خاندان شاهی
1

فریدون شاه پیشدادی از مهمترین و شاخص ترین قهرمانان جهان آریایی است. او با ده نسل فاصله از نوادگان جمشید شاه و پدر پادشاهان ایرانی است. در بزرگی و اهمیت فریدون شاه همین بس که پس از اسلام هر فرمانروای ایرانی ازیعقوب لیس صفار که خود را از نوادگان شاهنشاه انوشیروان ساسانی میدانست تا سامانیان و زیاریان و دلیمیان و صفوی و همه خود را از نسل ساسانیان میدانستند , رضا شاه پهلوی که خود را از نسل بهرام گور میدانست .تمام دودمانهای بعد از اسلام منبع مشروعیت خود را خون ساسانی میدانستند و اما خود ساسانیان که از ستون های فرهنگی و هویت ایرانیانند خود را از فرزندان داریوش و از نوادگان فریدون شاه میدانستند . ما  میدانیم که حتی پرچم ایران در دوران ساسانی درفش کاویان همان پرچم فریدون فرخ بود. اصولا منبع مشروعیت فرمانروایان ایران باستان داشتن خون فریدون پیشدادی در رگهایایشان بود . 

فریدون که بود؟

فریدون پسر آبتین بود و نام مادر او فرانک بود کهپس از چیره شدن ضحاک در دماند زندگی میکردند که بر پایه اسطوره های ایرانی آبتین قربانی مارهای ضحاک شد اما در ادامه به ضحاک , مار هایش و آبتین خواهیم پرداخت در ابتدا به فریدون و حضور او در اساطیر هند خواهیم پرداخت چرا که همان گونه که گفتیم فریدون آخرین پادشاه اتحادیه آریایی ها بود و در نتیجه پیش از مهجرت و عجیب نیست که در ادبیات ودایی نیز ما به شخصیت فریدون بر بخوریم .  

تریتا آپتیه trita a ptiya  از خدایان ودایی است که مانند ایندره  به نبرد با اژدهای ورتره و اژدهای ویشوهروپه که سه سر و شش چشم دارد میرود . از خویشکاری هاری های تریته آپتیه نیز یکی افشردن سومه است .از دیگر نکات تریته در اسطوره های بعدی هند  تریته برادر سوم از سه برادر است که اورا به ته چاه می اندازند اما از آن سو در اوستا دیگر کتاب کهن آریایی ها اشاراتی به فریدون شده است. نام فریدون به شکل ثْرَئیتَونَ آمده , لغب فریدون اژدها کش است و پسر آبتین. آبتین دوم کسی است که هوم را مطابق آئین میفشارد و به همین دلیل شایسته میشود پدر فرزندی مانند فریدون شود. در اوستا امده فریدون با اژدهای سه سر شش چشم سه پوزه میجنگد و انرا میکشد . معنای نام فریدون دقیقا مشخص نیست ولی بخش اول آن اشاره به عدد سه دارد :ثری که در هندی تری خوانده میشود ثْرَئیتَونَ / تریتا  و احتمالا اشاره به داشتن سه نیرو مثلا مانند نیروی پزشکی دارد مشخصا در این مورد از این روی که فریدون پیش از زایش بهره وستریوشی داشت که از پزشکی سر رشته ای داشت . همان گونه که خواندیم نام هندی فریدون تریتا آپتیه است , آپتیه اشاره به آبتین نام پدر فریدون در اساطیر ایرانی دارد و داستان به چاه افتادن تریتا توسط برادرانس داستان سه پسر فریدون و کشته شدن ایرج کوکترین پسرش بدست برادرانش سلم و تور را به یاد ها می آورد  . اما همان گونه که گفتیم وقتش رسیده تا به داستان فریدون و ضحاک مادوش و رابطه آن با اژدهای سه سر برسیم. آنچنانکه در ادبیات ودایی و اوستایی امده است فریدون با اژدهای سه سر جنگید اما در شاهنامه و منابع اسلامی آمده است فریدون با ضحاک که دو مار بر دوشش رویده بود جنگیده است و اما بر خلاف ودا ها و اوستا که اژدها را کشت ضحاک را دستا بسته در ماوند کوه به بند کشید .

ضحاک جمشید جم پادشاه جهان را از تخت بزیر کشید و بر تاج و تخت و دو دوختر جمشید دست یافت و برای سالهای بسیار بر جهان فرمان راند در این حال فرزندان و شاهزادگان جمشید از قدرت دور شدند . مردی به نام آبتین که تبار جمشید بود با همسرش به نام فرانک زندگی میکردند . آبتین که هوم را مطابق آئین فشرده بود صاحب فرزندی چون فریدون شد . در بندهش نسب فریدون اینچنین امده است فریدون پسر اسفیان , پسر پر گاو , پسر اسفیان سوک گاو ,پسر اسفیان بور گاو , پسر اسفیان سیاه گاو , پسر اسفیان سفید گاو , پسر اسفیان دفر گاو , پسر اسفیان رمه گاو  , پسر اسفیان ون فروغ گاو ,  پ سر اسفیان , پسر جم,  پسر ویونگهان .

مطابق اساطیر ایرانی آبتین بدست ضحاک برای خوراک مارانش کشته میشود . فریدون با شیر گاوی به نام برمایه یا پرمایه پرورش میابد تا اینکه شبی ضحاک خواب کشته شندش را میبیند و در جلسه ای که تشکیل میدهد میفهمد که روزی چون فریدونی اورا خواهد کشت بنا بر این فرمان میدهد فریدون را پیدا کنند و بکشند و فرانک تنها و بدون همسر دست کودک را میگیرد وبه البرز کوه فرار میکند . فرانک فریدون را در البرز کوه به مردی پارسا میسپارد . ضحاک گاو برمایه را پیدا میکند و او را میگکشت.

سالها میگذرد تا این که فریدون به 16 ساله گی میرسد و از البرز کوه بطرف مادر می آید و نام و نشان پدرش را جویا میشود و مادر به او میگوید که او از تبار طهمورث شاه و جمشید شاه است و ضحاک پدرش آبتین و گاوی که از شیر ان مینوشید را کشته است از آن طرف کاوه مردی آهنگر که از 18 پسرش 17 تن از آنها را برای خوراک مار های ضحاک کشته بودند و هم اینک برای کشتن آخرین فرزند او آمده بودند به دربار ضحاک رفته بود تا پسرش را آزاد کنه در همان زمان ضحاک انجمنی درست کرده بود تا بزرگان گواهی دهند و بنویسند و امضائ کنند که ضحاک پادشاهی دادگر است  تا اگر روزی فریدونی قیام کرد او این نوشته را که سند حقانیت ضحاک است را نشان دهد . وقتی ضحاک از ستمی که بر کاوه وارد شده بود آگاه میشود دستور میدهد تا فرزند اورا رها کنند اما ضحاک از موقعیت استفاده کرده و از کاوه میخواهد تا سند را امضائ کند و دیگران بدانند که ضحاک مردی داد گر است و بخشنده در برخورد باداد خواهی کاوه با نرمش و مهربانی برخورد کرده اما ضحاک عصبانی میشود و به بازار میرود و چرم آهنگری که بر کمر داشت را بر چوب میبندد و مردم را به دور خود جمع میکند و آنها را به یاری فریدون وارث تاج و تخت ایران فرا میخواند البته ایرانشناس نامی آرتور کریستین سن دانمارکی بعد ها با نشانه های وجود کاور آهنگر در اصل داستان را رد کرد که اینجا کاری به آن ند داریم بحر حال مردمان بطرف فریدون میروند و او را به باز پس گیر ی تاج و تخت نیاکانش فرامیخوانند . فریدون چرم پاره را به گوهر ها و پارچه های رنگین سرخ و زرد و بفش می آراید و درفش کاویانی را نماد جنبش ایرانیان قرار میدهد و بطرف قصر ضحاک به راه می افتند . در اینجا یادی کنیم از مادر فریدون فرانک که وقتی پسر را آماده جنبش میبیند مال و منال و گنجی که در دست داشته به فریدون میدهد تا لشگر و سپاه گرد آورد چرا که هزینه های خوراک و جنگ افزار هر جنگ و لشگر و سپاهی در هر دوره تاریخی سنگین و زیاد است و فریدون هم نمیتوانسته بدون آذوغه بجنگ برود . توجه کنیم که فرانک و فریدون از اشراف زادگان و از نوادگلان جمشید که از خاندان شاهی و صد ها سال و چه بسا هزاران سال فرمان روایی کرده بودند میبودند و درنتیجه حتما دارائی قابل توجهی داشتند.

در راه سپاه ایران به رود خانه میرسند که در آنجا قایقی مردمان و بار ها را به آن سوی روی میبرد   , فریدون از قایق بان میخواهد که آنها را به آن سوی رود ببرند اما کشتی بان میگوید که تنها با دیدن مهر ضحاک میتواند این کار را بکند فریدون بااسب به رود میزند و همراهان به دنبال فریدون از رود بسلامت گذر میکنند . در گنگدژ یا بیت المقدس که کاخ ضحاک قرار داشت میرسند و فریدون با نیروی فره ی سحر هایی را که ضحاک قرار داده بود باطل میکند و وارد کاخ میشود و در آنجا تنها زنان ضحاک که خواهران جمشید بودند را میبیند که در اسرات ضحاک بودند . خدمت کاران ضحاک از فریدون و سپاه او پذیرایی میکنند در این زمان ضحاک در هند به دنبال فریدون بود که یکی از خدمت گذاران امین او خبر حضور مهمانانی در قصر را میدهند ضحاک میگوید مهمان را باید پذیرایی کرد خدمتگذار میگوید این نان چه مهمانانیند که در هر جای دربار پرسه میزنند ضحاک میگوید مهمان گستاخ خوشتر است و اما خدمتگذار میگوید اینان چه مهمانیند که با زنان او نشست و برخواست میکنند تا خدمتگذار این جمله را میگوید ضحاک برآشفته میشود و بطرف کاخ میرود در کاخ فریدون و ضحاک روبرومیشوند و فریدون با گرز گاوسری که پیشتر دستور داده بود بسازند بر سر ضحاک میزند و اما قبل از کشتن ضحاک سروش پیام می آورد که ضحاک را نکش و او را دربند نگه دار. فریدون ضحاک را دربند میکند و به البرز کوه میبرد .

در داستان بالا نکات قبل توجهی وجود دارد یک اینکه نام پدران فریدون همگی گاو دارند  مانند سیاه گاو بورگاو و دفر گاو از آن گذشته خوراک فریدون شیر گاوی به نام برمایه است که  در ادامه به دست ضحاک کشته میشود و کشته شدن این گاو یکی از رویداد های مهم داستان است و دیگر مورد ساختن گرزی با سر گاو است در اینجا چند بار نام گاو آورده شده اند و دلیش اقتصاد جامعه اولیه آریایی است . همان گونه که در پست های پیشین گفتیم آریایی ها در اغاز شبان بودند و از راه پرورش گاو و نگه داری گله های بسیار بزرگ گاو روزگار میگذراندند پس عجیب نیست که ایرانیان در دوران بسیار دور برای نام گذاری فرزندان خود از نام گاو و اسب استفاده کنند و به حیوانات اهلی دلبستگی داشته باشند . آرتور کریستینسن دلیل انتخاب گاو برای ساخت گرز گاو سر را این اعتقاد میداند که انسانهای باستان فکر میکردند اگر از نقش یک حیوان نیرومند بکار ببرند زور و نیروی آن حویوان در سر سلاح جمع میشود و گرز گاو سر بسیار نیروند و کارا میباشد . البته انتخاب سر گاو برای گرز فریدون مسیتواند دلیل فرهنگی که اقتصاد شبانی و گاو داری آریایی ها ایجاب میکرد باشد . 

بهر روی پس از جنگ در مهر ماه فریدون شاه به تخت مینشید و پادشاه جهان میشود , از این روی در مهر ماه جشن مهرگان برگذار میشود . در دوران فریدون شاه در منطقه ای هندوکوش یا شمال هند فریدون مازندر ها جنگ میکند . فریدون که از دو همسرش دارای سه پسر شده و پسرانش به آن اندازه بزرگ و نیرومند شده اند که هم آورد شیران و خرس ها شوند و اما تا کنون نامی بر آنها نگذاشته تصمیم میگیرد برای فرزندانش همسرانی پیدا کند او به جندل کارگذار خود میگوید سه دختر نژاده و بزرگ زاده و پاکدامن در در سرزمین های اطرف پیدا کند و به فریدون معرفی کند جندل در سرزمین ها جستوجو میکند و درمیابد که شاه یمن سه دختر دارد که زیبا و هرگز از سراپرده بیرون نیامده اند البته این داستان  و نام مکانها احتمالا در اواخر دوران ساسانی شکل گرفته و اصل آن مربوط به هند و یا هرجای دیگری میتواند باشد و بسیار بسیار بعید است در دوران پیش از پراکندگی , آریایی ها با یمنی ها و یا اعراب دارای هرگونه روابطی بوده باشند برای یا  آوری باید گفت که یمن نه در دوران هخامنشی بخشی از ایران بود و نه اشکانی و یا شاهان ابتدایی ساسانی در نتیجه شاهان مقتدری مانند داریوش و خشایارشا و یا اردشی و مهرداد هرگز به یمن نرفتند و سربازان ایرانی تا دوران انوشیروان شاه که یمنی ها برای کمک و دفع حمله حبشی کها از شاه ایران کمک خواستند هرگز به یمن نرفتند البته یمن ارزشی برای ایران نداشت سرزمینی بی آب علف و کوهستانی بدون هیچ ارزشی . همین که نزدیک چهل هزار سرباز ایرانی در بیابان های شمال آفریقا در طوفان شن ناپدید شدند برای ایران کافی بوده است. به هر روی شاه یمن که مخالف بود نقشه های درست میکند تا مخالفت کند اما در پایان مجبور به پذیرش خواسته فریدون میشود و سه دخترش را به همسری سه پسر فریدون درمی آورد .

در راه بازگشت فریدون برای آزمایش فرزندان خود را به نیروی سحر تبدیل به اژدها میند و به پسران حمله میکن پسر بزگتر دوری از درگیری را بهتر میداند و سلامتی را در درگیر نشدن میداند پسر دوم در آغاز یورش میبرد و اما اوهم از درگیری دوری میکند و پسر کوچکتر بدون ترس به اژدها حمله میکند و فریدوناز برابر فرزندان ناپدید میشود . فریدون نام پسر بزرگتر را که سلامتی را در دوری از درگیری با اژدها میبیند سلم میگذارد نام پسر دوم را که در آغاز حمله کرد تور میگذارد و نام پسر سوم را ایرج.

فریدون جهان را میان سه پسرش تقسیم کیکند و سلم را با لشگری به روم میفرستند و تور را با لشگری به چین و ترکستان البته منظور شرق و جنوب روسیه که سرزمین های سکائیان است بوده و سکاویان تا منطقه مغولستان زندگی میکرده اند سپس در میانه دوران ساسانی به اشتباه سکایی های آریایی نژاد با ترکان که به مرز های ایران نزدیک شده بودند اشتباه گرفته شدند . فریدون ایران و هند را به ایرج میدهد . سلم پسر بزرگتر بر ایرج رشک وحسد میبرد و تور را با خود هم داستان میکند و به فریدون شکایت میکنند که در تقسیم سرزمین ها داد و عدالت را فراموش کرده است فریدون ناراحت میشود و خطر را به ایرج گوشزد میکند و اما ایرج که دل پاکی داشته برای دل جویی و حل مشکلات به دیدار برادران میرود که سلم و تور برادر کوچکتر را میکشند و به این گونه جنگ های میان آریایی های ایرانی رومی و سکایی شزروع میشود.

منوچهر که پسر دختر ایرج و برادر زاده فریدون است جانشین ایرج میشود وانتقام پدر بزگ خود ایرج را میگیرد. اندر روزگار فریدون که منوچهر سر سلم و تور را میبرد و به دربار فریدون میبرد و فریدون سر فرزندان دلبندش را بریده میبیند.

فریدون در پسیری میمیرد و منوچهر جانشین او میشود.  

همان گونه که خواندیم فریدون در هند باستان از خدایان ودایی است و در ایران شاه پهلوان است , با این حقیقت که بسیاری از اسطووره ها ریشه در حقیقت دارند و هسته هر اسطوره رویداد های است که در گذر زمان به اسطوره تبدیل شده اند در نتیجه بسیاری از شاهان و پهلوانان نامی باستانی در گذر زمان تبدیل به خدایان و ایزادان شده اند . فریدون در واقعیت پادشاه و یا پهلوان و سرداری در جامعه آریایی بوده است که تبدیل به خدا شده اما با ظهور زرتشت و یکتاپرستی در ایران فریدون به مقام پادشاهی بازگشته و پس از اسلام اژدهای سه سر که فریدون با آن جنگیده تبدیل به مارهای شانه مردی ضحاک نام شده است همچنانکه ضحاک معرب آژیدهاک به معنای اژدها است . به گفته آرتور کریستین سن دلیل این کار کم کردن حسایت مسلمانان بوده است . به هر روی داستان فریدون داستان واقعی پادشاهان آریایی است که اسطوره ها سراسر ان را فرا گرفته اند.

با درود دوست عزیز(ببخشید اسم شما رو نمیدونم)
با عرض پوزش میخواستم بپرسم ایا شما سایت تلگرام یا واتسامی دارید که بتوانیم وارد ان شویم
به شدت به مطالب شما علاقه مندم و دوست دارم از شما شگاره تلفن بگیرم تا سوالاتم را با شما در میان بگذارم
باتشکر

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خاندان شاهی
داریوش هخامنشی

داریوش هخامنشی یا داریوش بزرگ سومین شاهنشاه ایران پس از کوروش بزرگ و کمبوجیه هخامنشی  , شاهنشاه ایران بود. داریوش هخامنشی بزرگترین و نیرومند ترین شاهنشاه طول تاریخ ایران تا به امروز بود ,داریوش هخامنشی معمار و بنیانگذار نظام سیاسی ایران است که تا به امروز ایران به همان شالوده …

خاندان شاهی
چرا برخی با کوروش و هخامنشیان دشمن هستند؟

چگونه ممکن است گروهی پیدا شوند و با شاهان دادگر و مهر بان و تمدن ساز ایران مانند کوروش بزرگ و داریوش که به مردم ایران بسیار خدمت کردند و در پایه گذاری تمدن ایران نقش بسزای داشتند (هرچند شاه یکی از پایه های تمدن و فرهنگ ایران است و …

خاندان شاهی
شاهنشاه شاپور دوم ساسانی

شاهنشاه شایور دوم از افتخارات پادشاهی آریائیان است چرا مردی فرمانده ای نیروند و بی باک بود و به درستی و هوشمندی در جنگها پیروز میشد ,مردی جوان مرد و پر هیزگار بود و برخورد های سیاسی عاقبت اندیش بود او مردی میهن پرست بود که بار ها خاک کشور …