تفاوت شاهنشاهی ایران و دموکراسی یونان
بازدیدها: 0
شاهنشاهی ایران باستان بزرگترین دستاورد تاریخ بشری است. شاهنشاهی ایران باستان و حتی ایران دوران صفوی اوج نوغ بشری را میرساند. اینجا میخواهیم شاهنشاهی ایران باستان را با دموکراسی یونانی مقایسه کنیم و ببینیم شاهنشاهی بهتر است یا دموکراسی.
ما چند اشتباه بزرگ درمورد شاهنشاهی و دموکراسی وجود دارد که نمیدانم با چه هدفی اشاعه شده اند.
ول این که شاهنشاهی چیست ؟ شاهنشاهی حکومت ایران نیست! بلکه حکومت ایران بر سه قاره است یعنی شاهنشاه حداقل بر سه قاره حکومت میکند .
دمدکراسی یونان هرگز وجود نداشته است ! کشور یونان هر گز وجود نداشته در حقیقت فرهنگ و تمدن یونانی وجود داشته که در حدود ۱۰۰۰ دولت شهر را تشکیل میدادند! یعنی تغیربا چهارتا دهات میرفتند و یک دولت شهر تشکیل میدادند و اینها در محدوده قلمرو کوچک یونانی حدود ۱۰۰۰ دولت مستقل که خودشان بر خودشان حکومت میکردند بودند.
مه شان هم دموکراسی نبودند . برخی از آنها دموکراسی بودند مانند دولت شهر اتن ، برخی از آنها تیرانی بودند برخی شاه پادشاهی بودند مانند مقدونیه و برخیشان الیگارشی بودند و برخیشان آریستوگراسی! خود آتن هم همیشه دموکراسی نبود و حتی دموکراسی محبوب ترین نوع دموکراسی در آتن نبود.
در یونان باستان در میان انواع حکومت تیرانی یا همان دیکتاتوری بهترین شیوه حکومت بود زیرا دیکتاتور فردی توانمند بود که حقوق فقرا را از اشراف و ثروتمندان میگرفت و به فقرا و آبادانی شهر کمک میکرد.
دموکراسی اولا این چنین است که حکومت دولت شهر است مانند آتن باستان که با استاندارد های امروز شهرک میشود.
در این شهرک ها که از نظر سیاسی و اقتصادی و نظامی کاملا مستقل بودند همه میتوانستند رای بدهند بجز زنان و بردگان. حالا همه میتوانند درباره اداره یک شهر نظر بدهند. مثلا خیابان بکشیم یا نه ، مالیات بازار را کم کنیم یا نه ، وسط میدان شهر حوض درست کنیم یا نه، اما اداره یک کشور بزرک که ۱۰۰۰ شهر دارد با موکراسی شدنی نیست زیرا اعلب مردمان از شناخت مصالح یک کشور ۱۰۰۰ شهره ناتوانند و حتی میان این شهر ها تضاد منافع دارند.
برای مقایسه دولت شهر های یونان و شاهنشاهی ایران به این نکته میتوان توجه کرد که در یونان باستان دولت شهر ها ابشان در یک جوب نمیرفت و دائم درحال جنگ باهم بودند آخر سر هم روم رسید و یونان را اشغال کرد و بسیاری از یونانیان تحصیل کرده در روم برده شدند. اما شاهنشاهی ایران یر سه قاره آفریقا، اروپا و آسیا حکومت میکرد و مانع درگیری های نژادی، مذهبی و قومی میشد.
ما در ایران باستان برده داری نداشتیم اما اقتصاد برخی دولت شهر های یونان با برده داری میچرخید.
ینجا به تعدهدی از دولت شهر های یونان باستان اشاره میکنیم تا تفاوت دموکراسی و شاهنشاهی را درک کنیم .
شهر-دولتهای (پولیس) یونان باستان بسیار پرشمار بودند و تعداد آنها به بیش از ۱۰۰۰ شهر-دولت میرسید.
شهر-دولتهای اصلی و تأثیرگذار
· آتن (Athens): مهمترین و قدرتمندترین شهر-دولت یونان باستان که زادگاه دموکراسی به شمار میرود.
· اسپارت (Sparta): قدرتمندترین رقیب آتن که به نظامهای نظامیگری و اشرافسالاری معروف بود.
· تب (Thebes): یکی از قدرتمندترین شهرها در یونان مرکزی که در دورهای کوتاه بر یونان تسلط یافت.
· کورینت (Corinth): بندر و مرکز تجاری مهمی که به دلیل ثروت و صنایع دستیاش شهرت داشت.
سایر شهر-دولتهای مهم
· آرگوس (Argos): یکی از قدیمیترین و قدرتمندترین شهرها در شبهجزیره پلوپونز که رقیب اسپارت بود.
· رودس (Rhodes): جزیرهای ثروتمند با ناوگان قدرتمند که به دلیل مجسمه معروف کلوسوس رودس شناخته میشود.
· سیراکوز (Syracuse): واقع در سیسیل که قدرتمندترین شهر-دولت یونانی در غرب بود.
· میلتوس (Miletus): یکی از مهمترین شهرهای یونانی در آسیای صغیر و مرکز فلسفه و علم.
· اِرتریا (Eretria): بندر مهمی در جزیره اوبویا که در جنگهای یونان و ایران نقش داشت.
· مگارا (Megara): شهری تجاری و رقیب کورینت که مستعمراتی در سیسیل و بسفر تأسیس کرد.
شهرهای دارای اهمیت مذهبی و فرهنگی
· دِلفی (Delphi): محل معبد آپولون و مشهورترین پیشگویی یونان باستان.
· اُلِمپیا (Olympia): محل برگزاری بازیهای المپیک باستانی و پناهگاه زئوس.
سایر شهر-دولتهای شاخص
· ابیدوس (Abydos)
· آیگینا (Aegina)
· بیزانتیوم (Byzantium): که بعدها به قسطنطنیه تغییر نام یافت
· خالکیس (Chalcis): شهر اصلی جزیره اوبویا
· اِلیس (Elis): دولتی که بر المپیا نظارت داشت
· کاریا (Caria):یک منطقه باستانی در جنوب غربی آناتولی (ترکیه امروزی) بود، نه یک دولت-شهر یونانی. ساکنان اصلی آن «کاریها» بودند که به زبانی آناتولیایی صحبت میکردند و خود را یونانی نمیدانستند. با این حال، سواحل آن توسط یونانیها مستعمرهسازی شد و شهرهایی مانند هالیکارناسوس (محل آرامگاه ماوسولوس، یکی از عجایب هفتگانه) را در خود جای داد که فرهنگ یونانی را پذیرفتند.
· مقدونیه (Macedonia):یک پادشاهی باستانی در شمال شبهجزیره یونان بود، نه یک دولت-شهر. این سرزمین به جای نظام مستقل پولیس، توسط یک پادشاه (مانند فیلیپ و اسکندر) اداره میشد. اگرچه ریشههای آن با یونان پیوند دارد، اما در دوران کلاسیک، در حاشیه دولت-شهرهای بزرگ جنوبی مانند آتن و اسپارت قرار داشت.
حالا جالب اینکه اغلب این دولت شهر ها زیر مجموعه شاهنشاهی ایران بوده اند و در شاهنشاهی وجود دولت شهر هایی دموکراتیک، پادشاهی ، یا تیرانی یک امر عادی است. حتی در دوران شاهنشاهی اشکانی دولت شهر دموکراتیک مستقل شوش در داخل ایران وجود داشت که شهروندان یونانی ایران در شوش آنرا اداره میکردند .
تفاوت شاهنشاهی با دموکراسی در این است که شاهنشاهی یک کل است که بر قاره ها، فرهنگ ها و نژادها و مذاهب حکومت میکند و در این شاهنشاهی اجزای کوچک مانند یک دموکراسی دولت شهر کوچک آتن میتواند به حیات خود ادامه دهد.
یشتر در این وبگاه گفتیم که در شاهنشاهی ایران باستان دولت های یونانی کاریا و مقدونیه سپاه و پول ویژه خود داشتند که زیر نظر شاهنشاهی ایران اداره میشدند .
در شاهنشاهی ایران باستان هریک از دولت شهر های بالا استقلال اندیشه ای ، فکری ، دینی، قومی، ملی ،نژادی و فرهنگی خود را داشتند.
انواع حکومت های یونان باستان عبارت بود از :
۱. دموکراسی Democracy – حکومت مردم
۲. الیگارشی Oligarchy – حکومت گروهی اندک
۳. آریستوکراسی Aristocracy – حکومت نجبا یا برگزیدگان
۴. تیرانی Tyranny – استبداد / همان دیکتاتوری
۵. پادشاهی Monarchy – حکومت یک پادشاه موروثی
۶. حکومت مختلط Mixed System
در میان حکومت های بالا حکومت تیرانی یا همان دیکتاتوری دربین مردم محبوب ترین بود زیرا ایاس دموکراسی بر فرض اشتباهی استوهر است و آن دو پیشفرض برابری مردم و خیر خواهی عمونی مردم است درحالی که از نظر استعداد، هوش، تلاش و قدرت مردم برابر نیستند و قوی و ضعیف دارند از سوی دیگر همه مردم خیر خواه نیستند و در نهایت در موکراسی افراد باستعداد که خیر خواه نیستند بر قدرت و ثروت تکیه میزنند و مردم را روبه فقر و ضعف هدایت میکنند اما دیکتاتوری حکومت توانمندان خیرخواه است که با باند های قدرت و ثروت به نفع توده مردم مبارزه میکنند.
یونانی ها و ایرانی ها وابسته به نژاد آریایی هستند. یونانیان فرزندان هلن هستیند که چهار قبیله ۱_آخایی. ۲_دوری. ۳_ایونی . ۴_آئولی ها را تشکیل میدهدند که فرزندان هلن بودند.
۱. آخاییها (Achaeans)
کهنترین قوم یونانی که با تمدن میسنی (عصر برنز) مرتبط هستند. در دوران کلاسیک، ساکنان نواحی شمالی پلوپونز (مانند آرگوس و اسپارتِ اولیه) را شامل میشدند. نام آنها در اشعار هومر برای تمام یونانیان به کار رفته است.
۲. دوریها (Dorians)
قومی جنگجو که با «تهاجم دوریها» وارد یونان شدند و اسپارت، کورینت و کرت را تصرف کردند. به گویش دوری سخن میگفتند و به نظم و نظامگری شهره بودند. (بسیاری از شهرهای جنوب پلوپونز دورینشین بودند).
۳. ایونیها (Ionians)
قومی هنرمند، فیلسوف و دریانورد که آتن، جزایر اژه (مانند ساموس) و سواحل غربی آناتولی (ایونیا) را میساختند. به گویش ایونی سخن میگفتند و پایهگذار دموکراسی آتنی بودند.
۴. ائولیها (Aeolians)
ساکنان یونان مرکزی (مانند تب و تسالی) و جزایر شمالی دریای اژه (مانند لسبوس). به گویش ائولی سخن میگفتند و شاعران غزلسرایی چون سافو از میان آنها برخاستند
گفتیم هخایی ها شاخه ایرانی آخائی هایی یونان هستند یعنی آخائی های یونان شاخه یونانی هخائی های ایران هستند و در این که از گدشته گفته اند آرگوسی ها که آخایی هستند ایرانی بودند اند درست است. پرسئوس که نیای ایرانیان است یک آرگوسی بود و آرگوسی ها آخائی هستند. این چنین پیوند های ایران باستان با یونان باستان آشکار میشود.
گذشته از آن پیش از تشکیل دموکراسی آتن خاندان آریایی آخائی بر کل شاهنشاهی یونان حکومت میکرد و شاهد مثال آن جنگ ترا بود که یونانیان به فرماندهی شاه آگاممنون برادر شاه منالائوس به دولت شهر آریایی تروی حمله کردند و یکی از آخرین بازماندگان دولت شهر هیتی را نابود کردند. در این جنگ شاهنشاه یونان به پادشاهان یونانی حکومت میکرد مانند شاه ادیسیوس که داستان سفر اودیسه معروف است. ادیسیون یک پادشاه در خدمت شاهنشاه آگاممنون شاه بساری از پادشاهان یونان مانند شاه منالائوس بود یا آشیل پهلوانی یونانی خود یک شاه بود در خدمت شاهنشاه یونان بودند .
دولت هیتی نخستین پادشاهی آریایی
یس یونان پیش از این که در ۲۵۰۰ سال پیش دچار فروپاشی بشود و به ۱۰۰۰ کشور کوچک تبدیل بشود که دائم باهم درحال جنگ هستند در ۳۰۰۰ سال پیش و ۳۵۰۰ سال پیش یک شاهنشاهی بود.
اتفاقا شاهنشاهی یونان باستان دست خاندان کیانی بود که آخائی نامیدیه میشد. آخائی با لهجه ای اکائی و کیائی یا کیانی خوانده میشود.
تفاوت ایران باستان و یونان در مسائل مذهبی بود. ایرانیان درجایی دیو پرستی و شیطان پرستی را کنار گذاشتند و خدامرست شدند و این خداپرستی باعث رشد و توسعه ایران در تمام ضمینه ها شد که منجر به تاسیس شاهنشاهی ایران شد.
اما در یونان باستان دیو پرستی ( تئو) ها باعث فروپاشی اخلاقی و اجتماعی یونان باستان شدند و شاهنشاهی ۳۵۰۰ سال یونان باستان چنان فروپاشید که در ۲۵۰۰ سال پیش هر شهرک و هرچند دهات تبدیل به یک دولت مستقل شدهبودند که دائم درحال جنگ با دیگری بودند.
شیطان پرستی باعث زوال جامعه یونان باستان شده بود.
رحالی که آریایی های ایران باستان با نظام شاهنشاهی به سه قاره حکومت میکردند در یونان آن دوران جنگ های داخلی میان دولت شهر ها وجود داشت.
شاهنشاهی چیست ؟ ارزشهای آریایی، نژاد و فرزانگی
بنیان های شاهنشاهی در ایران باستان
