دسته‌بندی نشده

تحصیلات حوزوی رضا شاه پهلوی

بازدیدها: 3

از اقدامات رضا شاه پهلوی تاسیس دانشگاه تهران بود. شاید برای شما سوال باشد رضا شاه پهلوی با چه اندیشه ای و چه رویکردی دانشگاه تهران را بنیان نهاد و اصلا رضا شاه خود چقدر سواد داشت و با چه پشتوانه علمی به فکر بنیانگذاری دانشگاه تهران افتاد و باتوجه به جنبش مشروطه و انقلابی که در دوران نخست ویزری و پادشاهی رضا شاه اتفاق افتاد رضا شاه چه پیشزمینه علمی داشت، چه میخواست و دنبال چه بود.

تا پیش از رضا شاه و بنیانگذاری دانشگاه تهران ، تحصیل کرده های ایران سه حالت داشتند. ۱_یا دانشگاه فرنگ رفته بودند چون محمد مصدق

۲_در مدرسه دارلفنون یا شبیه آن درس خوانده بودند

۳_روحانی بودند و درس دین خوانده بودند.

حالا رضا شاه که نه دارلفنون رفته بود و نه خارج رفته بود و نه به چشم دانشگاه های اروپا را دیده بود می ماند تحصیلات حوزوی . اینجا نمیخواهیم بگویم رضا شاه تحصیلات حوزوی داشت بدیهی است که نه داشت.

رضا شاه نه درس طلبگی خوانده بود و نه دارلفنون رفته بود و نه در مدرسه علوم سیاسی درس خوانده بود و نه دانشگاه خارجی رفته بود. بلکه اینجا این پرسش را مطرح میکنیم که چرا و به چه دلیلی درمیان این همه افراد باسواد با جایگاه علمی ثابت شده ، یک فرد بی سواد قزاق که نهایت سواد خواندن و نوشتن دارد می آید و شاه میشود !؟

یک مطلب این است که نظام قبلی برود یک مطلب این است که چه کسی باید شاه بشود !؟

در دوران قاجار و پیش از آن از ۱۰۰۰ سال پیش که حوزه علمیه نجف به همت شاهان شیعه مذهب آل بویه تاسیس شد تا بنیانگذاری مدرسه دارلفنون توسط امیرکبیر در سال ۱۲۳۰ هجری شمسی در دوران ناصرلدین شاه شهید، حوزه علمیه یگانه مرکز اندیشه و اندیشه ورزی ایران بود. غریب به اتفاق اندیشمندان ایرانی ملبس به لباس روحانیت بودند مانند ملا صدرا، شیخ بهایی و دیگر اندیشمندان ایرانی . در سال ۱۲۳۰ شمسی مدرسه دارلفنون در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار تاسیس شد و کم کم مدارس تخصصی مانند مدرسه علوم سیاسی در سال ۱۲۸۷ بنیانگذاری شد . کم کم دانشجویان ایرانی سر از دانشگاه های اروپا در آوردند که اغلب مقصد این دانشجویان فرانسه بود .

حالا سوال این است رضا شاهی که سرتیپ قزاق ارتش ایران بود، با چه پشتوانه علمی آنقدر به درجه ای از علم و دانش رسیده بود که تشخیص داده بود نظام شاهنشاهی، حجاب زنان، پوشش سنتی مردان ایرانی ، جایگاه علمای اسلامی و رواج قوانین شریعت و قوانین برگرفته شده از قرآن ، کهنه و کهنه پرستی است و قدیمی و ناکارآمد است و باید حجاب از سر زنان برکشید، جمهوریت اعلام کرد و کلاه فرانسوی بر سر گذاشت و کلاه نمدی از سر مردان برداشت و روحانیون را خانه نشین کرد و قاضیان روحانی را از دادگاه بیرون کرد و در دادگاه به قوانین قرآن و دین اعتنا ننمود!

میزان سواد رضا شاه چقدر بود ! اصلا پشت ماجراهای او که بود ؟ آیا رضا شاه عامل رواج بی دینی و جعل یک میهنپرستی تصنعی و وابسته به غرب بود یا یادش میدادند؟

در دوره ای که سیاست مدارانی چون شهید سید حسن مدرس با پشتوانه تحصیلات حوزوی و محمد مصدق با تحصیلات دانشگاهی و اصطلاحا فرنگ رفته بودند و یا سیاست مداری چون محمد علی فروغی که در مدرسه دارلفنون زمانی معلوم تاریخ بود و بعد در مدرسه علوم سیاسی تاریخ درس میداد و بعد ها در همان مدرسه معاون و سپس مدیر شد چرا و به چه دلیلی با وجود چنین افراد با سوادی رضا شاه داعیه خلع پادشاهی قاجار سپس بنیانگذاری جمهوریت و در پایان تاج بر سر گذاشت ؟

حوزه علمیه هزار سال قدمت دارد، مدرطه دارلفنون ۱۲۳۰ تاسیس شد یعنی ۲۶ سال پیش از تولد رضا شاه پهلوی. چرا باید با وجود افرادی مانند مدرس، فروغی، مصدق و صدها و هزاران تن دیگر رضا شاه ، شاه شود؟

پیشتر گفتیم بسیاری از کارهایی که رضا شاه انجام داد ریشه در اندیشمندان دوران قاجار داشت . مانند راه آهن، شناسنامه و نام خانوادگی و زدودن الغاب یا ایجاد فرهنگستان ادب فارسی . آیا این متفکران رضا شاه را در مبارزه با فراماسونری یاری کردند ؟

اولین نخست وزیر رضا شاه فروغی بود. فروغی یکی از برجسته ترین ادیبان و دانشمندان ایران و چنانکه گفتیم مدیر مدرسه علوم سیاسی . و البته مدرس در دارلفنون و معلم احمد شاه قاجار. فروغی بود که گور قاجار که نان و نمکشان را خورده بود کند، به مشروطه خواهان پیوست و در سرنگونی قاجار نقش اساس داشت و او بود عامل اصلی بر تخت نشاندن رضا خان پهلوی بر تخت پادشاهی بود و همو بود که نظر اشغال گران انگلیسی بر رئیس جمهور شدنش بود و او محمد رضا پهلوی را شاه کرد. و فروغی است که میگویند ازبزرگان فراماسونری و از اعضای لژ بیداری ایرانیان بود !

حداقل آنجا میدانیم این است که از خانه فرزندان فروغی اسناد لژ بیداری کشف شده و ۵ جلد کتاب توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.

میدانیم رضا شاه مدرسه دارلفنون نرفته بود. میدانیم رضا شاه دانشگاه اروپایی نرفته بود و میدانیم درس طلبگی هم نخوانده بود. پس در دورانی که یک انقلاب بزرگ توسط جهت دهی فراماسون ها روی داده بود چرا و به چه دلیلی تعدادی از بزرگان فراماسونری زیر بال یک سرتیپ بی سواد را گرفتند و تاج بر سرش گذاشتند ؟ چرا خود را به حکومت نرساندند و هدفشان چه بود ؟

بنظرم شاه شدن رضا خان میرپنج یک توطعه از طرف یک دولت خارجی یا فراماسونها بود که تا به امروز تا اندازه ای به ثمر نشسته و تا اندازه ای هم نه. مثلا رویداد خونین دی ماه در ۱۸ و ۱۹ دی در اثر شکاف اجتماعی است که جریانهای مخفی چون فراماسونها یا سازمانهای اطلاعاتی خارجی در ایران پدید آورده اند و یک فرقه باستانگرای سکولار عجیب غریب پدید آورده اند و در برابر آن دست به ایجاد یک فرقه امتی اسلام عجیب ضد ملی و این وسط

با شکاف اجتماعی مردم ایران را دو قطبی کرده اند تا آنجا که مردم دشمن هم شوند و به کشتار هم راضی باشند.

در این وسط هم رضا خان میر پنج بی خبر از همه جا را وسط انداخته اند و با نام او کارهای خود را پیش برده اند. نتیجه کارشان هم دو قطبی کردن مردم و وضع کنونی است ( البته تا اندازه ای )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *