گشتاسپ شاه کیانی شاه یزدانپرستی و ایمان
بازدیدها: 0
گشتاسب شاه کیانی یا بنا بر قول اوستا ویشتاسپ vishtasp و فارسی میانه wishtasb از تاثیر گذارترین شخصیت های تاریخی است . اگر بپذیریم آئین بهدینی و دین زرتشت قدیمی ترین دین یکتاپرست جهان یعنی در مقایسه با زمان ظهور تورات و موسی ( ع) است پس گشتاسپ کیانی خادم و پاسدار اولین دین یکتا پرست جهان بوده است.
در هر دینی میتوان یک اولین نام برد مثلا اولین دولت مسیحی، اولین دولت شیعه یا اولین رای گیری اما اگر تاریخ یکتاپرستی دارای کتاب آسمانی را در نظر بگیریم در تمام این ادیان شناخته شده جهانی شامل اسلام، مسیحیت ، یهودیت ، مزدیسنی و مندائی اولین شاهی که در به قدرت رسیدن یک دین الهی و پاسداری از این دین در برابر بدخواهان کمک کرد کشتاسب بود.
همین ایمان و دین داری و خدمت به آئین زرتشت پیامبر بود که با عث رونق گرفتن خاندان کیانی که به زبان اوستایی و پارسی باستان هخامنشیان نامیده میشدند شد و در هزار سال بعد از دوران زندگانی ویشتاسپ کوروش کیانی ( هخامنشی) با توجه به گسترش دین بهی در ایران که بصورت مستقیم بر قدرت هخامنشیان می افزود باعث قدرت گیری هخامنشیان و تشکیل اولین شاهنشاهی ایران و جهان شد.
یعنی کوروش بر میراث گشتاسب شاهنشاهی ایران را پدید آورد. ویشتاسپ شاه از خاندان کیانی پسر لهراسپ و برهدر زریر بود. میگویند گشتاسپ نسبش به نوذر میرسید و از نوذریان بود.
به سبب خدمتی که به زرتشت پیامبر و دین بهی کرده بود ، در خود گاهان از زبان زرتشت پیامبر از گشتاسب یاد شده در پشت ها به تبار نوذری او اشاره شده و نسکی مستقل درباره زندگانی گشتاسب وجود دارد.
معنی نام گشتاسب دارنده آسب آماده است. میدانیم که آریایی ها هولین مردمانی بوده اند که اسب را رام کردند و اسب رام شده خیلی زود توسط ایرانیان سکایی و سرمت کوچ رو از سیبری وارد فلات ایران شد و این حیوان جای خود را در فرهنگ ایرانی، سپاه، دولت و در خاندان شاهی باز گرد و بسیاری از شاهان ایران باستان از جایی نامشان ترکیب با نام اسب است.
گشتاسب گله بزرگی از گاو و دام داشته و در دولت های اطراف به آن معروف بوده است .
درباره گشتاسب شاه دو سنت روایی وجود داشته است. یکی آن روایتی است که موبدان میفتند. موبدان گشتاسب را شاهی دهدگستر، سلحشور، دین دار و نیرومند میدانستند که خب طبیعی است زیرا گشتاسب در سخترین شرایط پیرو آئین مزدیسنی شد و از خداپرستی در برابر دیو پرستی دفاع کرد و در جنگ های بسیاری از دین زرتشت دفاع کرد و یکی از بانیان گسترش دین مزداپرستی بود.
ز سوی ریگر داستانی است که مردم کوچه و بازار حداقل در خراسان میگفتند. آن داستانی که فردوسی در شاه نانه آورده است. گشتاسب نه تحنل پدر دهرد و نه تحمل فرزند دارد. تاج و تخت را بسیار دوست دارد . گشتاسب در شاهنامه که انعکاس دیدگاه توده مردم درباره ویشتاسب بوده تاج و تخت از لهراسب شاه مدر میخواهد و در نتیجه گشتاسب که به تاج و تخت نمیرسد قهر میکند و به هند میرود. از آنجا به روم یا دولت شهر های یونانی آناتولی مرود و عاشق کتایون شاهدخت یونانی میشود. داستان به شکل دیگر هم آمده آنچنان که زریر برادر گشتاسب با اوداتیس شاهدخت یونانی ازدواج میکند.
در شاهنامه گشتاسب با کتایون از دواج میکند و زریر برای دلجوئی و بازگشت برادرش گشتاسب به یونان میرود. گشتاسب در شاهنامه مسیول کشته شدن اسفندیار در سیستان، قصد تحقیر و توهین رستم دستان جهان پهلوان ایرانی است که از دوران کیکاوس منشور ازادی داشت.
در شاهنامه کیکاوس مردی خودخواه، دسیسه گر و باعث مرگ اسفندیار و در نهایت کشتلر خاندان سام توسط بهمن مسر اسفندیار البته با این توضیح که اگر اسفندیار را به سیستان نمیفرستاد و باعث کشته شدن او نمیشد ، بهمن قصد انتقام و کین خون پدر از پسران رستم نمیکرد.
کشتاسب در شاهنامه دو پسر دارد. پشوتن و اسفتدیار و در شاهنامه و اوستا از برادری به نام زریر یاد شده است.
زرتشت در سی سالگی اولین وحی الهی را دریابت کرد و در چهل سالگی گشتاسب را به دین بهی دعوت کرد . زرتشت پیامبر همراه ۲۱ نسک اوستا، سرو همیشه سبز و آتش همیشه روشن دین بهی را به گشتاسب عرضه میکند ولی دشمنی ها و بدگویی هایی که بر علیه زرتشت در جریان بود باعث زندانی شدن زرتشت پیامبر شد. روزی اسب سیاه گشتاسب که بسیار برایش محبوب بود بیمار شد و تنها با معجزه زرتشت شفا میده کرد و گشتاسب، هوتوس همسرش که کتایون نیز نامیده میشود و اسفندیار به دین بهی ایمان می آورند .
گشتاسب که هنوز تردیدی در دل دارد با دیدن فرشتگان بهمن، آذر و اردیبهشت ایمانش بیشتر و قوی تر میشود.
شاه خیونان ارجاسب ( هونها ) که از ایمان آوردن گشتاسب ناراحت و اندوهگین است هدایا به گشتاسب میفرستد تا گشتایب به دین دیو پرستی بازگردد. گشتاسب با اینکه توسط جاماسب از مرگ زریر برهدرش در جنگ آینده مطلع میشود انا از جنگ نمیهراسد و جنگ سختی میان سپاه ایران و هونهای خویونان درمیگیرد . در این نبرد پهلوانان ایرانی قهرمانی های بسیار از خود نشان میدهند.
گشتاسب که میخواهد جایگاه خود در بهشت را ببیند از زرتشت نیخواهد بهشت را به او نشان دهد. زرتشت خوانی پهن میکند و انار، یوی، شیر و می در آن مینهد.
میگویند می را گشتاسب را مینوشد و جایگاه خود را در بهشت میبیند. بوی به جاماسب میرسد و او حکیم میشود و همه دهنش ها بر او آشکار میشود . شیر را پشوتن مینوشد و بی مرگ میشود و دانه های انار را روئین تن میشود.
این روایت را به شکل دیگری نیز شنیده ام. گشتاسب میخواهد جای خود در بهشت را ببیند، تمام دانش ها را دریابد و بی مرگ شود و روئین تن! فرشته به زرتشت میامبر میگوید که یک تن نمیتواند هم بهشت را ببیند و هم همه جیز را دریابد و بداند و هم روئین تن باشد و هم بیگرد باشد! پش گشتاسب نیتواند تنها یکی را انتخاب کند و اسفندیار و پشوتن و جاماسب هرکدام یکی دیگر از این خواسته را انتخاب کنند.
در اوستا دوره گشتاب دوران زرین مزداپرستی و دوران پادشاهی او بهمن دوران سیمین مزدا پرستی است. بهمن همان پادشاهی است که دورانش آخرین دوران عصر پهلوانی بود .
