ظل الله نقطه مشترک اندیشه امام محمد غزالی و فردوسی
بازدیدها: 0
فردوسی و امام محمد غزالی دو اندیشمند بزرگ ایران و البته جهان ضمن تفاوت های بنیادین ای که داشتند بر یک مفهوم باستانی ایرانی به نام وحدت دین و دولت یا حکومت الهی اشتراک نظر داشتند.
هر ایرانی که میخواهند نظر سیاسی بدهد تا نوشته های امام محمد غزالی و شاهنامه را نخوانده باید صبر پیشه کرده و از اظهار فضل خود داری کند.
ایرانیت ما و اندیشه سیاسی ایرانی که اساس و بنیان آن بر وحدت دین و دولت استوهر شده در شاهنامه و کتاب << نصیحت الملوک >> و <<احیاء علوم الدین >> و کتاب <<الاقتصاد فی الاعتقاد >> نوشته امام محمد غزالی و کارنامه اردشیر بابکان بصورت روشن و آشکار آمده است.
فردوسی عالمی شیعه دوازده امامی و از مشاهیر شیعه در ۱۰۰۰ سال پیش در یکی از روستاهای طابران طوس در خراسان ایران به دنیا آمد. امام محمد غزالی اهل طابران طوس و هم شهری فردوسی بود. امام محمد غزالی سنی مذهب و یکی از سه ستون اندیشه اشعری بود.
فردوسی را میتوان اشراقی و یک خسروانی دانست با این توضیح که سهرودی اندیشه خود را از ایران باستان گرفته و یکی از منابع اندیشه ای او شاهنامه بود و اندیشه حاکم بر ایران باستان را خسروانی گری مینامد و میتوان گفت اندیشه اشراقی نام اسلامی حکمت خسروانیون بوده پس با این فرض سهروردی و فردوسی خسروانی یا به تعبیری اشراقی بودند.
رابطه انسان اشراقی( خسروانی) مانند فردوسی و سهروردی با اشعریان ( هم فکران غزالی) و برخی مکاتب دیگر سنی مذهب این چنین است که فردوسی را در گورستان مسلمانان دفن نکردند و سهروردی را اعدام کردند .
اما فردوسی با تمام تماوت های خود با امام محمد غزالی و هردشیر بابکان و سهروردی اشتراکات اساسی دارد و آن منشاء و بنیان حکومت دهرد.
از نظر فردوسی طوسی شیعه و غزالی طوسی سنیِ اشعریِ ، اردشیر بابکان و داریوش کبیر و تمام پادشاهان ایران منشاء حکومت و اساس دین حکومت خداوند بر جهانیان است.
ظل الله یا سایه خدا همان مفهوم فره ایزدی به معنای نور الهی در شاهنامه است.
در نظر فردوسی از سه راه باید به حقیقت رسید ، ۱_خرد۲_وحی_فره( نور الهی) سهروردی همین فهوم را با نام های دیگر در اندیشه اشراقی گرد هم اورده ۱_عقل۲_وحی۳_تهذیب نفس( نور الهی/شهود).
اما در نظر غزالیِ اشعری حقیقت از دو راه ۱_وحی و ۲_ عقل میتوان دریافت کرد.
اما هم غزالی و هم فردوسی و هم اردشیر بابکان و هم کیانیان چون کوروش و داریوش بر اصول وحدت دین و دولت و حکومت الهی تاکید و پافشاری میکردند.
غزالی شاه را سایه خدا میداند:
چنان که در اخبار میشنوی که السلطان ظل الله فی الارض. سلطان سایه هیبت خدایست بر روی زمین، یعنی که بزرگ و بر گماشته خدایست بر خلق خویش.
در اقتصاد الاعتقادات غزالی گفته است :
الدين والسلطان توأمان… الدين أس والسلطان حارس وما لا أس له فمهدوم وما لا حارس له فضائع.»
· ترجمه: «دین و سلطان همزادند… دین بنیاد است و سلطان نگهبان؛ آنچه بنیاد ندارد ویران است و آنچه نگهبان ندارد ضایع
در کتاب احیاء علوم دین غزالی میگوید :
الدین اس والسلطان حارس، وما لا أس له فمهدوم، وما لا حارس له فضائع.»
· ترجمه: «دین چون بنیاد است و سلطان/حکومت نگهبان آن. بنیادی که نگهبان نداشته باشد، ویران میشود و نگهبانی که بنیادی نداشته باشد، ضایع میگردد.»
امام محمد غزالی در نصیحت الملوک چنین گفته است :
نیکوترین چیزی که پادشاه را بیاید دین درست است، زیرا که دین و پادشاهی چون دو برادرند از یک شکم مادر آمده باید که تیمار دارنده مهم در کار دین بود.»
· همچنین به نقل از او آمده است: «الدین و الملك توأمان» (دین و پادشاهی همزادند) و «نیکوترین چیزی که پادشاه را بیاید، دین درست است، زیرا که دین و پادشاهی چون دو برادرند از یک شکم مادر آمده…».
جالب این که کلیدی ترین و مرکزی ترین نوشته شاهنامه و اندیشه خسروانی فردوسی که بنیان گذار اشراقی گری سهروردی میتوان خواند ( شاید) در متن وصیت نامه ارشیر بابکان به شاهنشاه شاپور کبیر آمده است.
شاهنشاه اردشیر بابکان میگوید :
وقتی پادشاه دین را بستاید و از آن پشتیبانی کند، شاهنشاهی و دین با هم مانند دو برادر میشوند. نه دین بدون تخت شاهی استوار است و نه شاه بدون دین جایی و سامانی دارد. این دو مانند دو پارچهٔ دیبایند که در هم بافته شده و پیش خرد، به هم تابیده و آماده شدهاند. دین از پادشاه بینیاز نیست و پادشاه هم بدون دین ستایش و نام نیک ندارد. پس این دو نگهبان یکدیگرند، چنانکه گویی زیر یک چادر قرار دارند. نه دین از شاه بینیاز است و نه شاه از دین؛ ما آن دو را شریکانی نیکساز دیدهایم. کسی که صاحب خرد و تدبیر باشد، مرد دین، دو جهان را به دست میآورد. وقتی پادشاه نگهبان دین باشد، این دو را جز برادر نخوان. اگر دینداری به پادشاه کینه و دشمنی داشته باشد، تا میتوانی او را پارسا مخوان. هر کس بر شاه دادگر زبان بگشاید و به او خرده بگیرد، او را مرد دین مدان. آن سخنگوی فرخنده چه گفت؟ گفت: چون نیک بنگری، دین مغز عدالت است.
اهمیت این بخش از شاهنامه در این است که فردوسی با سرایش شاهنامه قصد بازگوئی تاریخ ساسانیان را داشت، هدف فردوسی از سرایش بخش های اساطیری و پهلوانی شاهنامه مقدمه سازی پرداختن به تاریخ ساسانیان را داشت. در میان شاهنشا۶ان ساسانی اردشیر بابکان مهمترین شاهنشاه ساسانی بود.
وصیت نامه شاهنشاه اردشیر بابکان بزنگاه بنیادین نگاه ساسانیان و نظام شاهنشاهی به دین، دنیا و دستگاه پادشاهی است .
از نگاه دیگر سخن شاهنشاه اردشیر بابکان خطاب به جانشین اش امضای فردوسی را در پای خود دارد. این درست است که متن شاهنامه تاریخ ساسانیان و اسطوره هایپیشین است اما از این جهت که فردوسی هم سوی این اندیشه ها بوده و ان ها را قبول داشته این ها را مطرح کرده است.
این یعنی نگاه امام محمد غزالی، فردوسی، شاهنشاه ارشیر بابکان و سهروردی اتفاق نظر بر حکومت دینی و الهی بوده است.
جالب اینکه هم غزالی هم اردشیر بابکان و هم سهروردی روحانی و در کسوت روحانیت بودند و جایی خواندم فردوسی دهقان زاده هم روحانی شیعه بوده است این یعنی چه زرتشتی، چه سنی و چه شیعه اتفاق نظر بر حکومت دینی میراث ایران باستان بوده است.
متن ابیات وصیت نامه اردشیر بابکان را می آورم
چو بر دین کند شهریار آفرین
برادر شود شهریاری و دین
نه بیتخت شاهیست دینی به پای
نه بیدین بود شهریاری به جای
دو دیباست یک در دگر بافته
برآورده پیش خرد تافته
نه از پادشا بینیازست دین
نه بیدین بود شاه را آفرین
چنین پاسبانان یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه آن زین نه این زان بود بینیاز
دو انباز دیدیمشان نیکساز
چو باشد خداوند رای و خرد
دو گیتی همی مرد دینی برد
چو دین را بود پادشا پاسبان
تو این هر دو را جز برادر مخوان
چو دیندار کین دارد از پادشا
مخوان تا توانی ورا پارسا
هرانکس که بر دادگر شهریار
گشاید زبان مرد دینش مدار
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری مغز دادست دین
در ایران باستان مردم جهان در دو گروه هستند یعنی از اساس جهان در دو جبهه مزدیسن ( حزب الله) و دیو یسن ( شیطان پرست ) هستند و طبق آموزه های اوستایی از ابتدا گیتی با هدف آفرینش میدان جنگ میان نور ( مزدیسن) و تاریکی ( دیو یسن) آفریده شده است و در آغازین روز های آفرینش گیتی فرشتگاه با دیوان جنگیدند که تاریخ باز تکرار این جنگ میان جبهه نور و تاریکی است.
شاهنامه جنگ مزدا پرستانی چون رستم و شاهان ایران با دیوان چون دیوان مازندران ، دیو سفید، ارژنگ دیو و دیگر دیوان است.
پس در جهان مزدیسن ( حزب الله) شاه سایه خدا است و شاه نگهبان دین است و هدف از پادشاهی دفاع از دین است.


زنجیر نقره زنانه ، مردانه و دخترانه
براش نقره بخر