تاریخچه ولایت فقیه و سلطنت ایران
بازدیدها: 1
بسیاری می اندیشند سلطنت و پادشاهی در تضاد با ولایت فقیه است ، در ظاهر هم این چنین است زیرا در سال ۱۳۵۷ امام خمینی ره با سرنگونی نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نظام جمهوری اسلامی را پدید آورد و این چنین نظام شاهنشاهی با ولایت فقیه کارد و پنیر و دشمن استند!
اما این اندیشه از آنجا اشتباه است که امام خمینی را اولین ولی فقیه ایران یا جهان تشیع میدانند و حکومت سخیف پهلوی را نماینده نظام شاهنشاهی میدانند.
ولایت فقیه و نیابت امام عصر ( عج) قدمتی به اندهزه عصر غیبت دارد .
در پیش از انقلاب اسلامی در دوران صفویه ولی فقیه را شیخ الاسلام میخواندند و آیت الله محقق کرکی یا همان محقق ثانی اولین شیخ الاسلام ایران در دوران صفویه بود که ما در پایان متن فرمان شاه طهماسب صفوی در به رسمیت شناختن مقام شیخ الاسلامی محقق ثانی ( کرکی) در سال ۹۳۶ هجری قمری را می آوریم.
پیشتر گفته بودیم شاه ظل الله و سایه خدا و حرس( پاسدار) دین است . پس در فقه شیعه امام عصر ( عج) ولی الهی و ولی فقیه نائب امام عصر در دوران غیبت است.
پس طبیعی است شاه شیعه بعنوان نگهبان دین در خدمت قرآن ، امام عصر و ولی فقیه ( شیخ الاسلام ) در عصر غیبت باشد .
در دوره صفویه، «شیخالاسلام» یک مقام کشوری و واحد نبود که یک نفر برای کل ایران باشد. در واقع در هر شهر بزرگ و هر ایالت، یک شیخالاسلام داشتیم. مثلاً اصفهان، شیراز، تبریز، قزوین، کرمان و مشهد هر کدام شیخالاسلام خودشان را داشتند. اینها بالاترین مقام دینی و قضایی آن منطقه بودند و اختیاراتی مثل قضاوت شرعی، نظارت بر قاضیان، رسیدگی به اوقاف، فتوا دادن و نظارت بر اجرای احکام دینی داشتند. گاهی هم امامت جمعه با آنها بود.
اما شیخالاسلام پایتخت وضعیت ویژهای داشت. پایتخت اول قزوین بود و بعد از شاه عباس اول شد اصفهان. از وقتی اصفهان پایتخت شد، شیخالاسلام اصفهان مهمترین شیخالاسلام ایران شد. یعنی گرچه منصبش محلی بود، ولی به خاطر پایتخت بودن، اعتبار و نفوذش از همه بالاتر بود. او بر شیخالاسلامهای شهرهای دیگر برتری داشت و به نوعی بالاترین مرجع دینی کشور محسوب میشد. انتصاب در این مقام یعنی تأیید از طرف شاه به عنوان چهره اول دینی. پیش از اصفهان هم قزوین همین جایگاه را داشت.
حالا اگر لیست شیخالاسلامها را مرور کنیم:
· محقق کرکی (محقق ثانی)، اهل کرک نوح در جبل عامل لبنان. شاه طهماسب اول او را منصوب کرد و اختیاراتش در آن زمان خیلی وسیع بود، طوری که نایب امام زمان خوانده شد.
· معزالدین محمد اصفهانی، اهل اصفهان.
· شیخ علی منشار عاملی، اهل جبل عامل.
· شیخ بهایی، اهل بعلبک لبنان، که شیخالاسلام اصفهان شد و نفوذ زیادی داشت.
· شیخ محمد مفتی اصفهان، اهل اصفهان.
· میر غیاثالدین محمد میرمیران، اهل یزد.
· میرزا قاضی، اهل اصفهان.
· شیخ علینقی طغایی کمرهای، اهل کمره.
· سید محمد حسینی بحرانی، اهل بحرین.
· میرزا محمدباقر محقق سبزواری، اهل سبزوار، شیخالاسلام اصفهان.
· آقاحسین خوانساری، اهل خوانسار.
· علامه محمدباقر مجلسی، اهل اصفهان، معروفترین شیخالاسلام اواخر صفویه.
· شیخ جعفر قاضی کمرهای، اهل کمره.
· میر محمدصالح خاتونآبادی و میر محمدباقر خاتونآبادی، اهل اصفهان.
· ملا محمدحسین ملاباشی تبریزی، اهل تبریز.
· شیخ عبدالله سماهیجی بحرینی، اهل بحرین.
· و چند نفر دیگر که اطلاعات دقیق زادگاهشان در دسترس نیست.
متن فرمان شاه طهماسپ صفوی
بسم الله الرحمن الرحیم یا محمد یا علی!
فرمان همایون شرف نفاذ یافت؛ آن که چون از بدوِ طلوع تباشیرِ صبح دولتِ ابدْ پیوند، و ظهور رایات سعادت آیات شوکت ارجمند، که بدون توافق آن رقم سعادتمندی دستِ قضا بر صحیفهٔ احوال سعداء نمیکشید، اعلاء اعلام شریعت غرّای نبوی را که آثار ظلام جهالت از فضای عالم و عالمیان از ظهور خورشید تأثیر آن زوالپذیر شود، از مستمدّات ارکان سلطنت و قواعد کامکاری میدانیم و احیای مراسم شرعِ سیدالمرسلین و اظهار طریقهٔ حقهٔ ائمه معصومین: که چون صبح صادق غبار ظلمتآثار بدع مخالفان مرتفع گرداند، از جمله مقدمات ظهور آفتاب معدلتگستری و دینپروری صاحبالامر علیهالسلام میشماریم.
و بیشائبه، منشأ حصول این امنیت و مناط وصول بدین نیت و انقیاد و پیروی علما، دین است که به دستیاریِ دانشوری و دینگستری صیانت و حفظ شرع سیدالمرسلین نموده، به واسطهٔ هدایت و ارشادشان کافّهٔ انام از مضیقِ ضلالت و گمراهی به ساحتِ اهتدا توانند رسید و از یمن افاداتِ کثیرالبرکاتشان کدورت و تیرگی جهل از صحایف خواطرِ اهل تقلید زدوده شود؛ سیّما در این زمانِ کثیرالفیضانِ عالیشأنی که به رتبهٔ ائمه هدی (علیهمالسلام و الثناء) احتضان دارد و متعالی رتبت خاتم المجتهدین، وارث علوم سیدالمرسلین، حارس دین امیرالمؤمنین، قبله الأتقیاء المخلصین، قدوة العلما الراسخین، حجه الإسلام و المسلمین، هادی الخلایق الی الطریق المبین، ناصب أعلام الشرع المتین، متبوع أعاظم الولاة فی الأوان، مقتدی کافة اهل الزمان، مبیّن الحلال و الحرام، نایب الإمام علیهالسلام لازال کاسمه العالی علیاً عالیاً که به قوّه قدسیه، ایضاح مشکلاتِ قواعدِ ملت و شرایعِ حقّه نموده، علمای رفیعالمکانِ اقطار و امصار روی عجز بر آستانهٔ علومش نهاده، به استفاده علوم از مقتبسات انوار مشکات فیض آثارش سرافرازند و اکابر و اشراف روزگار سر اطاعت و انقیاد از اوامر و نواهی آن هدایتپناه نپیچیده، پیروی احکامش را موجب نجات میدانند، همگی همتِ بلند و نیت ارجمند مصروف اعتلاء شأن و ارتقاء مکان و ازدیاد مراتب آن عالیشأن است.
مقرر فرمودیم که سادات عظام و اکابر و اشراف فخام و امرا، و وزراء و سایر ارکان دولت عالی قدسی صفات مومیالیه را مقتدا و پیشوای خود دانسته، در جمیع امور اطاعت و فرمانبرداری به تقدیم رسانند. و آنچه را امر نمایند، مأمور، و آنچه را نهی نمایید، منهی بدانند. و هر کس را از متصدیان امور شرعیهٔ ممالک محروسه و عساکر منصوره عزل نماید، معزول و هر کسی را نصب نماید، منصوب دانسته، در عزل و نصب مزبورین سند دیگری محتاج ندانند. و مقرر شده آنچه از مستمری سالهای قبل از محل ضرب سکه باقی مانده بدون درنگ به ایشان برسانند و سکه مدینهالمؤمنین «حله» را نزد نمایندگان ایشان ببرند و بدون نظر ایشان از ضرب سکه خودداری نمایند و از مخالفت با این دستورات بپرهیزند.
کتبه طهماسب بن شاه اسماعیل الصفوی الموسوی.
· القاب اعطایی به محقق کرکی: «خاتم المجتهدین» (خاتم مجتهدان)، «وارث علوم سیدالمرسلین» (وارث علوم پیامبر)، «حارس دین امیرالمؤمنین» (نگهبان دین امام علی)، «نایب الإمام علیهالسلام» (نایب امام زمان).
· دستور اطاعت: همهٔ سادات، امرا، وزرا و ارکان دولت باید محقق کرکی را «مقتدا و پیشوای خود» بدانند و در همهٔ امور از او اطاعت کنند.
· اختیار عزل و نصب: هر کس را که محقق کرکی از مناصب شرعی عزل کند، معزول و هر که را نصب کند، منصوب است و در این امور به سند دیگری نیاز نیست.
· نظارت بر ضرب سکه: سکهٔ «حله» بدون نظر و تأیید نمایندگان محقق کرکی ضرب نشود.
در برخی منابع، جملهٔ معروف که شاه طهماسب خطاب به محقق کرکی گفته نیز نقل شده است:
«تو به سلطنت از من سزاوارتری، زیرا که تو نایب امام میباشی و من از جملهٔ عمّال تو میشوم که به اوامر و نواهی تو عمل میکنم.»
