار کردند و سرزمین اای بسیاری را فتح کردند .
سراسر تاریت ایران باستان دلبستگی به اسب را نشان میدهد و عجیب نیست که بگوییم ایرانیان مردمی سوار بودند.
در طول تاریخ شاهنشاهی ایران متکی بر سپاهیان سوار کار زره پوش کار آزموده بودند که از مرز و بوم ایران دفاع میکردند.
واژه سپاه از اسپ می آید و در ایران باستان طبقه ای بود به نام اسواران که شلحشوران جنگی بودند . اما باید توجه داشت اهلی کردن اسب و هویت آریایی را نباید با هم اشتباه گرفت زیرا آریایی ها و فرهنگ آریایی ۱۲ هزار سال قدمت دارد درحالی که اهلی کردن اسب در نهایت ۶۰۰۰ سال بین ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد قدمت درد.
اما مساله اهلی کردن اسب توسط آریایی ها میتواند منجر به نتیجه گیری های اشتباهی کردد مانند مسکن اولیه آریایی . زیرا اسب توسط مهاجرانی ایرانی که ۶ هزار سال پیش در دشت های اوکراین تا دشت های کاسپین زندگی میکردند اهلی شد ولی مسکن اولیه آریایی حدود قفقاز آذربایجان و جنوب کاسپین بوده که ۸ هزار سال پیش یعنی دو هزار سال پیش از اهلی شدن اسب آریایی ها شروع به مهاجرت کرده اند.
بیایید کمی درباره پادشاهان آریایی عصر یخبندان و سپس اهلی کردن اسب با هم گفتوگو کنیم.
جمشید پادشاه ایران بود که حداقل در آخرین دوره عصر یخبندان مواجه با ۱۲۰۰۰ سال پیش زندگی میکرد. در شاهنامه اشاره ویژه ای به نام اسب و یا بکار گیری اسب در دوران جمشید نشده درحالی که در دوران جمشید شاه توسط این شاه نو اوری های فراوانی مانند بکار بردن فلز در کشاورزی و پخت و پز ، آشپزی ، خط و نوشتن و بافتن و دوختن رواج پیدا کرد . نام اسب بسیاری از قهرمانان پس از جمشید نیز موجود است مانند رخش اسب رستم، بهزاد اسب سیاوش و یا نام بسیاری از پادشاهان از ترکیب با نام اسب است مانند لهراسپ، ویشتاسپ و ارجاسپ تورانی یا جاماسپ حکیم وزیر ویشتاسپ اما نه تنها در دوران جمشید این چنین نیست بلکه حتی نوهدگان جمشید تا فریدون که هزار سال طول کشیده نام اجداد فریدون شاه تا جمشید ترکیب از گاو است نا اسب .
نام اجداد فریدون چنین است :
فریدون پسر اسفیان , پسر پر گاو , پسر اسفیان سوک گاو ,پسر اسفیان بور گاو , پسر اسفیان سیاه گاو , پسر اسفیان سفید گاو , پسر اسفیان دفر گاو , پسر اسفیان رمه گاو , پسر اسفیان ون فروغ گاو , پسر اسفیان , پسر جم, پسر ویونگهان .
میبینید که نام تمام اجداد فریدون شاه از ترکیب با نام گاو تشکیل شده است درحالی که نام شاهان ایران در هزاره های سوم پیش از میلاد تا همین اواخر از ترکیب با نام اسپ تشکیل میشد مانند طهماسپ و ویشتاسپ. این نشان میدهد فریدون در پیش از اهلی کردن اسب زندگی میکرده و در حدود ۸ هزار سال پیش دوران زندگانی او بوده است. در داستان زندگانی او به گاوی با رنگ های رنگین کمانی بر میخوریم اما اشاره ای چندان به نام اسب او و یا شخصی با ترکیب نام اسب نیست حتی در دوران او فریدون نام پسر بزرگش را تور گذاشته بود که به معنی گاو نر است یا گرزش گرز گاو سر بود.
حتی برخی معنی درفش کاویان را درفش گاو دانسته اند چنانکه در بخشی از اوستا درفش فریدون را گاو درفش نامیده اند اما اشاره ای به اسب نیست.
دانشگاههای بزرگ و باستانشناسان معتقدند که اولین بار اسب توسط اقوام ساکن در مناطق استپهای آسیای مرکزی (نه لزوء توسط آریاییها به معنای مدرن امروزی) اهلی شد. اما ارتباط نزدیکی میان این اقوام و پیشسازان آریاییها وجود دارد. زمان و مکان اهلی شدن اسب به باور اکثر شواهد باستانشناسی نشان میدهند که اسبها در حدود ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد (دوره فلز) اهلی شدند. محل اصلی این اتفاق، استپهای آسیای مرکزی (مناطق بین قزاقستان، جنوب سیبری و مغولستان امروزی) بوده است که زیستگاه اصلی اسب های وحشی بوده و توسط اقوام آریایی یامنایا برای اولین بار اهلی شده اند.
اهلی کردن اسب و اختراع چرخ که منجر به تولید ارابه های جنگی شده توسط این گروه قومی آریایی که در میان دشت های اوکراین تا دریایی کاسپین زندگی میکردند . سپس اقوام آریایی در اروپا، آسیا و جاهای دیگر نیز ارابه و اسب را به آریت گرفته اند.
اما اهمیت ماجرا این است که برخی پژوهش گران با تکیه بر اهلی کردن اسب در ۶۰۰۰ سال پیش و گسترش ارابه رانی را در سایر نقاط جهان شاهدی بر این میدانند که مسکن اولیه آریایی جایی در سیبری و جنوب غرب روسیه بوده است. جایی که اسب های وحشی آزادانه در دشت ها میچریدند و اقوام آریایی با اهلی کردن اسب شروع به مهاجرت به ایران ، هند و اروپا کرده اند. اما این نتیجه گیری اشتباه است چرا که گفتیم در دوره شاهان اولیه ایران که به پیشدادیان معروف هستند هنوز اسب اهلی نشده بود اما فرهنگ و هویت آریایی وجود داشت مانند جمشید و فریدون یا هوشنگ و سیامک . از سوی دیگر در دوران جمشید و فریدون آریایی ها یکجا نشین بودند و دژ و قلعه داشتند مانند ورجمکرد که بنا بر اوستا خداوند بخ جمشید هشدار میدهد که طوفان یخبندان و برف سختی در راه است و جمشید باید برای حفظ گونه های جانوری و بشری یک قلعه بسازد و از هر جانور یک جفت را در آن نگه دارد.
داستان فریدون و فرزندان او نیز گویایی یکجا نشینی آریایی ها در آذربایجان و جنوب کاسپین بوده که معروف است پایتخت فریدون در هوالی گرگان امروزی بوده و در داستان منوچهر و سرباز معروفش آرش کمانگیر ، به فرمان منوچهر شاه نیروهای درحال عقب نشینی ایران یک دژ موقت در اطراف سنگج تهران میسازند. اینها نشان میدهد مسکن اولیه آریایی ها قفقاز، آذربایجان و جنوب کاسپین بوده و سپس اقوام آریایی در حدود ۸ هزار سال پیش مهاجرت کرده. گروهی از آنها به نام یامنایا در دشت های اوکراین تا کاسپین زندگی میکرده اند و در حدود ۶ هزار سال پیش اسب را اهلی کرده اند.
از شواهد یکجا نشینی آریایی ها کشف سکونت های ۹ هزار ساله در آذربایجان است که بسیار فراتر از اهلی کردن اسب است.
