خاندان شاهیقهرمانان

شاهنشاه مهرداد دوم بزرگترین شاهنشاه اشکانی

بازدیدها: 0

اگر روزی فردوسی دیگری برخاسته بود و شاهنامه‌ای مستقل برای اشکانیان می‌سرود، بی‌گمان شاهنشاه مهرداد دوم یکی از ستارگان درخشان آن حماسه بزرگ می‌بود. راستی که شاهنشاهی ایران در دوران اشکانی یک فردوسی می‌خواست که تاریخ شاهنشاهان بزرگ چون ارشک یکم و شاهنشاه مهرداد یکم و شاهنشاه مهرداد کبیر (دوم) و سلحشورانی چون سردار سورنا و اسوران و پهلوانان بزرگ اشکانی را در شاهنامه‌ای مستقل با نام شاهنامه اشکانی گرد هم جمع آورد. دوران اشکانی چنان شاهان و سرداران بزرگی دارد که خود یک تاریخ بزرگ است و هر کدام از این شاهنشاهان، سهمی والا در بازگرداندن شکوه کهن ایران زمین داشتند.

از میان شاهنشاهان اشکانی دو مهرداد هستند که پادشاهی محلی اشکانی در شمال شرقی ایران و حدود ترکمنستان امروزی را تبدیل به یک شاهنشاهی بزرگ و جهانی کردند و جایگاه شاهنشاه را دوباره احیاء کردند. اما آنکه این جایگاه را به اوج رساند و برای همیشه بر تخت شاهنشاهی نشاند، کسی نبود جز شاهنشاه مهرداد دوم که تاریخ او را با لقب «بزرگ» می‌شناسد.

از میراث مهرداد یکم تا شکوه مهرداد دوم

پیش از آنکه به دوران شاهنشاه مهرداد دوم گام نهیم، باید نگاهی به پیشینه داشته باشیم. مهرداد یکم بود که نخستین گام‌های اساسی را در راه گسترش شاهنشاهی اشکانی برداشت. او بود که از دل دولت کوچک محلی اشکانی در شمال خراسان، قلمرویی بزرگ آفرید و مرزهای ایران را از مناطق محدود پارت در شمال شرق ایران گسترانید و تا سرزمین‌های کهن بین‌النهرین و قلمرو سلوکی پیش رفت و لقب شاهنشاه را بر سکه‌های خود نقش زد. اما باید دانست که این عنوان در دوران پس از او تا حدودی به فراموشی سپرده شد و نزدیک به پنجاه سال بعد بود که شاهنشاه دیگری، مهرداد دوم، این لقب را دوباره زنده کرد، آن را تثبیت نمود و شاهنشاهی ایران را پس از سقوط هخامنشیان، بار دیگر به صورت یک نظام منسجم و قدرتمند جهانی بازگرداند. مهرداد دوم بود که نام ایران را بر سر زبان‌ها انداخت و خود را شاهنشاه ایران نامید و با این کار، روح تازه‌ای در کالبد شاهنشاهی دمید.

اوضاع آشفته پیش از تخت‌نشینی شاهنشاه مهرداد دوم

سال ۱۲۴ پیش از میلاد، شاهنشاهی اشکانی در شرایطی بس دشوار بود. شاهنشاه اردوان یکم، در نبردی با کوچ‌نشینان تندرو شرقی، جان خود را از دست داده بود و امپراتوری نوپا از دو سوی شرق و غرب در فشار بود. در شرق، قبایل سکاها و ساکاها چون سیل ویرانگری پیش می‌تاختند و بخش‌هایی از باختر (بلخ) را اشغال کرده بودند. در غرب نیز دولت‌های محلی میان‌رودان سر به شورش برداشته بودند و اعراب صحرانشین به نواحی بابل یورش می‌بردند. در چنین شرایطی بود که شاهنشاه مهرداد دوم، این سردار بزرگ و سیاستمدار کارآزموده، بر تخت شاهنشاهی نشست و آغازگر دورانی نوین در تاریخ ایران شد.

جنگ‌های شاهنشاه مهرداد دوم در چهار جبهه

جبهه شرق؛ نبرد با سکاها و ساکاها

بزرگ‌ترین تهدید نظامی که شاهنشاه مهرداد دوم با آن روبرو شد، از سوی سکاها بود. این کوچ‌نشینان جنگ‌آور که بخش‌های شرقی ایران و باختر را در چنگ داشتند، نه تنها پدر شاهنشاه را کشته بودند، بلکه هر لحظه بیم آن می‌رفت که به عمق سرزمین‌های اشکانی بتازند. شاهنشاه مهرداد دوم با هوشمندی و شجاعت، سپاهی آراسته و به سوی شرق لشکر کشید. نبردی سهمگین درگرفت و شاهنشاه اشکانی چنان شکستی بر سکاها وارد آورد که برای سال‌ها جرئت نزدیک شدن به مرزهای ایران را نیافتند. او باختر و هرات را آزاد ساخت، دولت سکایی سیستان را مطیع خود کرد و مرو و بخش‌هایی از فرارود (ماوراءالنهر) را نیز به قلمرو شاهنشاهی افزود. با این پیروزی، راه‌های تجاری شرق برای بازرگانان ایرانی امن شد و جاده ابریشم زیر چتر قدرت شاهنشاه مهرداد دوم قرار گرفت.

جبهه غرب؛ لشکرکشی به بین‌النهرین و سوریه

شاهنشاه مهرداد دوم، پس از اطمینان از امنیت مرزهای شرقی، چشم به غرب دوخت. نخست، دولت‌های شورشی الیمائی و میشان را سرکوب کرد و حملات اعراب به بابل را در هم کوبید. سپس در سال ۱۱۳ یا ۱۱۴ پیش از میلاد، شهر دورا اروپوس را در سوریه تصرف کرد و قلمرو شاهنشاهی خود را تا نزدیکی مرزهای روم گسترش داد. این پیروزی بزرگ، سرزمین‌های سوریه و بین‌النهرین را زیر نگین شاهنشاهی اشکانی قرار داد و مرز غربی ایران به رود فرات رسید. شاهنشاه مهرداد دوم، با این فتوحات، ضربتی سخت بر پیکر دولت‌های بازمانده از سلوکیان وارد ساخت و آنها را به صورت دولت‌هایی تابع درآورد.

جبهه شمال‌غرب؛ ارمنستان و قفقاز

شاهنشاه مهرداد دوم در شمال غرب نیز دست به کار شد و به ارمنستان لشکر کشید. او آرتاوازد یکم، پادشاه ارمنستان را در هم شکست و پسر او، تیگران (که بعدها به تیگران کبیر شهرت یافت)، به عنوان گروگان به دربار اشکانی برده شد. شاهنشاه مهرداد دوم برای آزادی او، هفتاد دره از خاک ارمنستان را به قلمرو خود ضمیمه کرد و پادشاهی‌های ارمنستان، ایبری (گرجستان امروزی) و آلبانیای قفقاز (جمهوری آذربایجان امروزی) را به کشورهای تابع شاهنشاهی ایران تبدیل نمود. بدین گونه، مرزهای شمال غربی تا دامنه‌های قفقاز کشیده شد و امنیت راه‌های تجاری شمالی تأمین گردید.

جبهه جنوب؛ شکست اعراب صحرانشین

در جنوب نیز، شاهنشاه مهرداد دوم با چادرنشینان تازی که قصد ورود به قلمرو اشکانی را داشتند، نبردی سخت کرد و چنان شکستی به آنها داد که تا سال‌ها جرئت نزدیک شدن به خاک ایران را پیدا نکردند. این پیروزی، مرزهای جنوبی شاهنشاهی را تا میانه‌های بیابان عربستان تثبیت کرد و خلیج فارس را به دریای امنی برای کشتیرانی ایران تبدیل نمود.

استراتژی‌ها و تاکتیک‌های جنگی شاهنشاه مهرداد دوم

شاهنشاه مهرداد دوم نه تنها یک فاتح بزرگ، بلکه یک نابغه نظامی و استراتژیست کارآزموده بود. او با بازنگری در ساختار ارتش، نیروهای اشکانی را به یکی از مقتدرترین ماشین‌های جنگی دوران باستان تبدیل کرد. ارتش اشکانی پیش از او از تاکتیک‌های جنگهای سوار و پارتیزانی سکایی پیروی می‌کرد، اما شاهنشاه مهرداد دوم این رویکرد را کنار گذاشت و به جای آن، تاکتیک‌های بومی ایرانی را که بر سواره‌نظام تکیه داشت، احیا کرد.

کمانداران سواره و سواره‌نظام زره‌پوش

ارتش شاهنشاه مهرداد دوم به دو بخش اصلی تقسیم می‌شد. نخست، کمانداران سواره که سبک‌اسلحه و فوق‌العاده چابک بودند و با تیراندازی از دور و گریز، دشمن را خسته و به هم می‌ریختند. دوم، سواره‌نظام زره‌پوش یا کاتافراکت‌ها که سنگین‌اسلحه و پوشیده از زره بودند و با نیزه‌های بلند خود، در حمله نهایی صفوف دشمن را در هم می‌کوبیدند. این ساختار دوگانه چنان کارآمد بود که بعدها در نبرد حران (۵۳ پیش از میلاد)، به پیروزی تاریخی سردار سورنا بر رومیان انجامید.

استفاده از فیل‌های جنگی

در نبرد کوفن (حدود ۱۱۵ پیش از میلاد)، شاهنشاه مهرداد دوم برای سرکوب ائتلاف سکاها و یونانی‌های باختر، استراتژی شگفت‌آوری به کار گرفت. او ۶۰ فیل هندی را به میدان نبرد آورد. این فیل‌های غول‌پیکر، با حمله به سواره‌نظام دشمن، موجبات شکست آنها را فراهم آوردند و جاده ابریشم را برای دهه‌ها ایمن کردند. این استفاده هوشمندانه از فیل‌های جنگی، نشان از نبوغ نظامی شاهنشاه مهرداد دوم دارد.

ترکیب دیپلماسی و نظامی‌گری

یکی از ویژگی‌های بارز استراتژی شاهنشاه مهرداد دوم، این بود که او تنها به جنگ تمام‌عیار اکتفا نمی‌کرد. او به جای هر گونه جنگ بی‌حاصل، شبکه‌ای از پادشاهی‌های تابع ایجاد کرد و با مداخله در جنگ‌های داخلی سلوکیان، نفوذ خود را بدون هزینه‌های گزاف گسترش داد. او ارمنستان، ایبری، آلبانیای قفقاز و دولت‌های بین‌النهرین را به صورت کشورهای تابع درآورد و بدین وسیله، بدون صرف هزینه‌های سنگین نظامی، قلمرو شاهنشاهی را گسترش داد.

اولویت‌بندی جبهه‌ها

شاهنشاه مهرداد دوم، استراتژی اولویت‌بندی را به خوبی می‌شناخت. او نخست با سرکوب شورش‌ها و مطیع کردن پادشاهی‌های مستقل در بین‌النهرین، پشت جبهه را برای لشکرکشی‌های بزرگ به شرق و غرب امن کرد. سپس، با اولویت دادن به جبهه شرق و سرکوب سکاها، از خطر بزرگترین تهدید نظامی کاست و پس از آن، به غرب و شمال غرب روی آورد. این اولویت‌بندی هوشمندانه، رمز موفقیت فتوحات گسترده او بود.

گستره شاهنشاهی مهرداد دوم

شاهنشاه مهرداد دوم، مرزهای ایران را به بزرگترین وسعت تاریخی خود رساند. در اوج قدرت، قلمرو شاهنشاهی او از رود فرات در غرب تا آسیای مرکزی و هند در شرق، و از قفقاز در شمال تا خلیج فارس در جنوب کشیده می‌شد. شاهنشاهی او شامل سرزمین‌هایی چون بین‌النهرین (عراق امروزی)، سوریه، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، باختر (بلخ و بخش‌هایی از افغانستان)، مرو (ترکمنستان)، سیستان، ماد (همدان)، پارس (فارس)، خوزستان، و بخش‌هایی از هند و فرارود بود. او با این فتوحات، همه سرزمین‌های کهن هخامنشی را زیر یک پرچم گرد آورد و شاهنشاهی ایران را دوباره به جایگاه جهانی خود رساند.

احیای لقب شاهنشاه و نظام اداری

شاهنشاه مهرداد دوم، نخستین پادشاه اشکانی بود که به طور منظم و مداوم از لقب «شاهنشاه» بر روی سکه‌ها و کتیبه‌هایش استفاده کرد. با این کار، او خود را وارث شاهنشاهی هخامنشی معرفی نمود و مشروعیت تاریخی خود را به نمایش گذاشت. اشکانیان خود را از نوادگان شاهزاده هخامنشی اَرسَس (اردشیر) می‌دانستند که به سوی پارت و اقوام سکایی ایرانی در شمال شرق کوچیده بود و با اختیار لقب شاهنشاه، اشکانیان این پیوند با شکوه باستانی را آشکار می‌ساختند.

علاوه بر این، شاهنشاه مهرداد دوم، نظام اداری شاهنشاهی را متحول ساخت. او به جای دولت‌های محلی و پادشاهی‌های مستقل، شاهزادگان اشکانی را به عنوان والی (مرزبان) بر ایالات گماشت و بدین وسیله، شاهنشاهی را به یک ساختار متمرکز و منسجم تبدیل کرد. این نظام والی‌نشینی، تا پایان دوران اشکانی ادامه یافت و الگویی شد برای شاهنشاهان ساسانی که پس از آنها آمدند.

رویارویی با روم و رسمیت جهانی شاهنشاهی

یکی از مهم‌ترین رویدادهای دوران شاهنشاه مهرداد دوم، رویارویی دیپلماتیک با روم بود. در سال ۹۲ پیش از میلاد، برای نخستین بار، فرستاده روم به نام سولا، به دیدار شاهنشاه مهرداد دوم آمد. این نخستین دیدار دیپلماتیک میان دو قدرت بزرگ شرق و غرب بود که نشان می‌داد روم، شاهنشاهی اشکانی را نه یک همسایه کوچک، که یک ابرقدرت هم‌تراز خود می‌شناسد. شاهنشاه مهرداد دوم، در این ملاقات تاریخی، با سولا به مذاکره نشست و نخستین پیمان میان دو شاهنشاهی را منعقد کرد که سرآغاز بیش از ۶۰۰ سال جنگ و رقابت میان ایران و روم شد.

در همین دوران، راه‌های تجاری میان ایران و امپراتوری هان (چین) نیز گشوده شد و بازرگانان ایرانی، ابریشم چین را به غرب می‌بردند و نام شاهنشاه مهرداد دوم تا شرق دور بر سر زبان‌ها افتاد. شاهنشاهی اشکانی در دوران او به یک قدرت جهانی تبدیل شد که با دو امپراتوری بزرگ روم و چین، روابط دیپلماتیک و تجاری داشت.

میراث شاهنشاه مهرداد دوم برای ایران

شاهنشاه مهرداد دوم، نه تنها مرزهای ایران را گسترش داد و دشمنان را در هم شکست، بلکه پایه‌های یک شاهنشاهی مقتدر و پایدار را بنا نهاد. او نشان داد که ایران پس از سقوط هخامنشیان، هنوز توانایی تبدیل شدن به یک قدرت جهانی را دارد. او با احیای لقب شاهنشاه، با ایجاد نظام اداری منسجم، با پیروزی بر سکاها و رومیان، و با گسترش قلمرو تا فرات و قفقاز، روح تازه‌ای در کالبد شاهنشاهی ایران دمید و راه را برای شاهنشاهان بزرگ پس از خود هموار ساخت. او بود که به یک دولت محلی اشکانی، هویت یک شاهنشاهی جهانی بخشید و نام ایران را دوباره بر تارک تاریخ نشاند. بی‌گمان، اگر فردوسی دوم نیز روزی ظهور کند و شاهنامه اشکانی را بسراید، شاهنشاه مهرداد دوم یکی از قهرمانان اصلی آن حماسه بزرگ خواهد بود؛ چرا که او نه یک فاتح صرف، بلکه معمار بزرگ شاهنشاهی اشکانی است.

سپهبد سورنا سردار اشکانی چرا و چگونه کشته شد ؟ آیا شاهنشاه به ایران خیانت کرد ؟

شاهنشاه ارشک

۱۰ تن از شاهنشاهان بزرگ تاریخ ایران پیش از اسلام

فرمانده فرمانده سپاه ایران سردار سورنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *