نام ایران در نامه نگاریهای بین المللی شاه عباس کبیر. نام ایران در زمان صفویه
بازدیدها: 27
شاه اسماعیل صفوی شاهنشاه ایران با دو هدف کلی قیام کرد. برپیایی حکومت کیانیان در مرزهای باستانی ایران و بر قراری مذهب شیعه.
یعنی شاه اسماعیل صفوی رضوان الله و سربازان سلحشورش در دشت چالدران بر برقراری حکومت سنتی ایرانی که متکی به نظام شاهنشاهی در اتحاد و پناه دین بودند. بدیهی است شاه اسماعیل صفوی الگوی ساسانیان را که در آن دولت و دین یک دست و یکپیکر بودند را میخواست برقرار کند اما اینبار اتحاد دولت و مذهب شیعه.
شاه اسماعیل خود را از تبار کیانیان میدانست و خادم مذهب شیعه. در بیانیه ۱۲ بندی روز تاج گذاریش خود را جانشین حکومت کیانیان و جمشید جم دانست و خادم و سرسپرده مذهب شیعه.
در پیشگویی های آخرالزمانی ایران باستان در بهمن یسن آنجا که به بهرام ورجاوند اشاره میکند او را شاهزاده کیانی میخواند. گفتیم که شاه اسماعیل منطبق بر بهرام ورجاوند است و تاریخ گواهی میدهد پیشگویی های بهمن یسن در عهد شاه اسماعیل به وقوع پیوسته است .
اما اینجا میخواهم سندی تاریخی از شاه عباس کبیر رضوان الله پنجمین شاهنشاه صفوی به پاپ کلیسای کاتولیک که نامه ای در باره اتحاد شاه ایران و سلاطین روم و فرنگ است اشاره کنم.
شاه عباس در این نامه خود را شاه ایران میخواند.این نامه پاسخ به آن گروهک های وطن فروشی است که یا در باکو ،آنکاراو استانبول رخنه کرده اند و در پی زدودن نام مقدس ایران هستند و چنانکه مفاخر ایران مانند نظامی گنجوی و بابک خرمدین را به یغما برده اند حالا میخواهند شاهنشاهان صفوی را به یغما برند.
ین گروهک های پانترک شاهان صفوی را آذربایجانی میخوانند و آذربایجانیان را ترک میخوانند !
گفتیم که مردم آذربایجان از آریایی ترین مردمان جهان هستند که حتی از شاهان آذربایجان در دوران اشکانی نام آریا پیداشت چه آنکه یوتاب شاهدخت آذربایجانی خواهر شاه آریابرزن بود و از نام دو شاه آذربایجان یعنی شاه آریابرزن اول و شاه آریا برزن دوم آریایی نژاد بودن شاهان آذربایجان بر می آید.
ضمن اینکه در تاریخ هرودوت به قوم آریا زنتو در آذربایجان اشاره شده است. و از سوی دیگر در کتیبه رازلیق و یک کتیبه اورارتویی به نام آریا بصورت مستقیم اشاره شده است.
آذربایجان مسکن اولیه آریایی ها بوده و آذربایجان خواستگاه فرهنگی مذهبی آریایی ها بوده چنانکه آتشکده آذرگشنسب در ارومیه قرار دهرد.
در بند ۹ نامه شاه عباس کبیر به پاپ نام ایران با این عبارت پادشاهان ایران و سلاطین روم بصورت مشخص در ابتدای بند آمده است که نشان میدهد شاهان صفوی نام کشور ایران را ایران مینامیدند و خود را پادشاهان ایران میدانستند.
این نامه پاسخ محکم به ایران ستیزان از جمله پانترک ها و بیگانه پرستان است. سندی محکم از موزه واتیکان که شاه عباس خود را شاه ایران میخواند.
طبق این سند رسمی، بین المللی و دیپلماتیک نام رسمی ایران در دوران صفوی ایران بوده است که هیچ جای انکار ندارد.


نیروهای اهریمنی ضد ایرانی میگویند در زمان رضا شاه نام ایران برای اولین بار بکار رفت! درحالی که اسناد زیادی از نام ایران دوران باستان وجود دارد و حتی دوران اسلامی .
در دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی نام کشور ما ایران بوده است. شاهنشاه هردشیر بابکان در دیوار نگاره چند زبانه خود بصورت آشکار نام کشور ما را ایران و به یونانی آریانا خوانده است.
خداوند شاه عباس و پادشاهان صفوی را بیامرزد.

البته شکوه ساسانیان چیز دیگری بود می گویند در دوران ساسانیان یوئه چی های حوزه تاریم در سین کیانگ چین تا ساکسون ها هم تابع ساسانیان بودن که البته آن را سانسور کردند البته اگر آنها را هم حساب نکنیم قلمرو ساسانیان در حالت عادی ۵ میلیون کیلومتر مربع بود ولی در دوران صفویه در بهترین حالت ۳ میلیون کیلومتر مربع!
در دوران اشکانی هم مغان میترایی در مجلس مغستان مانع شدند وگرنه اشکانیان مانند هخامنشیان جهان را می بلعید و دلیل ضعف اشکانیان مجلس مغستان یا مهستان بود.
اما در دوره ساسانیان دیگر روم آن جمهوری نو پا نبود و قوی بود و نابودی آن برای ساسانیان متاسفانه میسر نشد.
البته صفویه پتانسیل احیای شکوه باستان را داشت اما جوانمردی بیش از حد شاه اسماعیل صفوی مانع پیروزی در چالدران شد!
بله ساسانی ها یک حکومات دیگری بودند. معروف است نوزهدی که دهریوش پروراند در دوران ساسانیان پهلوان سینه ستبری شد.
بله ایران کنونی یک پنجم ایران بزرگ است اما اگر سرزمین های دیگر آریایی مانند اروپا و آمریکا را حساب کنیم یک حساب دیگری دارد.
اهمیت صفوی در این است که اگر در جنگ چالدران پیروز میشدیم یا حداقل صفویه تا امروز باقی مانده بودند تعدادی از کشورهای اروپایی تاکنون شیعه با هویت آریایی فارسی بودند که به این شکل شاهنشاهی جهانی ایران پدید می امد. اهمیت صفویه برای ایران این است که با ابزار گسترش شیعه و زبان فارسی میتوانیم شاهنشاهی جهانی تشکیل بدهیم.
بله خیلی عالی میشه فرض کنید یک ابر کشور فدرال شامل روسیه کل اروپا ایران آمریکای شمالی اقیانوسیه که هر کدام پرچم نماد و سرود ملی و حتی پول خود را دارند اما سیاست خارجی واحد دارند و در واقع یک کشور فدرال هستند و نام این کشور باید آریا باشد!
اصلا حکومت شاهنشاهی همینه. شاهنشاهی یعنی تعدهدی پادشاهی های مستقل که پرچم ، مرز ، ارتش، واحد پول ملی ، زبان و هویت و فرهنگ مستقل خودشون رو دارند زیر زمان یک شاهنشاه با هم متحد هستند. فایده این شاهنشاه این هست که نمیزاره جنگ هایی مثل جنگ های ناپلئونی، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم شکل بگیره . رسالیت رسانه تاریخ و فرهنگ آریا ایجاد همین اتحادیه آریانا هست . از اولش اینجا رو تاسیس کردیم که آریانا رو شکل بدیم البته در وصع خودمون.
برای مثال شاه آرتمیس شاه کاریا بخشی از شاهنشاهی ایران بود اما سکه مستقل داشت ارتش داشت پرچم داشت و غیره یا مقدونیه از پادشاهی های شاهنشاهی ایران ( آریانا) بود یا سرداران ممنون و منتور یونانی یا کاریا.
اما این خیلی مهم هست شاهنشاه یک ایرانی باشه بخاطر سنت شاهنشاهی، دستور فریدون و فره ایزدی چون سطح درک غربی ها رو میبینیم دیگه . بقول شما یک ابر کشور رو نمیشه دست اونها سپرد. شاهزاده های ساسانی بهترین گزینه هستند.
ولی اینجا یک مشکلی هست!
من هرجا تحقیق کردم یگویند اروپاییان همه ریشه یکسان دارند!
اما میگویند آزمایشهای ژنتیکی نشان داده که ایرانیان تنها با یونانیان و ایتالیاییها قرابت ژنتیکی دارند!
اما با دیگر مناطق اروپا نه!
و این قرابت فقط زبانی است
و میگویند این باعث میشود
که پتانسیل کمی برای این اتحادیه وجود داشته باشد!
نظر شما چیست؟!
سلام. تغیربا هیچ کشور اروپایی منشاء تباری یک سان و یک دستی نداره که بگیم مثلا همه ایتالیایی ها یا آلمانی ها با ایرانی ها یکسان هستند یا نه چه برسه به همه مردم اروپا یکجا !
مثلا همین ایتالیا مثال خوبی هست. ایتالیا از دو هاملوگروپ آر و جی ۲ تشکیل شده و اصولا همه چیز در شمال و جنوب ایتالیا متفاوت هست، فرهنگ،خصوصیات اخلاقی ترز فکر. چون جنوبی هاj2 هستند و شمالی ها r بهمین دلیل چند حزب در شمال ایتالیا وجود داره که خواهان جدایی طلبی از ایتالیا هستند چون جنوب ایتالیا رو وبال گردنشون میدونن و باعث و بانی فقر و جرم جنایت. اونها میگن به دلیل خصوصیات نژادی مردم جنوب اونها فقیر تر و مافیا خیز ترن. میدونید که مرکز مافیاددر سیسیل جنوب ایتالیا هست. در آلمان هم ایالت باواریا خواستار استقال از المان هست چون خودشون رو آلمانی نمیدونن و از نظر رنگ پوست و اخلاق متفاوت از آلمانی ها هستند. قضیه آنگلو ساسکسون ها و سلت ها که هیچ. قبل از انگلو ساگسون ها سلت ها در بریتانیا زندگی مرکردند و حتی قحطی ایرلند معروف هست. در اسکاندیناوی فنلاند رو دهریم که هیچ جوره نه از هاپلوگروپ نه زبان و نه هیچ چیز دیگری شبه سوئد و نروژ نیستند.
در کل عمده اروپایی ها j2 و r هستند البته r بیشتر ایران هم j2 و r هستند پس مثلاj2های ایران با j2های اروپا و جنوب ایتالیا قوم و خیشن و r های ایران با rهای روسیه و اسکاندیناوی و ژرمن برادرن . ضمن اینکه ملیت فقط تبار نیست که تبار مهمه اما فرهنگ و دین مشترک هم مهمه . مثلا همین عراقی ها که نه خودشون و نه ما ادعا نمیکنیم پیوند خونی با ما دهرند زمان جنگ ۴۰ روزه در حمایت از ما وارد جنگ با آمریکا شدن که ابر قدرت هست .
نژاد و خون مهمه تبار مهمه فرهنگ مهمه دین هم مهمه . برای همین من اینجا تلاش میکنم که ضمن اتحاد آریایی مذهب تشیع رو در اروپا هم گسترش بدیم چون به اتحاد آریایی کمک میکنه اگر نشد یک مسیحیت اوستایی رو گسترش بدیم . فرض کن یک خونه داری فقط یک ستون داره فرض کن یک خونه داری ۴ ستون داره ، کدوم بهتره ؟!
در ضمن سالهای پیش یک آزمایشی رو نتیجه اش رو مشاهده کردم که میگفت یونانی ها و ایتالیا و انگلیس نزدیک ترین خون رو به ایران دارند و البته هند.