طوفان نوح در ایران باستان و اوستا ، ستاره دنباله دار و طوفان
بازدیدها: 0
داستان طوفان نوح ( ع) یکی از بزرگترین روایت های قرآن و تورات است. در این داستان خداوند به واسته فرشته پیام رسان بر نوح پیام میفرستد که طوفانی سختی در راه است که منجر به نابودی انسانها و جانوران خواهد شد. و نوح باید برای بقای نژهد انسان و دیگر جانوران یک کشتی بزرگ بسازد و پیروان خود و از هر حیوان یک جفت را در کشتی جای دهد تا پس از طوفان حیوانات و انسانهای باقی مانده شروع به خولید مثل کنند و نسل انسانها و جانوران رو به افزایش یابد.
شاید برخی این پرسش را داشته باشند که چگونه ممکن است نوح از هر گوشه دنیا از هر حیوانی یک جفت را در یک کشتی چوبی با سطح فناوری کم جای د۶د ؟ اصلا چگونه ممکن است این حیوانات را از تمام قاره ها جمع کرد و اصلا چگونه در کشتی حویانات گوشتخوار حیوانات علفخوار را نخوردند ؟
چگونه انواع مارهای زهر آگین در کشتی نگهداری شدند و دیگر جانوران و انسانها را نابود نکرد ؟
جالب است که شواهد علمی نشان میدهد داستان طوفان نوح کاملا واقعی بوده و حتی داستان طوفان نوح در آنچه واقعا روی داده بسیار مهیب تر و بزرگتر از آنچه ما میدانیم و بصورت اشتباه از قران برداشت میکنیم روی داده است.
ما فکر میکنیم نوح از هر حیوان یک جفت را نگه داشت و مانع مرگ و انقراض آنها شد و بعد ها آب بالا آمده بعد ها مائین رفت!
اما باید بدانید در این طوفان بسیاری از حیوانات بکل منقرض شدند و حتی یک جفت هم از آنها نماند و حتی آبی که در قلمرو نوح بالا آمد تا امروز نیز پائین نیامده!
با تاریخ و فرهنگ آریا همراه باشید.
داستان طوفان نوح اساس و بنیاد تاسیس ایران و نظام شاهنشاهی است . شاهنشاهی ایران میراث دیرینه و هزاران ساله حکومت نوح پیامبر است. داستان تاسیس ایران و نظام شاهنشاهی به داستان عصر نوح بازمیگردد.
در ادیان ابراهیمی میخوانیم نوح سه پسر داشت. سام ، یافث و حام. معروف است ایرانیان و رومیان یافثی هستند. جالب اینکه اوستا و اساطیر ایرانی این مطلب را تائید میکنند.
در اسلام میگویند۱_ نوح ۹۵۰ سال عمر کرد.
۲_طوفان بزرگ در عصر نوح رخ دهد
۳_نوروز از زمان نوح پا بر جا است.
لطفا حدیث زیر را که از اما صادق علیه سلام درباره پیوند نوروز با نوح است را بخوانید که در پیایان منابع این حدیث آمده لست.
این روایت که به «حدیث معلی بن خنیس» مشهور است، در منابع کهن و معتبر شیعه نقل شده است .
متن کامل حدیث
متن عربی:
عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَوْمَ النَّيْرُوزِ، فَقَالَ لِي: «أَتَعْرِفُ هَذَا الْيَوْمَ؟» قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، هَذَا يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَيَتَهَادَوْنَ فِيهِ. فَقَالَ: «وَالْبَيْتِ الْعَتِيقِ الَّذِي بِمَكَّةَ، مَا هَذَا إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِيمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتَّى تَفْقَهَهُ». قُلْتُ: يَا سَيِّدِي، إِنَّ عِلْمَ هَذَا مِنْ عِنْدِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَعِيشَ مَوْتَايَ وَيَمُوتَ أَعْدَائِي. فَقَالَ: «يَا مُعَلَّى! إِنَّ يَوْمَ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ فِيهِ مَوَاثِيقَ الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَأَنْ يُؤْمِنُوا بِرُسُلِهِ وَحُجَجِهِ، وَأَنْ يُؤْمِنُوا بِالْأَئِمَّةِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ). وَهُوَ أَوَّلُ يَوْمٍ طَلَعَتْ فِيهِ الشَّمْسُ، وَهَبَّتْ بِهِ الرِّيَاحُ، وَخُلِقَتْ فِيهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ. وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفِينَةُ نُوحٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَى الْجُودِيِّ. وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَحْيَا اللَّهُ فِيهِ الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ. وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي نَزَلَ فِيهِ جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ). وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي حَمَلَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَى مَنْكِبِهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَيْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَيْتِ الْحَرَامِ فَهَشَمَهَا. وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَمَرَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) أَصْحَابَهُ أَنْ يُبَايِعُوا عَلِيًّا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِأَمْرِ الْمُؤْمِنِينَ. وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَظْهَرُ فِيهِ قَائِمُنَا (عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ) وَهُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَظْفَرُ فِيهِ قَائِمُنَا بِالدَّجَّالِ فَيَصْلُبُهُ عَلَى كَنَاسَةِ الْكُوفَةِ، وَمَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَنَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ، لِأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا وَأَيَّامِ شِيعَتِنَا، حَفِظَتْهُ الْعَجَمُ وَضَيَّعْتُمُوهُ أَنْتُمْ…»
متن فارسی:
مُعَلّی بن خُنَیس میگوید: در روز نوروز بر امام صادق (ع) وارد شدم. حضرت به من فرمودند: «آیا این روز را میشناسی؟» عرض کردم: فدایت شوم، این روزی است که عجم (ایرانیان) آن را بزرگ میدارند و در آن به یکدیگر هدیه میدهند.
امام فرمودند: «سوگند به خانه عتیق که در مکه است، این [بزرگداشت] برای امری قدیمی است که آن را برایت تفسیر میکنم تا آن را درک کنی».
عرض کردم: ای آقای من! اگر این دانش از جانب شما به من برسد، نزد من محبوبتر است از اینکه مردگانم زنده شوند و دشمنانم بمیرند.
آنگاه حضرت فرمودند: «ای معلی! همانا روز نوروز، روزی است که خداوند در آن از بندگان پیمان گرفت که او را بپرستند و چیزی را شریک او نسازند و به رسولان و حجتهای او و به امامان (ع) ایمان آورند. و آن اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادها در آن وزیدن گرفتند و شکوفههای زمین در آن آفریده شد. و آن روزی است که کشتی نوح (ع) بر کوه جودی آرام گرفت. و آن روزی است که خداوند آن گروه هزار نفری را که از ترس مرگ از خانههای خود بیرون رفته بودند، زنده کرد. و آن روزی است که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن روزی است که رسول خدا (ص) امیرالمؤمنین (ع) را بر دوش خود نشاند تا بتهای قریش را از بالای خانه کعبه پایین انداخته و درهم بشکند. و آن روزی است که پیامبر (ص) به اصحاب خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند. و آن روزی است که قائم ما (عج) در آن ظهور میکند و آن روزی است که قائم ما بر دجال پیروز میشود و او را بر زبالهدان کوفه به دار میآویزد. و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن روز چشمبهراه گشایش (فرج) هستیم، زیرا آن از روزهای ما و روزهای شیعیان ما است که عجم آن را نگه داشت و شما آن را ضایع کردید…»
این حدیث نشان میدهد نوروز را نوح پیامبر پایه گذاری کرده است.
ما در اساطیر ایران و اوستا شخصی را داریم که با نام دیگر تمام این کارها منتصب به او است.
۱_جمشید ۱۰۰۰ سال عمر کرد .
۲_ داستان طوفان بزرگ در عصر جمشید روی داد.
۳_داستان نوروز در عصر جمشید روی دهد.
میبینیم که این سه روی دهد اسلامی و آریایی بسیار شبیه هم هستند.
اما درباره نسخه زرتشتی این داستان میخواهم با شما صحبت کنیم.
خداوند به جم میگوید طوفان یخبندان بزرگی در راه است . یخبندانی که منجر به مرگ تمام جانوران و انسانها خواهد شد و خدهوند به جمشید فرمان میدهد که برای حفظ بقای نسل جانوران و انسانها از هر جانور یک جفت و تعدادی از انسانهای پیرو خود ، یک دژ به نام ورجمکرد بسازد و حیوانات و جانوران را در آن جای بدهد.
میبینید که این داستان با تفاوتی شبیه داستان طوفان نوح است. در داستان طوفان نوح باران میبارد و کشتی ساخته میشود و در طوفاه عصر جم بزف میبارد و دژ باید ساخته شود.
در داستان طوفان عصر جم یکی از نشانه های این طوفان نزدیک شدن یک ستاره دنباله دهر به نام موش دم پری است که نوعی ستاره دنباله دار بوده است .
جالب اینکه این طوفان بزرگ و این انقراض بزرگ واقعا روی دهده است و در یک عصر یخبندان بسیاری از گونه های جانوری از بین رفته و بسیاری از گونه های جانوری امروزه ایران از نسل یک یا دو جفت از جانوران آن دوران باقی مانده است.
آخرین عصر یخبندان در ۱۱ هزار سال تا ۱۲۸۰۰ سال پیش یخبندان ناگهانی روی دهد که منجر به مرگ بسیاری از گونه های جانوری شد . این گونه ها عبارت اند از نام ۱۰ تن از این جانوران را برای شما می آورم :
۱. ببر دندان خنجری (اسمیلودون) – گوشتخوار، علفزارهای آمریکا، شکارچی رأس هرم غذایی بود.
۲. تنبل غول پیکر (مگاتریوم) – گیاهخوار، جنگلهای آمریکای جنوبی، چهار دست و پا با پنجه های بزرگ.
۳. ماموت پشمالو (ماموتوس) – گیاهخوار، استپهای توندرایی اوراسیا و آمریکا، عاجهای خمیده.
۴. ماستودون (مموت) – گیاهخوار، جنگلهای آمریکای شمالی، عاجهای صاف و کوتاهتر.
۵. ببر کیسه دار (تیلاکوسمیلوس) – گوشتخوار، استرالیا، نیشهای بلند مثل اسمیلودون ولی کیسهدار.
۶. شیر غارنشین (پانترا اسپلئا) – گوشتخوار، غارهای اروپا، بزرگتر از شیر امروزی.
۷. خرس غارنشین (اورسوس اسپلئوس) – همهچیزخوار (اغلب گیاهخوار)، غارهای اروپا، جثه خیلی درشت.
۸. گاومیش کوهان دار بزرگ (بایسون لاتیفرونز) – گیاهخوار، دشتهای آمریکای شمالی، شاخهای بزرگ و کوهان بلند.
۹. شتر غول پیکر (کاملوپس) – گیاهخوار، دشتهای آمریکای شمالی، گردن بلند و بدون کوهان.
۱۰. گرگ وحشتناک (آئنوسایون) – گوشتخوار، علفزارهای آمریکا، آروارههای قدرتمند برای استخوانخوری.

در همین سال پیش میلادی پژوهشگران با بکارگیری دی ان ای سالم گرگ های منقرض شده عصر یخبندان این گرگ ها را به حیات وحش باز گرداندند.
تلفات آمریکای شمال ۷۵ درصد جانوران بوده است. میبینید که حتی بسیاری از جانوران نتوانستند حتی یک جفت از خود باقی بگذارند.
برای این انقراض در ۱۲ هزار سال پیش یک فرضیه در نظرگرفته شده که مربوط به ورود یک ستاره دنباله دار به جو زمین و انفجار در لایه جور که منجر به ایجاد غبار و در نهایت ناتوانی ورود پرتوهای خورشید از لایه های غبار انفجار ستاره دنباله دارد و در نهایت سرد شدن ناگهانی سطح زمین است که به رویداد برخورد دریاس جوان یا رویداد دنباله دار کلویس معروف لست.
هر چند نظریه رویداد دنباله دهر کلویس موافقان و مخالفانی دارد اما تا اینجا شواهد علمی مبنی بر طوفان بزرگ که منجر به انقراض بزرگ و یک ستاره دنباله دهر است را میتوان در مباحث علمی دید.
حیواناتی مانند پلنگ، یوز ،ببر و بسیار از جانوران نانند گرگ های خاکساری لز نسل یک تا دو جفت از این جانوران باقی مانده در آن طوفان است.
پس تا اینجا روایت اوستایی طوفان بزرگ مبنی بر سرمای ناگهانی و شدید و انقراض بزرگ و بقاء موجودات باقی مانده از یک تا دو جفت و ارتباط این طوفان با یک ستاره دنباله دهر که در اوستا ستاره دنباله دار موش دم پری است و در مجامع علمی به ستاره دنباله دار کلویس معروف است تا اندهزه ای مطرح و معتبر است
اما جالب تر این که ما با شواهد قرآنی این ماجرا مبنی بر بالا آمدن آب روبرو شویم .
در آن دوره با بارش شدید برف آب دریاها ۱۲۰ متر عقب رفت و این یعنی کیف خلیج فارس امروزین تدبدیل به جنگل و زیستگاه بسیار عالی برای انسانها شد.
به فاصله کم پس از آغاز طوفان عصر جم و یخبندان آب دریاها ناگهان بالا آمد و خلیج فارس که زیستگاه انسانی بوده زیر آب رفت و تا به امروز هم زیر آب است.
در برخی نظریات ایران ویج اولیه در جنگل های خلیج فارس امروزین بوده و انسان آریایی و سامی از خلیج فارس به ایران کنونی ، اروپا و شبه جزیره حجاز مهاجرت کرده است و داستان طوفان نوح میتوانسته در ۱۲ هزار سال پیش در رویداد بالا آمدن آب جنگل هایی که بعد ۶ا خلیج فارس نام گرفت روی دهده که بعد از داستان رویداد ستاره دنباله دار کلویس است.
این یعنی ضمن تاوید بر شواهد علمی قطعی بر بالا آمدن آب در قلمرو جم ( نوح) و داستان طوفان بزرگ است. ضمن اینکه داستان زوایای دیگری هم داشته که در اوستا نقل شده است.
و این شواهد علمی قطعی بر داستان طوفان نوح با تکیه بر زوایای اوستایی آن است.
منابع اصلی حدیث
این حدیث در تعدادی از مهمترین جوامع روایی و کتب ادعیه شیعه نقل شده است که مهمترین آنها عبارتند از:
1. مصباح الْمُتَهَجِّد: تألیف شیخ الطائفه، ابوجعفر محمد بن حسن طوسی (متوفای ۴۶۰ قمری). این کتاب کهنترین منبع شناختهشده برای این روایت است .
2. بحار الأنوار: تألیف علامه محمد باقر مجلسی (متوفای ۱۱۱۰ قمری). ایشان این حدیث را در مجموعه عظیم خود نقل کرده و آن را به دلیل شهرت و سند قویتر بر روایات مخالف ترجیح دادهاند .
3. مفاتيح الجنان: تألیف شیخ عباس قمی (متوفای ۱۳۵۹ قمری). ایشان نیز این روایت و اعمال مربوط به آن را در بخش اعمال ماهها و روزهای خاص نقل کردهاند .
لازم به ذکر است که برخی از محققان معاصر، بر اساس بررسیهای سندی و نسخهشناسی، در مورد اصالت کامل این حدیث ابراز تردید کردهاند . با این وجود، این روایت در طول تاریخ به عنوان مستند فقهی و روایی برای اعمال روز نوروز در میان فقها و علمای شیعه شهرت و کاربرد فراوانی داشته است .
