فرش پازیریک دست بافت آریایی
بازدیدها: 0
در این شماره از مجله فرهنگ و تاریخ آریا میخواهیم مروری بر یک گنج بزرگ آریایی یعنی فرش باستانی پازیریک داشته باشیم. فرش پازیریک یکی از میراث ارزشمند آریایی است که نشان دهنده پیوندهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میان دولت های آریایی در قرن پنجم پیش از میلاد است.

همچنین فرش پازیریک نشان دهنده اوج پختگی هنر فرش بافی، بافندگی و رنگرزی در هزاره اول پیش از میلاد در میان آریایی ها است .
برخی فرش پازیریک را ایرانی یعنی پارسی و یا مادی دانسته اند و برخی ارمنی! به هر روی این فرش توسط آریایی ها بافته شده چه مادی، چه پارسی و چه ارمنی و به آریایی های سکایی هدیه داده شده است.
این فرش در ایران بافته شده و به فرمانروایان قبیله ای سکایی هدیه دهده شده و همان جا بعوان لوازم زندگی پس از مرگ در آئین تدفین در گور قرار داده شده و به دلایل آب و هوایی در یخبندان سالم مانده.
در این نوشته به چند و چون این فرش، قدمت آن، دلایل ایرانی بودنش و نقش و نگار آن می پردهزیم. همراه ما باشید.
این فرش چه ویژگی هایی دارد ؟
فرش پازیریک کهنترین فرش گرهدار جهان است که به دلیل شرایط خاص یخبندان، تقریباً سالم به دست ما رسیده است .
مختصات کلیدی فرش پازیریک:
· محل کشف: دره پازیریک در کوههای آلتای در جنوب سیبری که در نزدیکی مرزهای روسیه، قزاقستان، چین و مغولستان قرار دارد.
· کاشف و سال کشف این فرش : فرش پازیریک توسط سرگئی ایوانوویچ رودنکو (Sergei Ivanovich Rudenko) در جریان کاوشهای سال ۱۹۴۹ میلادی کشف شد
· محل نگهداری فرش پازیریک. فرش پازیریک در کدام موزه نگهداری میشود : این اثر ارزشمند هنری و باستانی در موزه ارمیتاژ (Hermitage Museum) در سن پترزبورگ نگهداری میشود.
· قدمت و دیرینگی این فرش متعلق به قرن ۵ تا ۴ پیش از میلاد (حدود ۲۵۰۰ سال قدمت) یعنی دوران هخامنشی است و احتمالا توسط دولت ایران یا مراتبی از قدرت در ایران به آریایی های سکایی هدیه دهده شده است و مصادف با دوران اولین پادشاهان هخامنشی است.
· بافنده: هویت بافندهها به طور قطعی مشخص نیست. این فرش یک محصول وارداتی بوده یعنی در قلمرو سکایی و در سیبری بافته نشده است زیرا موجودات مانند گوزن زرد ایرانی در سیبری زندگی نمیکنند و شیردال ویژه فلات ایران است و لباس سوارکاران نقوش فرش ایرانی و احتمالا ارمنی است پس این فرش به احتمال زیاد هدیهای دیپلماتیک به رهبران کوچنشین منطقه سیبری از سوی دولت ایران یا هرگونه مراتبی از آن بوده است . کارشناسان بر اساس نقوش، آن را به ایران باستان یا ارمنستان باستان نسبت میدهند .
بصورت دقیق تر به نقوش این فرش میپردازیم. نقوش فرش پازیریک به ما چه میگویند و از نقوش این فرش به بافنده، هویت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مذهبی آن میرسیم ؟
نقوش فرش پازیریک به سه بخش اصلی تقسیم میشوند که هرکدام موجودات خاصی را در بر دارند :
· میدان مرکزی: شامل ۲۴ نقش صلیبیشکل است که از ۴ غنچه نیلوفر آبی ساخته شدهاند . نیلو فر آبی در آثار تخت جمشید بسیار دیده شده و عموما در سیبری و در یخبندان آنجا یافت نمیشود. صلیب میتواند در دوران باستان آریایی دهرای معانی معنوی یا مذهبی داشته باشد اما نیلوفر آبی در فرهنگ آریایی ویژه ایران و حتی ویژه تر دوران هخامنشی و سبک معماری تخت جمشید است که میتواند ثابت کند این فرش در ایران بافته شده است.
· نوار حاشیهای اول: شامل نقش شیردالها (گریفینها)، موجوداتی افسانهای با سر و بال عقاب و بدن شیر ک۶ در تخت جمشید و آثار پسا هخامنشی به وفور در فلات ایران پیدا میشود و نشان دهنده ایرانی بودن آن است.
· نوار حاشیهای دوم: شامل ۲۴ نقش گوزن زرد (به شکل تکتک) این گوزن ها زیستگاهشان در ایران است .
· پهنترین نوار حاشیهای: شامل ۲۸ نقش سوارکار و پیاده در حال حرکت با اسبهایشان که جامه و لباس کاملا ایرانی بر تن دارند که ویژه تر به آنها میپردازیم.
بر اساس یک تفسیر، شیردالها نماد نیروی زمینی و گوزنها نماد روشنایی ایزدی و قدرت خورشید هستند . همچنین در برخی از نقوش، صحنهای از نبرد میان یک «قهرمان-گوزن» (انسان با شاخ گوزن) و یک شیردال دیده میشود .
ویژگی های فنی و جنس نخ و تعداد رنگ های فرش پازیریک
بر اساس پژوهشهای انجامشده، جنس نخ این فرش پشم نو (New Wool) است و تمام بخشهای آن، از جمله پرز و زمینه، از پشم ساخته شدهاند .
تعداد رنگ ها
در مورد تعداد و نام رنگها، منابع اطلاعات کمی متفاوتی ارائه میدهند:
رنگ های اصلی و فرعی ۱۲ رنگ را حدودا شامل میشود.
· رنگهای اصلی: محققان و موزه ارمیتاژ بر رنگهای قرمز، زرد و آبی به عنوان رنگهای اصلی و شاخص فرش تأکید دارند .
· طیف گستردهتر رنگها: برخی منابع دیگر، رنگهای بیشتری را نام بردهاند که شامل: طلایی، زرد روشن، آبی آسمانی، سبز، آبی نفتی، عاجی، قهوهای تیره و روشن، ارغوانی و خردلی میشود. این تنوع نشان از کاربرد حدود ۱۲ رنگ مختلف در این اثر باستانی دارد .
جالب است بدانید راز درخشندگی رنگهای آن، به تکنیک پیشرفتهای برمیگردد که در آن پشم را پیش از رنگرزی تخمیر (Fermentation) میکردند. این روش باعث نفوذ عمیقتر رنگدانه به تارهای پشم میشده و ماندگاری شگفتانگیزی به آنها داده است .
ابعاد فرش پازیریک در منابع مختلف با اختلاف جزئی، حدود ۱۸۳ در ۲۰۰ سانتیمتر (یا معادل ۱۸۰ در ۲۰۰ سانتیمتر) ثبت شده است.
این ابعاد (تقریباً ۶ فوت در ۶ فوت و ۶ اینچ) نشان میدهد که این فرش کهن، اندازهای نسبتاً جمعوجور داشته است.
لباس سوهرکاران و نوع آرایش اسبها ویژه سوهرکاران و اسب های ایران است که نشان دهنده سرزمین بافته شده این فرش است.
بر اساس تحلیلهای کارشناسان، لباس سوارکاران نقشبسته بر فرش پازیریک، بیشترین شباهت را با لباس مردمان شاهنشاهی هخامنشی (ایران باستان) دارد و آنها را به این تمدن و فرهنگ مرتبط میداند . هرچند احتمال ارتباط با ارمنستان باستان (بهعنوان وارث فرهنگ اورارتو) که خود نیز ریشه آریایی دارد نیز مطرح است .
جزئیات این شباهتها بسیار جالب است:
· سبک کلی و کلاه: کلاه (سرپوش) سوارکاران با کلاههای دیدهشده بر نقشبرجستههای تختجمشید مطابقت دارد . برخی پژوهشگران این کلاه را به منطقه اورارتو باستان (ارمنستان امروزی) نسبت میدهند .
· جامه (تنپوش): سوارکاران جامهای تنگ و کوتاه با یقه ایستاده و آستینهای باریک به تن دارند که به «پرشین درس» (Persian dress) یا لباس ایرانی معروف است .
· شلوار و کفش: سوارکاران شلوارهای تنگی پوشیدهاند که به کفش متصل است ؛ این سبک «اناکسیریدس» (Anaxyrides) نامیده میشود و مختص اقوام سکایی-هخامنشی بوده و با پوشش سوارکارانِ نقشبرجستههای ایرانی شباهت کامل دارد .
· تزیینات اسب: شیوه بستن دم و یال اسبها در فرش، دقیقاً مشابه سنتهای ایرانی در تختجمشید است . حتی نوع اسبها نیز با اسبهای هخامنشی (اسب نیسایی) یکسان دانسته شده و آهوهای نقشبسته بر فرش، از نوع «گوزن زرد ایرانی» (Persian Fallow Deer) معرفی شدهاند .
با این حال، نباید فراموش کرد که خود فرش در قبر یک شاهزاده سکایی در منطقه آلتای (سیبری) پیدا شده . این موضوع نشان میدهد که پوشاک سوارکاران، اگرچه بازتابدهنده فرهنگ ایرانی یا ارمنی است، احتمالاً به عنوان کالایی ارزشمند و شاید هدیهای دیپلماتیک، به فرهنگ کوچنشینان سکایی راه یافته است . در واقع، خود بافندگی قالیهای گرهدار در آن زمان در منطقه آلتای مهارتی شناختهشده نبود .
سکایی ها قومی چادرنشین و کوچ روی ایرانی بودند که در آثار تخت جمشید نیز دیده میشوند. ویژگی حضور سکایی ها در تخت جمشید این است که آنها از معدود افرادی بودند که اجازه حمل سلاح در پارسه پایتخت آریایی ها را داشتند.
در ادامه در وبگاه تاریخ و فرهنگ آریا به زبان و فرهنگ سلحشوری سکایی اشاره خواهیم کرد. از سکایی ها چند خط و آثار نوشتاری بر جای مانده که به دلیل متفاوت بودن لهجه یکایی ها به دلیل فاصله دور از هم آنان با توجه به گستره وسیع قلمرو آنان ، پژوهشگران هنوز متوجه به کشف تمام خطوط و حروف سکایی ها نشده اند از جمله نوشتار پیاله سکایی که هنوز کامل رمز گشایی نشده است.
قلمرو سکاها از آلتای در شرق روسیه و سیبری تا قلب اروپا، اوکراین و فرانسه کشیده شده بود. و همین است که بسیاری از سنت های اروپایی برگرفته از فرهنگ سکاهای ایرانی است.
