خاندان شاهیقهرمانان

داستان عاشقانه فرار شاهزاده ایرانی و شاهزاده خانم یونانی. زریر و اوداتیس

بازدیدها: 124

حتما داستان عاشقانه گشتاسب ( ویشتاسپ) کیانی نیای هخامنشیان و شاه هم عشر زرتشت پیامبر که با ایمان آوردنش و پشتیبانی از دین خداپرستی و شرکت در جنگها برای خدا و دین زرتشت دیو پریستی در ایران را برچید شنیده اید.

داستان شاهزاده گشتاسب که از دربار پدر پیر لهراسب قهر میکند و به روم میرود و در آنجا عاشق شاهزاده خانم رومی میشود. کاری به داستان گشتاسب و کتایون ندارم میخواهم داستان را از زاویه دید خانواده عروس یعنی یونانیان بگویم.

اول اینکه یونانیان میگویتد نه آقا داماد گشتاسب نبود و برادرش زریر بود. دوم شاهزاده خانم ما کتایون نام نداشت و اوداتیس دختر شاه امرتس بود . و سوم هم اینکه دختر ندهدیم و فرار کردند.

از زریر بگویم.

زریر سردار و شاهزاده شهید لیران در جنگهای دینی ایرانیان و تورانیان بود. پدر زریر شاه لهراسب و برادرش شاه بعدی گشتاسب بود. هخامنشیان نیز شاهی به نام ویشتاسب دهرند که هم نام همین جدش ویشتاسب برادر زریر بود.

بسیاری از تاریخ نگاران سعی کرده اند بگویند آن ویشتاسب همین ویشتاسب است. شاید در ذهن برخیشان نوظهور جلوه دهدن دین زرتشتی باشد . خب شاید. چهار هزار سال قدمت کجا ۲۵۰۰ سال کجا.

گشتاسب که مدعی تاج و تخت ایران بود وقتی به نتیجه نرسید قهر کرد اول به هند و بعد ها به روم در اصل یک دولت شهر یونانی در آسیای صغیر رفت و داستان عاشقانه شاهزاده ایرانی با دختر شاه یونان بر زبانها افتاد .

زریر برای برگرداندن برادر عازم زونان میشود.

زریر به معنی دارنده جوشن زرین سپهبد ایران شد و گشتاسب شاه ایران. لهراسب شاه سالخورده نیز به آتش کده رفت.

با شروع جنگهای دینی ایران و توران زریر فرمانده سپاه ایران بود که جزو اولین شهدای سپاه ایران بود. پسر خردسال او بستور بر دشمن میتازد و انتقام خون پدر را میگیرد. داستان شهادت زریر و انتقام بستور منظومه یادگار زریران را ساخته است.

اما به داستان عاشقانه زرین رو شاهزاده خانم اوداتیس میپردازیم.

معروف است گشتاسب عاشق کتایون رومی ( یونانی ) شد اما خادم اسکندر از جناح روبرو داستان را بشکل دیگر معرفی میکند.

میدانیم که از دواج شاهزادگانی آریایی از کشورهای و دولت های آریایی باعث نستحکم شدن تاج و تخت ایران میشود و بسیاری لز بزرگترین شاهان ایران از طریق پدر و مادر از تبار فریدون هستند. مانند کیخسرو که مادر تورانی داشت و پدر بزرگ پدری و پدر بزرگ مادریش هردو شاهان آریایی بودند یا کوروش کبیر که پدرش شاه پارسی و پدر بزرگ مادریش شاه مادی بود .

خارس میتلینی خادم اسکندر داستان عاشقانه شاهزاده ایرانی و یونانی را به زرید و اوداتیس نسبت میدهد. شبی زریر شاهزاده ایران زریر و شاهزاده خانم یونانی هم دیگر را در خواب میبینند و عاشق هم میشوند.

امرتس که قصد داشت دخترش اداتیس را شوهر دهد جمعی از پهلوانان و نامداران شهر را گرد اورده بود تا دخترش کسی را از میان آنان انتخاب کند. اوداتیس در میان مردان زریر را نیافت و گریان از انجمن بیرون میرفت که پسری با لباس سکایی را دید و او را شناخت، بله زریر که شنیده بود قرار است امرتس دخترش را شوهر دهد به آنجا رفته بود.

درنهایت این دو با هم فرار کردند و به خوبی و خشی زندگی کردند تا اینکه زریر شهید شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *