اندیشهسیاستشاهنامه

وصیت سیاسی شاهنشاه اردشیر بابکان به مردم ایران

بازدیدها: 9

ایران بزرگترین دستاورد تاریخ بشری است. یا بهتر بگویم شاهنشاهی ایران از نظر فرهنگی، سیاسی ، اخلاقی ، دینی و تمدنی بزرگترین و شکوهمند ترین دستاورد بشری است.

هزاران سال تاریخ شکوهمند و قهرمانان بزرگ گواه این مدعا هستند. ایران حداقل از دوران ماد تا شاهنشاه یزدگرد سوم بیش از ۱۲۰۰ سال فرمانروایی یکپارچه و مداوم شکوهمند و بسیار اخلاقی داشته ک۶ ما ایرانیان را از هرگونه گرته برداری و الگو گیری از ملل دیگر بینیاز میکند.

امروزه ما ایرانیان باید کشورداری، جهان گیری ، اخلاق، فرهنگ و تاریخ سازی را از اجدهد شکوهمند ایران باستان خود یاد بگیریم . ما نه تنها به آموزه های دیگر ملل نیازی نداریم بلکه دیگر ملل برای فهم تمدن درست نیاز به آموختن فرهنگ و تمدن ایران دهرند. چه آنکه اثر گذارترین کتابها مانند شهریار و سیرو پدیا درباره زندگانی و شرح رفتار شاهنشاه کوروش کبیر است. شاهنشاه کوروش کبیر الگوی فرمانروایی در کتاب بزرگ آسمانی قرآن کریم بنا بر نظر بخی دانشمندان بزرگ اسلامی و بصورت قطعی شاه مورد اشاره در تورات است.

ما برای آشنایی با فرهنگ و تمدن ایرانی نیازی به نظرات دیگران نداریم. شاهنامه و سنگ نبشته های هخامنشی ما مردم ایران را با این آموزه های بزرگ آشنا میکند. شاهنامه بزرگترین کتاب حماسی جهان و از منابع بزرگ حکمت گویای تاریخ و فرهنگ ایران بوده است.

اینجا برای آشنایی مردم ایران با دیدگاه های اصیل ایرانشهری درباره حکومت و رابطه آن با دین بخشی از وصیت نامه شاهنشاه اردشیر بابکان به جانشینش شاهنشاه شاپور کبیر را می اوریم.

هدف فردوسی از سرودن شاهنامه ، انتقال تاریخ ساسانیان بوده است. دوران پیشدادی و پهلوانی مقدمه اشاره به ساسانیان است. فردوسی ضمن حفظ تاریخ پیشدادی و پهلوانی میخواست بگوید ساسانیان چه پیش زمینه ای داشتند؟ که بودند و رابطه آنها در تاریخ و فرهنگ ایران چه بود.؟

شاهنشاه اردشیر بابکان موسس شاهنشاهی ساسانی در بخشی از شاهنامه وصیت قابل تاملی در باره حکومت به شاپور کبیر میگوید. اهمیت این وصیت این است که شاهنشاه اردشیر بابکان بزرگترین شاه ساسانیان، موسس آن و جهت دهنده اصلی آن است.

ین وصیت نامه بصورت آشکاری همگام با سنگنبشه های داریوش کبیر شاهنشاه ایران و دیگر شاهان ایران در شاهنامه از کیومرث تا دوران خود اردشیر بابکان است.

این وصین نوع نگاه ایرانی به فرمانروایی و حکومت را نشان میدهد که از دوران طوفان بزرگ در زمان جمشید پیشدادی تا دوران این شاه بزرگ در جریان بوده است.

ابتدا این ابیات را که منبع آن سایت گنجور بخش شاهنامه است را می آوریم سپس بیت به بیت معنی میکنیم و در نهایت یک جمع بندی و نتیجه گیری از آن را مینویسیم.

شاهنشاه اردشیر بابکان :

چو بر دین کند شهریار آفرین

برادر شود شهریاری و دین

نه بی‌تخت شاهیست دینی به پای

نه بی‌دین بود شهریاری به جای

دو دیباست یک در دگر بافته

برآورده پیش خرد تافته

نه از پادشا بی‌نیازست دین

نه بی‌دین بود شاه را آفرین

چنین پاسبانان یکدیگرند

تو گویی که در زیر یک چادرند

نه آن زین نه این زان بود بی‌نیاز

دو انباز دیدیمشان نیک‌ساز

چو باشد خداوند رای و خرد

دو گیتی همی مرد دینی برد

چو دین را بود پادشا پاسبان

تو این هر دو را جز برادر مخوان

چو دین‌دار کین دارد از پادشا

مخوان تا توانی ورا پارسا

هرانکس که بر دادگر شهریار

گشاید زبان مرد دینش مدار

چه گفت آن سخن‌گوی با آفرین

که چون بنگری مغز دادست دین

در ادامه معنی هربیت که با کمک گرفتن از هوش مصنوعی یا بقولی هوشواره آماده شده را برای شما می آوریم.

Ai: فردوسی در این ابیات، پیوند عمیق و ناگسستنی میان «دین» (به معنای اخلاق، داد و حقیقت) و «شهریاری» (حکمرانی و قدرت) را به تصویر می‌کشد و معتقد است که یکی بدون دیگری پایدار نمی‌ماند. در ادامه، این ابیات را بیت‌به‌بیت برایت معنی می‌کنم:

۱. چو بر دین کند شهریار آفرین / برادر شود شهریاری و دین

معنی: هرگاه پادشاه از دین (اخلاق و عدالت) ستایش و حمایت کند، شهریاری و دین مانند دو برادر هم‌دوش و هم‌راه می‌شوند.

۲. نه بی‌تخت شاهیست دینی به پای / نه بی‌دین بود شهریاری به جای

معنی: بدون وجودِ قدرت و حکومت، دین در جامعه برپا نمی‌ماند (و گسترش نمی‌یابد) و بدون وجودِ دین و اخلاق نیز، شهریاری و قدرت نمی‌تواند پایدار بماند.

۳. دو دیباست یک در دگر بافته / برآورده پیش خرد تافته

معنی: این دو (دین و دولت) مانند دو پارچه ابریشمین هستند که در هم تنیده شده‌اند و با اندیشه و خرد، با هم ترکیب و یک‌پارچه گشته‌اند.

۴. نه از پادشا بی‌نیازست دین / نه بی‌دین بود شاه را آفرین

معنی: دین برای بقا به پادشاه نیازمند است و پادشاه نیز بدونِ رعایتِ دین و داد، شایسته ستایش و آفرینِ مردم نخواهد بود.

۵. چنین پاسبانان یکدیگرند / تو گویی که در زیر یک چادرند

معنی: این دو (دین و دولت) نگهبانان و حافظان یکدیگر هستند؛ گویی هر دو در یک خیمه (پناهگاه) جای دارند و جدا نشدنی‌اند.

۶. نه آن زین نه این زان بود بی‌نیاز / دو انباز دیدیمشان نیک‌ساز

معنی: نه دین از دولت بی‌نیاز است و نه دولت از دین؛ این دو را شریکانی می‌بینیم که در کنار هم، نظامی نیکو و سازنده پدید می‌آورند.

۷. چو باشد خداوند رای و خرد / دو گیتی همی مرد دینی برد

معنی: اگر پادشاه، صاحبِ اندیشه و خرد باشد، فردِ دین‌دار (کسی که به دادگری می‌کوشد) سعادتِ هر دو جهان را به دست خواهد آورد.

۸. چو دین را بود پادشا پاسبان / تو این هر دو را جز برادر مخوان

معنی: وقتی پادشاه، پاسدارِ دین باشد، این دو (دین و دولت) را چیزی جز دو برادر ندان.

۹. چو دین‌دار کین دارد از پادشا / مخوان تا توانی ورا پارسا

معنی: هر کس که ادعای دین‌داری دارد اما با پادشاه (حکمرانِ عادل) کینه‌توزی می‌کند، تا می‌توانی او را پرهیزگار و پارسا نخوان (چون دین‌داری واقعی با ایجاد آشوب و دشمنی سازگار نیست).

۱۰. هرانکس که بر دادگر شهریار / گشاید زبان مرد دینش مدار

معنی: هر کسی که به پادشاهِ دادگر و عدالت‌خواه بدگویی کند، او را اهل دین و خردمند ندان.

۱۱. چه گفت آن سخن‌گوی با آفرین / که چون بنگری مغز دادست دین

معنی: آن شاعرِ سخن‌گو (فردوسی) چه زیبا گفت که وقتی به حقیقت بنگری، درمی‌یابی که مغز و باطنِ دین، همان «داد» و عدالت‌خواهی است.


AI:

فردوسی در این بخش از شاهنامه، دین و سیاست را دو بال یک تمدن موفق می‌داند؛ سیاستِ بدونِ دین (اخلاق) به ظلم می‌انجامد و دینِ بدونِ سیاست (قدرتِ اجرایی) به ضعف و بی‌نظمی. از نظر او، پادشاه باید پاسدارِ دین باشد و دین‌دارِ واقعی نیز باید به پادشاه دادگر احترام بگذارد، چرا که جوهره‌ی اصلی دین، عدالت است.

شاهناشاه اردشیر بابکان بصورت روشن از اتحاد دین و دولت سخن میگوید. بدیهی است در تمام طول تاریخ ایران تا زمان مشروطه حکومت ایران دینی بوده و اگر بخواهیم حکومت ایران یا نظر تمدن ایران درباره تاریخ و فرهنگ را جویا بشویم تاریخ و فرهنگ ایران در یک عبارت بسیار کوتاه همه حرف خود را میگوید: حکومت از آن خدا است.

در ایران نه دموکراسی داریم و نه انواع و اقسام ایسم ها. تنها یک نوع حکومت وجود دارد و آن شاهنشاهی است که شاهنشاه سایه خدا بر روی زمین است و فرمانهای الهی را اجرا میکند. از کتیبه های داریوش بزرگ و اردشیر بابکان بروشنی این سخن بر می آید.

این سخنان اردشیر بابکان نشان دهنده انگیزه جنگاوران ایران از جنگاوری، روحانیون از دین مداری، کشاورزان و تولید کنندگان از کشت و زرع و تولید، زمنان از پاکدامنی و دانشمندان از دانش افروزی است.

در مرکز اندیشه سیاسی، فرهنگی، اخلاقی ایران پیمان جهان مینوی قرار دهد. انسان ایران هدف اش از حکومت، جهانگیری، اخلاق، زندگی، جنگ و صلح وفاداری به پیمان جهان مینوی است.

چرا ما ایرانیان اولین فرمانروایی بزرگ تاریخ در سه قاره جهان را تشکیل دادیم؟ چرا هخامتشیان در دوران خود بر ۴۴ درصد مردم زمان خود حکومت میکردند ؟ اصلا چرا حکومت میکنیم ؟

پاسخ تمام این پرسش ها در ارزش های دینی و الهی نهفته است. در منجی باوری، ستم ستیزی و یزدان پرستی .

شاهنامه کتاب شاهان و پهلوانان یزدان پرست است. انگیزه اصلی از حکومت و فروانروایی در روان ایرانی تعهد به پیمان جهان مینوی است.

پس اگر ما ایرانیان میخواهیم پا جای پای پدران و اجداد ساسانی خود قرار دهیم باید خداپرستی پیشه کنیم، قرآن را محور اندیشه و زندگانی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و در تمام امور خود قرار دهیم و به یاد داشته باشیم اگر پدران ما با تکیه و توسل بر اوستا بر سه قاره حکومت کردند ما ایرانیان باید با تکیه و توسل بر قرآن باید پرچم یزدان پرستی را بر تمام گیتی افراشته کنیم. من نگفتم ما باید نیومند ترین کشور در سیاره باشیم! گفتم نیرومند ترین در تمام گیتی .

درباره ارشیر بابکان باید گفت که او ابتدا یک روحانی زرتشتی در آتشکده استخر بود. یعنی رسمن روحانی یا به اصطلاح امروزی ملا بود و انگیزه اش یا بزرگترین انگیزه اش یا حداقل یکی از انگیزه هایش از خیزش بر علیه اشکانیان دفاع از ایران و دین در برابر زوال و گسترش آئین های بیرون از مرز و یونانی گری در ایران بود. شبیه به آن روحانی که در سال ۱۳۵۷ در همین ایران خودمان قیام کرد.

از هرکسی نیتوان انتقاد کرد. میشود از ارشیر بابکان شاهناشاه ایران انتقاد کرد و میتوان از آن آیت الله که سال ۱۳۵۷ دولت تائین کرد نیز انتقاد کرد چرا که هیچ کدام از زمره معصومین (ع) نبودند و هر غیر معصومی در برابر خطا و اشتباه مصونیت ندارد. اما آنچه که ما باید بدانیم این است که تمدن ما عالی است و بهترین تمدن تاریخ بشری است و باید به آن وفادار باشیم.

ایران باستان سکولار آتئیست تنها یک نیرنگ بر علیه ایرانیت و دین است. این یک توطعه ای بر علیه انسجام ملی و یکپارچگی جامعه ایران است. وحدت دین و دولت یک میراث بزرگ آریایی است.

4 thoughts on “وصیت سیاسی شاهنشاه اردشیر بابکان به مردم ایران

  • سلام
    ببخشید موضوع کمی غیر مرتبطه
    من در مقالات یک یا دو سال پیش شما را خوندم و افرادی با طرز فکر بسیار دیک به نئازی‌ها و نازی‌ها رو دیدم ه حتی تبلیغ شخصی به نام جیسون رضا جرجانی را نیز می‌کردند و حتی تبلیغ مهندسی ژنتیک آیا شما این کامنت‌ها را تایید می‌کنید یا با نظرات آنها کاملاً موافقید ا کدام بخش‌هایش موافق و با کدام بخش‌هایش مخالفید؟!

    پاسخ دادن
    • سلام. ما اینجا رسانه نژاد آریایی هستیم و تنها محتوا در جهت ارزش های آریایی تولید میکنیم اما اغلب یا همه کامنت ها رو بازنشر میکنیم مگر اینکه از دایره ادب خارج بشن. چرا چون اصول کار رسانه ای تعامل حتی با مخالف است. ما نمیخواهیم صدا و سیما بشیم. چرا اغلب صدا و سیما نگاه نمیشه چون یک طرفه فقط بخشی از جامعه نمایش داده میشه و دیگر سلایق و نظرات نادیده گرفته میشن. ما هم از نظرات مخالف نمیترسیم پاسخ قطعی و درست داریم. پس یک پانترک یا ضد نژاد آریا پیام میزاره و ما بصورت درست پاسخ میدیم . نخیر تایید کامنت های مخالف به معنای هم نظری با اونها نیست بلکه لازمه کار رسانه ای است . و البته آزادی بیان هم یک ارزش هست که اعتقاد دارم.
      آقای جیسون رضا ئیان از رهبران جنبش جهانی آریایی هست و خیلی خوب هست که یک ایرانی در راس جنبش آریایی و هویت نژادی ما باشه. ما باید رهبر جهان آریایی باشیم اما اینجا غربی ها باید از ما تاثیر بپذیرند و نه ما از اونها. خالص کردن نژاد یکی از این تفکرات خطرناک غربی هست . بنظرم غربی یک نوع تفکری داره که از اون جنگ های جهانی درمیاد. الان با آزمایش ژنتیک هرکس میتونه تاریخچه نژادیشو بدونه و اگر دوست داشت با هم نژاد خودش ازدواج ونه و اصلاح نژاد کنه، قانون دستور و غیره نمیخاد. این خوب هست که طرفدار نژاد آریایی باشیم اما در همه حال باید اهل میانه روی باشیم چه در هویت نژادیمون چه در هویت فرهنگی مون یا دینیمون. افراط خطر ناک هست .

      پاسخ دادن
  • برخی می‌گویند که فردوسی یک بیت دارد که می‌گوید همم شاهی همم موبدی از او دور شد فره ایزدی یعنی فردوسی لائیک بوده که البته من مخالفم اما نظر شما چیست ؟

    پاسخ دادن
    • درود بر شما . از این بیت اطلاعی ندارم اما یقینا فردوسی یک متفکر مذهبی شیعه بوده و زمانی که شیعه بودن سنگین ترین هزینه ها رو داشته شیعه بوده . تمام شاهنامه هم روایت پهلوانان و شاهان یزدانپرست هست . در جای جای شاهنامه دین و پاکدینی از فضائل اخلاقی بحساب اومده .
      از شاهنامه بر میاد و زندگانی فردوسی که او هرکز به جدائی دین از سیاست یا سکولاریسم اعتقادی نداشته و هرگز لائیک نبوده . شاهنامه کتاب میانه روی هست . دین در اون نقش پررنگی داره اما دین میانه رو. ممنون

      پاسخ دادن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *