اندیشه

پادشاهی در اندیشه ایرانشهری

Views: 18

چیزهایی که امروزه درباره نظام شاهنشاهی وجود دارد درست نیست. امروزه تعریف درستی از نظام و دستگاه شاهنشاهی ارائه نمیشود. 

متاسفانه این اندیشه نادرست پخش شده دستگاه شاهنشاهی دستگاه سکولار و غیر اسلامی است . بعد از انقلاب ویرانگر مشروطه و ورود اندیشه های مخرب مدرنیته و آنچه نوگرایی مینامند ایران دچار گسست اندیشه ها شده است. برخی تمام سنتهای درخشان ایرانیت را کنار گذاشته و شبه دین مدرنیته و مذاهب جعلی آن مانند کمونیسم و لیبرالیسم را پذیرفته اند. برخی چون ما به اندیشه های شکوهمند ایرانشهری باورمند مانده اند. دین دارند و مسلمان هستند، به خانواده و ارزش های آن پایبند هستند و پاسدار خاک و مرزهای ایران و حامی تاج و تخت ایران هستند. اما برخی که نه مدرنیته را به درستی درک کرده و نه می توانند از سنت ها گدر کنند تلفیقی از سنت و مدرنیته ساخته اند. مثلا به ایران مدرن یا پادشاهی مدرن قایل هستند ! این در حالی است که ایران ذاتا خود بزرگترین سنت ماست و پادشاهی از ریشه دارترین سنت های ایران شهری و بدیهی است که سنت مدرن نمیشود. سنت در تضاد ماهوی با مدرنیته است. ما هیچ اسلام مرنی نداریم، هیچ پادشاهی مدرنی نداریم . 

اینجا توضیح می دهم که پادشاهی چیست . 

برخی گمان میکنند پادشاه مردی است تاج دار ! اما این اندیشه درست نیست زیرا درست این که شاه مردی خدایی و برگزیده خدا است که تاج بر سر میگذارد. 

شاه جانشین خداست و فرامین الهی را پیش میبرد. منتها رواداری و میانه روی در سنت ایرانی از جمله کارهایی که موجب رضای الهی میشود. یعنی رواداری و میانه روی شاه بدلیل سکولار بودن او نیست میانه روی در سنت ایران از نشانه های دینداری و خداپرستی است . 

میدانیم که شاهان آغازین ایران مانند کیومرث و طهمورث به فرمان الهی با اهریمن جنگ کردند. جم به فرمان خدا ورجمکرد را ساخت تا برخی موجودات پس از طوفان برف زنده بمانند. یا در داستان کیخسرو خواندیم که گودرز سروش فرشته الهی را در خواب دید که نشانی کیخسرو در توران  را به او داد. کیخسرو مرد الهی بود.  

در شاهنامه زمانی که آسیابان می خواست شاهنشاه یزدگرد را بکشد شاه این چنین گفت : 

چنان دان که شاهی و پیغمبری

دو گوهر بود در یک انگشتری 

در ایران باستان و سنت ایرانشهری حکومت تنها از آن خداست. حکومت نه از آن اکثریت است و نه اقلیت. ثروتمندان حق حکومت ندارند . با باهوش ها نه توانگر ها. نه نظامی ها و نه غیر نظامی ها. فرمانروائی تنها از آن خداست. در این میان سنت ایرانشهری میگوید در منازعه میان سپنتا مینو و انگره مینو که دو جوهر وجودی در جهان هستند که با آفرینش جهان مادی توسط خداوند به خواست و اراده خداوند این دو جوهر هم آفریده شده اند، خداوند یک مرد دیندار، باهوش ،شجاع و خلاصه از کاملترین انسانها را برای مقام شاهی برمیگزیند. در شاهنامه آمده است شاهی و پیامبری هر دو برگزیده الهی هستند. در سنت ایرانشهری شاهی مقامی الهی است. 

ایرانشهر میگوید جهان مادی میدان مبارزه دو اندیشه نیک و اندیشه اهریمنی است . نیکی وجود دارد و اهریمن نیز وجود دارد. این دو اندیشه دو جوهد وجودی جهان مادی یا آنچه گیتی مینامیم هستند. انسان در جهان معنوی با پروردگار پیمان بسته است تا در این جهان نیکی را پاس بدارد و با بدی دشمن باشد. خب وقتی به این جهان امده این قرار بوده میان این دو گوهر انتخاب کنیم و با یکی جنگ کنیم . طبیعی است بسیاری اهریمن را برگزدیده و در جهان بدی کرده و میکنند چون سربازان شریر مغول یا سپاهیان جنایتکار خلفای عرب. اینجا چه باید کرد ؟ تباه شد؟ ایستاد و نگاه کرد و تباه شد ؟ یا دشمن شریر را تباه کرد ؟ میدانیم جنگ کار هر کسی نیست و جنگیده شجاعت و سلحشوری میخواهد. میدانیم جنگ انگیزه والا میخواهد و هوش بسیار که کار هرکسی نیست. اینجا مردم به دو گروه انانی که فقط هستند و آنهایی که برای بقای گروه نخست هستند جدا میشوند. یعنی مردم و پاسداران مردم. فرمانروایی بر عده گروه دوم است یعنی پاسداران مردم. گروهی که از جان و مال و ناموس مردم دفاع میکنند. گروهی که بقای مردم به عملکرد آنها بستگی دارد. هر جنگجویی هم توان مدیریت و فرماندهی سپاه و لشکر ندارد که فرماندهی مقامی است بزرگ و ویژه . 

شاهنشاهی هم با مقام فرماندهی جنگ فاصله بسیار دارند. چو آنکه شاه عباس بزرگ صفوی از خود یادگار فراوان علمی و فرهنگی و مذهبی فراوان گذاشت اما بسیاری از فرماندهان در جنگ خلاصه میشوند. با این اندیشه و فرض که در طبیعت شیر ،شیر می زاید و گرگ،گرگ میزاید خب شاهان شاهزاده می زایند  .

تاریخ شاهد این نوشته است که دوران شاهنشاهان ایران باستان درخشان ترین دوره تاریخ بشری بود. هزار سال دادگری و بدون حتی یک بازار برده . جنگجویان بسیار و یک شاه برای عدالت و دادگری. یک شاه یک سپاه برای یک خدا.  

اینجا درباره فره ایزدی شاهنشاه هخامنشی کوروش بزرگ در منابع مقدس یهودی گفته بودم. متخصص و صاحب نظر دین یهودیت و کتاب های مقدس یهودی نیستم اما چیز جالبی که در اینستاگرام دیدم را برای شما بازگو میکنم. یک حساب ویدیوی پخش کرد که میگفت خداوند نسبت به موسی گفته است بنده خدا  اما نسبت به کوروش بزرگ گفته مسیح خدا.  البته ما در اسلام میگویم حضرت موسی به همراه پیامبران بزرگی چون ابراهیم (ع) نوح(ع) عیسی(ع) و حضرت محمد(ع) پنج پیامبر برگزیده هستند از میان ۱۲۴۰۰۰ پیامبر دیگر. پس طبیعی است جایگاه موسی نسبت که کوروش بسیار بزرگ تر باشد اما این هم است که خداوند نام کوروش را در کتاب مقدس به نیکی آورده است. 

سنت ایرانشهری میگوید برخی از مردمان نیستی و ویرانی را برای هم نژادان و دیگر مردمان بیگانه می خواهند. چه بسیار دیده ایم ایرانیان با بیگانگان بر علیه مردم ایران همکاری کرده اند. همین جاسوس هایی که با اسرائیل هم دست شده و دانشمندان هسته ای ما را ترور کرده یا ان بی مایکانی که با صدام هم دست شدند و خون ایرانیان و شیعیان شریف عراق را ریختند‌. 

اما شاهنشاه همیشه حامی و پشت ایرانیان است و هرگز به ایران و ایرانی خیانت نمیکند. 

مشکل امروز ایران آن است که مشروطه به زمین داری و خانها ضربه زد. تا دهها سال دست به سرکوب روحانیت زد و در نهایت پادشاهی نابود شد. البته باید گفت زمانی که از پادشاهی صحبت میکنیم الگوی ما صفویه است و شاهان بزرگی چون شاه اسماعیل و شاه عباس بزرگ. 

بازگشت به نظم طبیعی ایرانشهری بازگشت به اسلام و مرجعیت عظیم شان است بازگشت به نظام زمین داری و خان های  میهن پرست و شاه  است. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *