اندیشه

اصول سنتگرایی ایرانی. سنت و پادشاهی

بازدیدها: 12

یکی از دوستانی که لطف دارند وبگاه تاریخ و فرهنگ آریا را دنبال میکنند در زیر نوشته ای که در نقد ندانم کاری و خیانت پهلوی به ایران، سنت و سلطنت نوشته بودیم چنین نظری برای ما نوشته بودند:

شما که سلطنت طبید چطور طرفدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستید نکنه مثل مایوس نادان برای فریب این کار را می کنید؟

ما اینجا در وبگاه تاریخ و فرهنگ آریا دو نوشته در پاسخ به این پرسش خواهیم نوشت. یکی با موضوع فراماسون ها و برکشیدن پهلوی و یکی هم همین پست حاضر.

یک مقدمه نسبتا بلند درباره رابطه پهلوی با مدرنیته و سرکوب سنت ایرانشهری بگویم که بدانیم چرا یا سلطنت طلب باسد از پهلوی بیزار باشد و تا جایی که امکان دارد طرفدار انقلاب اسلامی باشد:

این نوشته ما با عنوان اصول سنتگرایی در ایران . سنت و پادشاهی به موشکافی سنتگرایی و رابطه آن با نهاد پادشاهی میپردازد. این حقیقت که سنت و مدرنیته دو دشمن دیرینه هستند که با آغازین لحضات آفرینش گیتی در غالب جنگ فرشتگان و دیوان آغاز شد و تا به امروز با اشکال و نام های گوناگون در جریان است.

در این جنگ بزرگ معنا ، پهلوی که توسط فراماسون های شیطانی ایرانی از نگاه بسیاری از پژوهشگران، وابسته به انگلستان برکشیده شدند اصول مدرنیته را جاری کردند و با ارزش های سنتی ایران مانند حجاب، نهاد روحانیت ، خانواده و ارزش های دینی مخالفت کردند. ارزش هایی که از دل سنت آمده بود. سنتی که دین، سلطنت، خانواده و زمین ( مزرعه/میهن/خاک) از دل آن می آید.

اینجا می خواهیم در این باره بگوییم که سنت چیست؟ سلطنت چیست؟

خوب است یا حداقل مفید است یک روز شاهی مانند رضا شاه می آید و بزور حجاب از سر زنان باز میکند و شاید روز دیگر شاهی دیگر زنا را اجباری کند ؟ سنت هم در ذات خود دموکراسی ندارد چرا ؟ چون سنت تجربه تاریخ و وحی را دارد که به اصولی رسبده و میداند برخی گرایش به کارهای ناپاک دارند مانند فحشاء و تجاوز. پس سنت برای پیش برد اهداف خود فردی را می آورد تا به زبان خود یا ناخوش فاسدان و شیاطین را سرکوب و پس براند! اگر سنت به دموکراسی قائل باشد همه حق رای و اظهار نظر خواهند داشت حتی قاتل ها، حتی مجاوزان زنجیره ای، باحشه ها، دزد ها و تبه کار ها، کسانی که باید سرکوب شوند. سلطنت برای سنت تبه کاران را سرکوب و تنبیه میکند.

اما بازگردیم به سنتگرایی چیت و اصول آن چیست ؟

سنت از چهار ضلع : زمین،خانواده،دین و پادشاهی تشکیل میشود. این چهار ضلح سه طبقه آریایی را به خومت میگیرد یعنی سه طبقه آریایی روحانیون یا آثرونان ، طبقه ارتشتاران یا نظامیان و طبقه تولید کنندگان یا دستورزان .

این چهار ضلعی که گفتم به همراه سه طبقه آریایی ساختار بنیادین آریانا یا ایرانشهر هستند و نمیتوان هیچ یک از این چهار ضلع را از هم جدا کرد اگر یکی از این چهار ضلع را جدا کنیم باقی دیگر اضلاع آسیب خواهند دید و حتی اگر یکی از آن سه طبقه آسیب ببینند یا از سنت جدا کنیم باقی طبقات و آن چهار ضلع هم آسیب خواهند دید .

این چهار ضلع یعنی زمین ، خانواده، دین و سلطنت در کنار سه طبقه روحانیون، ارتشتارها و تولید کننده گان هسته گرکزی جامعه آریایی هستند. آنقدر مهم که میدان شاه اصفهان را میتوان آریایی ترین نقطه جهان دانست جایی که سه رکن دین،سلطنت و بازار گرد هم جمع میشوند.

پس اینجا بگوییم اصلا ما سلطنت طلب نداریم. ما در اصل سنت گرایی داریم. سنت گرایان با هر درجه ای از اعتقاد و ایمان به دین، خانواده و زمین و شاه اعتقاد دارند. یعنی سنتگرایان به سلطنت هم اعتقاد دارند به سلطنتی که حمایت گر دین، میهن /زمین و خانواده است .

اینجا یک نکته ای بگویم و آن این است که چرا هختمنشیان شاه شدند ؟ چون ۱۰۰۰ سال قبل جدشان ویشتاسب شاه حامی دین زرتشت بود و طبعتا با گسترش مزداپرستی مشروعیت هخامنشیان بیشتر میشد.

اگر خانواده نباشد زمین نه به کار می آید و نه مالکیت آن به فرزندان و نوادگان انتقال نمیباید پس اگر خانواده نباشد زمین نیست، اگر زمین نباشد خانواده هم نیست چون خانواده باید زمینی داشته باشند که خانه،مزرعه/کارگاه ایجاد کنند پس زمین /کشور به خانواده نیاز دارد و خانواده به زمین/کشور نیاز دارد .

از سوی دیگر اگر دین نباید خانواده احتمال زیاد فرومیپاشد چرا که حفظ اصول اخلاقی و پاکدامنی که منجر به تشکیل خانواده سالم شود لازمه اش حفظ دین است . پس دین خانواده را حفظ و نگهداری میکند و خانواده زمین را و زمین جایی است که دین و خانواده بر قرار است. یعنی دین خانواده لازم دارد و زمین و زمین خانواده لازم دارد و دین و خانواده برپا نمیشود تا روزی که زمین و دین داشته باشد.

فرض کنید یک دینی باشد که بر سرزمینی حکومت نمیکند، خب میشود اقلیت دینی که توی سرش میزنند مانند شیعیان مظلوم مصر. در مصر مسیحیان که ده درصد جامعه هستند آزادی های حداقلی دارند اما شیعیان مصر که یک تا دو درصد جامعه هستند تغریبا هیچ حقی ندارند.

پس دین زمین میخواهد و خانواده .

اما ممکن است کسانی بخواهند از بیرون مرزها به کشور بتازند و خانواده، دین و ناموس و خاک و گنج را به تاراج برند چون معلولان و اعراب که با این کشور کردند ! پس کشور یک شاه میخواهد. یک شاه که از خاک، دین و خانواده /ناموس دفاع کند. شاهی که با ناهنجاری های اخلاقی برخورد کند. اقلیت بدیدین را سرکوب کند و فاسدان را براند. چون آن شاه ساسانی که سپاه و امپراتور دیو پرست رومی را اسیر کرد دیوان و دیو پرستان داخلی و خارجی را سرکوب کند و اسیر سازد.

سپاه سپاهیان دشمن را که از بیرون از مرزها می ایند را تباه کند و از میان بردارد .

اینجا میشود گفت سنتگرایی چیست و سنتگرا کیست و رابطه سنت و سلطنت چیست .

اگر خانواده،زمین/کشور و دین وجود نداشته باشند سلطنت هم وجود ندارد. یعنی هیچ شاهی نیست که بر خاکی حکومت نکند و قلمروی نداشته باشد و مردمی نداشته باشد.

دین جوانان را تشویق به ایجاد خانواده میکند. خانواده فرزند آوری میکنند و فرزندان بخشی بر روی زمین پدران و مادران خود کار میکنند و یا بخشی و گروهی از جوانان بنا بر توصیه نهاد دین به سپاه و ارتش شاهنشاهی میپوندند.

در جنگ های سپاهیان ایران با انگیزه دفاع از دین، خانواده و میهن است که به جنگ میروند.

پس ما در اصل سنتگرایی داریم و نه سلطنت طلبی. اگر سنت گرا باشیم پس سلطنت طلب هم هستیم هرچند جزعی و اندک.

انقلاب اسلامی زنده کننده بسیاری از سنت های ایران است. انقلاب اسلامی ارکان خانواده و دین دفاع میکند که بسیار مفید برای ایران است. پس من بعنوان یک سنتگرا به به نهاد سلطنت جزعی یا حداکثری قائلم خود را مدافع انقلاب اسلامی میدانم زیرا یک سنتگرا به زمین، خانواده و دین و سلطنت قائل است.

4 thoughts on “اصول سنتگرایی ایرانی. سنت و پادشاهی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *