خاندان شاهینمادها

ضحاک ماردوش در آثار باستانی شهداد و شوش . ضحاک که بود؟

بازدیدها: 18

پیشتر گفتیم آیا اژدهایی که فریدون پیشدادی با آن جنگید چه بود و که بود ؟ به باور برخی پژوهشگران چون مجتبی شهمیری این اژدهایی که فریدون پیشدادی با آن جنگید میتوانسته موجودی چون گروگدیل یا آنچه در جنوب شرقی ایران گاندو مینامند باشد.

کما اینکه اژدهایی که ثور در ادبیات نورس با آن جنگید یومونگاند است. داستان ثور و یورمنگاند از آن جهت اهمییت دارد که شکل نخستین نبرد شاه آریایی با اژدها که در ادبیات اساطیری ایران بسیار معروف است چگونه بوده و اصل داستان به چه شکلی است ؟ در شاهنامه ضحاک یا همان آژیدهاک مردی است ماردوش که دو ما در روی دو سر کیتفش روئده و خوراک انان مغز سر جوانان ایران است. اما در اشکال اوستائی و کهن تر آژدهایی است چنانکه در ادبیات نورس نیز آریایی های اسکاندیناوی تور را در نبرد با اژدهای آب زی تصر کرده اند.

برخی گمان کرده اند که داستان ضحاک فرمانروای ماردوش اضافات و الحاقات صده های اخیر دوران ساسانی به اساطیر اوستایی است و در شاهنامه اژدهای آبزی به شکل ماردوش تصور و ثبت شده است.

اینجا میخواهیم سه اثر از جنگ شاه فریدون با اژدها را که در آثار باستانی شهداد ایران ، شوش در ایران و نبرد تور و اژدها در اسکاندیناوی مقایسه کنیم

داستان در شاهنامه اینگونه آمده است که مرداس از فرمانروایان میان رودان مرد نیک و خداترسی بود. شبی برای نماز برخواست. اهریمن پیشتر در لباس آشپز به پسرش ضحاک نزدیک شده بود و او را فریب داده بود پدرش مرداس را بکشد.

ضحاک با کمک دانش اهریمن در راه تاریک پدر که شبهنگام در راه رفتن برای خواندن نماز بود چاله ای کند و مرداس در تاریکی سب در چاله افتاد و جان داد.

ضحاک بر تخت پدر مینشیند و فرمانروا میشود. اینبار اهریمن با فریب دادن ضحاک او را به جنگ جمشید فرامیخواند . پس از اینکه ضحاک بر تخت جمشید مینشیند روزی ضحاک در کاخ است که ابلیس در لباس آشپز انواع و اقسام خوراکی های خوشمزه را برای ضحاک میرپزد.

روزی ابلیس که ضحاک را شاه جهان کرده میگوید در ازای به تخت نشاندن او بر تخت پدر مرداس و در ازای شاه جهان کردن ضحاک و از تخت به زیر کشیدن ضحاک تنها یک خاسته دارد و آن بوسیدن دو کتف شاه است.

ضحاک بر ابلیس ( آشپز) آفرین میگوید و ابلیس دو سر کتف ضحاک را میبوسد و ناگهان آشپز در زمین فرومیرود و ناپدید میشود.

از جای بوسه ابلیس دو مار سیاه میرویند . دو مار چون شاخه درختان قطع میشود اما دوباره ماران میرویند. و پزشکان و حکیمان هرچه میکنند دیگر ماران از بین نمیروند.در پایان هم فریدون با گرز گاو سر ضحاک را زمین گیر میکند و در بند میکشد.

داستان را آریایی های وایکینگ اسکاندیناوی به این شکل توصیف و تعریف میکنند که اژدهای بزرگی به نام یورموندگاند جهان را به آشوب میکشد. ثور ( تور) سر گاوی را طعمه میکند و اژدها را از زیر آب بیرون میکشد و با گرز او را از پای در میآورد.

در منابع اوستایی ضحاک یک اژدها است. مانند منابع نورس و وایکینگ. تفاوت اوستا و ادبیات نورس اسکاندیناوری در این است که در اوستا فریدون اژدها را میکشد اما در میان تورانیان اسکاندیناوی کشنده اژدها فریدون نیست بلکه تور پسر ارشد و نیای وایکینگ های خورانی کشنده اژدها است.

برخی تاریخ دانان گمان کرده اند تبدیل اژدها به مرد ماردوش در دوران اسلامی و برای باور پذیر بودن این داستان اسطوره ای است . در شاهنامه و برخی منابع تاریخی از ضحاک بعنوان مردی ماردوش یاد شده چنانکه در بالا گفتیم .

حالا با کتشافات باستان شناسی در شهداد کرمان و شوش آثار باستانی به دست آمده که ضحاک چنانکه در شاهنامه آمده مردی مار دوش به تصویر کشیده شده است که نشان میدهد در ۵ هزار سال پیش هم ضحاک را اژدها نمیدانستند بلکه مردی با دو مار روئیده بر سر شانه هایش تصور میشده .

تصویر بالا کاوش شده از آثار باستانی شوش مربوط به دوره تاریخی ۳ هزار پیش از میلاد و قدمت حدود ۴۲۰۰ سال پیش تا ۴۴۰۰ سال پیش یعنی ۲۲۰۰ تا ۲۴۰۰ پیش از میلاد مسیح است. در این تصویر مارهای ضحاک به وضوح نمایش داده شده است که میتواند نمایش دهنده نیایش گری ضحاک است .

اما تصویر بعد از شهداد کهن تر و حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد .

این تصویر نشان دهند بارگاه یک فرمانروا که خادمان و درباریان با نظم دربرابر او حاضر هستند و فرمانروا بر روی یک تخت نشسته و دو مار روی شانه هایش نقش بسته است.

این تصویر همان تصویری است که از ضحاک درشاهنامه به ما منتقل میشود. ضحاک نیرومند ترین فرد عصر خودش و فرمانروای تمام قلمرو ها بوده است .

این تصویر ضحاک را نشسته بر تخت پادشاهی نمایش میدهد که بسیار هماهنگ با شاهان شاهنامه است.

قدمت این تصویر ۳۰۰۰ پیش از میلاد و کهن تر از مهر یافت شده در آثار باستانی شوش است .

اما نکته جالبی در این دو اثر نمایش دهده شده وجود دارد و آن اینکه این اثرها ثابت میکنند حضور ایرانیان در فلات ایران بسیار دیرینه و کهن است و اسطوره هایی دارد که آثار آن مانند مهر ماردوش شهداد پنج هزار سال قدمت داد و در این مهر بارگاه، کاخ، تخت پادشاهی و درباریان حضور دارند که بیان گر یکجا نشینی آریایی ها در دوران عصر یخبندان تا امروز دارد.

در گذشته تصور میشد آریایی ها سواران گوچ رو مهاجر از دشت های جنوب روسیه بودند که به ایران و هند سراریز شدند . اما گفتیم که در اصل اهلی کردن اسب توسط ایرانیان کوچ رو و مهاجر که به سرزمین هایی شمالی و روسیه رفته بودند انجام شده و این ابتکار به ایرانیان و آریایی های بومی یکجا نشین سرزمین مرکزی یا ایران انتقال داده شده است .

اما یک اثر باستانی وجود دارد که نشان میدهد داستان ضحاک و ماردوش و فریدون یک داستان کاملا آریایی است.

برخی پژوهشگران این ادعا را دارند که با توجه به فرضه مهاجرت آریایی ها در ۱۰۰۰ اول تا ۲۰۰۰ دوم پیش از میلاد از جنوب روسیه به ایران امروزین و کشف آثار ضحاک ماردوش، فریدون و فرزندانش این یک افسانه بومیان ایران پیش از مهاجرت آریایی ها است که توسط آریایی ها ایرانیزه شده و باقی مانده است.

ضمن اینکه پیشتر گفتیم مهاجرت آریایی ها از جنوب روسیه به ایران یک فرضه تخیلی است زیرا در منابع کهن آریایی مانند شاهنامه ، اوستا و خداینامه ها هرگز هیچ جا اشاره به مهاجرت، چادر نشینی و غیره نشده است و کهن تربن دوران مانند دوران جمشید و فریدون نشانگر یکجا نشینی و وجود عناصر یکجا نشینی است مانند کاخ، دربار و درباریان که پیدا شدن مهر ماردوش شهداد و مهر ماردوش شوش گواه وجود درباریان ، کاخ، تخت پادشاهی و غیره است بلکه کشف شواهدی دیگری از آثار هویتی و اسطوره ای ایرانیان در اروپا شاهد کافی بر مهاجرت از ایران به اروپا است.

تصویر زیر یک سنگ نگاره از ادبیات نورس در اسکاندیناوری است که نشان دهند تور پسر بزرگ فریدون، گرز فریدون و اژدها یا آژدهاک در قامت اژدها است که به داستان شکست یورمند گاند توسط تور نیای ژرمن های تورانی و آریایی های اسکاندیناوی اشاره میکند .

در تصویر بالا گرز معروف ثور ( تور) خود تور و آژدها که آژیدهاک و ضحاک نیز در ادبیات ایران آمده دیده میشود.

در ادبیات ایران گرز گاو سر فریدون معروف است از سوی دیگر درفش گاو در اوستا در پیوند با فریدون آمده که در ادبیات نورس نیز تور با یک سر گاو اژدها را از آب بیرون کشید که بعد ها گاو درفش ثور گشت. از سوی دیگر در هدبیات ایرانی چنانکه اشاره کردیم گندرو که بسیار شبیه یورموند گاند است اژدهایی در آب بود که گرشاسب پهلوان نامدار ایرانی هم زمان ضحاک او را طبق متون اوستایی کشت و طبق اظهار نظر مجتبی شهمیری گاندو میتواند شبیه نام یورمندگاند باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *