دین

دین هخامنشیان . دلایل زرتشتی بودن هخامنشیان

Views: 101

همه میدانیم که در ایران عزیز ما دین مهم بوده ، هست و خواهد بود اما یکی از پرسش های اساسی یک ایرانی این است که دین پدران ما در دوران هخامنشیان ، دین فرمانروا و شاهنشاهی بزرگ مانند داریوش چه بوده و با توجه به اهمیت دین مزدیسنا آیا هخامنشیان زرتشتی بوده اند ؟  

دین کوروش بزرگ شاهنشاه آریانا چه بوده و آن مرد بزرگ با چه پشتوانه دینی و فرهنگی دادگرانه ترین و عدالت گسترانه ترین حکومت حکومت دوران خود و دورانهای بعد از خود را پایه گذاشت و سوال مهم این است که آیا کوروش کبیر شاهنشاه آریایی ها زرتشتی  بوده؟  

داریوش کبیر در بند پنج سنگ نبشته خود در بیستون چنین می گوید : اینها کشور هایی هستند که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا من شاه آنها بودم . و در ادامه نام کشور های تابعه شاهنشاهی ایران را می آورد . در جایی دیگر همین مساله که حکومت داریوش و شاهنشاهان هخامنشی با حمایت الهی و بنا به اراده و خواست الهی بر سر کار آمده اند تکرار میشود . بارها و بارها ،در چند جمله بعد در بند هفت میگوید : این است کشور هایی که از آن من شدند . به خواست اهورامزدا . و در بند هشت میگوید : به خواست اهورامزدا این است کشور هایی که به قانون من احترام گذاشتند و در بند نه میگوید : این شاهی را اهورا مزدا به من ارزانی داشت . داریوش بزرگترین شاهنشاه تاریخ ایران در تمام دورانها خود را مورد عنایت الهی میبیند و حکومت و دولت هخامنشیان را از سوی خدا میداند این دقیقا همان دید گاه ایرانی است که میگوید اهورامزدا به جم فره شاهی داد و او را شاه کرد و نوادگان و فرزندان جمشید تا به امروز فرمانروایان ایرانند . گاه ساسانیان و گاه اشکانیان میراث دار تاج و تخت این سرزمین بوده اند اما سوال این است که دین هخامنشیان چه بوده ؟ همانگونه که گفتیم جمشید جم که هزاران سال پیش از زرتشت می زیست تاج تختش را از اهورا مزدا داشت و این یعنی اهورا مزدا هزاران سال از زرتشت مورد پرستش ایرانیان بوده و پرستش اهورامزدا از سوی داریوش و کوروش بزرگ هخامنشی نمیتواند زرتشتی بودن او را ثابت کند .   

به چند مورد از دلایل زرتشتی بودن شاهنشاهان هخامنشی اشاره می کنیم و پاسخ اشتباه بودن این دلایل را مینویسم تا در ادامه به دلایل زرتشتی بودن هخامنشیان برسیم اما توجه داشته باشیم در نهایت همه چیز استنباط است و احتمال . 

هخامنشیان هرگز نامی از زرتشت نبرده اند ! 

بسیاری از مخالفان زرتشتی بودن هخامنشیان اعتقاد دارند یکی از دلایل زرتشتی نبودن هخامنشیان این است که آنها هیچ نامی از زرتشت نبرده ده اند و داریوشی که بیول استاد رجبی با حرارت از اهورامزدا نام میبرد و فرمانروایی خود را اطیعه ای از خدا میداند هرگز نامی از زرتشت نبرده است . برخی حتی کار را تا آنجا پیش برده اند که هخامنشیان هیچ آشنایی با زرتشت و اندیشه های او نداشتند ! یا برخی گفته اند بعد ها در دوران پادشاهی میانی شاهنشاهان هخامنشی کم کم پادشاهان زرتشتی شدند و یا عقاید او را پذیرفتند . در این مورد باید گفت اولا اشکانیان و ساسانیان هم هرگز نامی از زرتشت به میان نیاورده اند اما می دانیم اشکانیان از زمان شاهنشاه ارشک و تمامی شاهنشاهان ساسانی زرتشتی بوده اند . قدیمی ترین نامی که از زرتشت بر دیوار کوه کنده شده است مربوط به مردم عادی در ۱۵۰۰ سال پیش یعنی ۱۰۰ سال قبل از حمله اعراب لست که اینجا به آن اشاره کرده ایم. اصلا چرا باید شاهنشاهان هخامنشی یا هر شاه دیگر ایران در سنگ نوشته مای کوه یا دیوار کاخش به پیامبر و دین اشاره کند ؟ ممکن است برخی از کسانی که این اشکال را بر هخامنشیان وارد می دانند انتظار دارند مزداپرستی هخامنشیان مانند اسلام طالبان و داعش باشد که هرچیزی را ربط می دهند به دین ، کتاب و حدیث . هخامنشیان که دینشان زرتشتی اصیل بوده برای حکومت کردن به خرد رجوع می کرده اند و نه به کتاب مقدس مانند پیامبر مکرم اسلام که حجاز را با خرد خود مدیریت کرد اما برخی از پیروان خشک مذهبش خرد را با حدیث و سنت جایگزین کردند و امروز بسیاری اسلام را حدیث و سنت می دانند و نه خرد پس لازم نبوده هخامنشیان نامی از پیامبر ایران باستان ببرند و اصلا سنگ نوشته جای مناسبی برای بکار بردن نام پیامبر نیست ‌ ساسانیان هم زرتشتی بوده اند و نامی از زرتشت پیامبر نبرده اند .  

نام زرتشت در سنگ نوشته اواخر دوران ساسانی در ۱۵۰۰ سال پیش .درباره دین هخامنشیان باید توجه داشت بنا بر دلایل سیاسی لازم نبوده دین و گرایش های دینی دربار شاهنشاهی در مناسبات رسمی ذکر کردد . هخامنشیان باوجود زرتشتی بودن هرگز به نام زرتشت اشاره نکرده اند دقیقا مانند ساسانیان

نامی از گاتها نیست ! 

خب بهر حال هخامنشیان بسیار مذهبی نامی از گاتها نبرده اند اما نامی از هیچ دین دیگر هم نبرده اند . هخامنشیان بفرض غیر زرتشتی که مهر پرست بوده اند خب اگر آنها مهر پرست بوده اند نامی هم از مناسبتها و اندیشه های هخامنشی نبرده اند . دوران گاتها در عصر مفرغ است و اگر قرار بود هخامنشیان به گاتها برای حکومت پناه ببرند اصلا قبل از این که جهانداری کنند در جنگ ها نابود میشوند و منقرض می شوند ، چرا ؟چون کوروش در عصر آهن می زیست و سلاح های مفرغی در برابر آهن شکست می خورند و نمی دانیم از دلایل برتری ایرانیان بر دیگران بکار بردن آهن بود که بسیاری از ملل از ان بی بهره بودند . پس اگر گاتها و زرتشت دید گاهشان این بوده که عقل و خرد را بگذارید کنار و بیاید با این کتاب مقدس کار دنیا و زندگی آن را پیش ببرید تهش در گاتها میگفت چگونه باید مفرغ را ذوب کرد و راه ساخت شمشیر کوتاه آگینه و سرنیزه مفرغی چیست . اما نه در گاتها چنین دیدگاهی است و نه هرگز هخامنشیان چنین دیدگاهی داشته اند . در سنگ نبشته های هخامنشی نه نامی از گاتها هست و نه نیاز بوده چون در دورانی که در شاهنشاهی ایران هخامنشی دین هایی ایرانی و غیر ایرانی موجود بودا اند اصلا چرا باید با نام بردن از یک دین خاص دست به تحریک مذهبی دیگر مردمان و دیگر ملتها زد . چرا باید در دیوار نگاره ای که به چند زبان و به زبان چند ملت است باید نام پیامبر ایران و کتاب مقدس ایرانیان را آورد ؟ چه مساله ای از حکومت ایران در آن دوران باز میکرد ؟ چه مشکلی را حل میکرد ؟ جز این که فقط مشکل ایجاد میکرد . آوردن نام گاتها و زرتشت تنها باعث جدایی ملتهای غیر آریایی و آریایی های غیر زرتشتی از ایران و حکومت ایران هخامنشی میشد . برخی انتظار دارند هخامنشیان باید حتما یک نشت عقب مانده مشت کوه های یخ زده و دشت های بی اب خاورمیانه باشند و خروار خروار آدمی را بر اندیشه های مذهبی خود کرده باشند . هخامنشیان نامی از زرتشت و گاتها نبرده اند چون نمی خواستند کشور را با میدان نبرد های مذهبی بکشانند .  

هخامنشی ها یکتاپرست نبوده اند. 

مهمترین مساله دین زرتشت یکتا پرستی است در حالی که یکبار داریوش از خدایان خاندان شاهی نام میبرد و در جایی اردشیر دوم از آناهیتا و میترا نام میبرد . اولا که تعدادی همسران شاهان و شاهزادگان هخامنشی که از ملیت های غیر ایرانی و یا ایرانیان غیر زرتشتی بودند و این قابل قبول است و که شاهی مانند داریوش حداقل در یکجا از خدایان خاندان شاهی  نام ببرد و اینگونه به دیگر وابسته گان خاندان شاهی احترام بگذارد و خاندان شاهنشاهی را از مناقشات دینی دور کند . از سوی دیگر مشرک ندیده که نیستیم ، یونان باستان ،چین و مصر از نمونه های دین های چند خدایی هستند که برای هرچیز یک خدای ویزه دارند اما در ایران داریوش همه چیز را منوط به خدای یکتا اهورامزدا میکند . در یونان باستان خدا جنگ داریم ،خدای عشق داریم ، خدای شهوت و خدای باروری زمین و خدای دریاها و غیره اما در سنگ نوشته هخامنشی همه و همه چیز به خدای یکتا و احد و واحد ارتباط دارد و حالا یکبار و یک گوشه ای هم یکبار که میتوانسته دلایل سیاسی داشته . 

یکبار شاهنشاه اردشیر دوم هخامنشی از میترا و آناهیتا نام میبرد و دست به ساخت معابد و مجسمه هایی از میترا در چند جای شاهنشاهی میزند . توجه داشته باشیم این کار به دلیل ایجاد یک دین همگین در گل قلمرو شاهنشاهی ایران بوده و تا پیش از شاهنشاه اردشیر دوم در دربار شاهنشاهی ایران سابقه نداشته و پس از این اشاره کوتاه به میترا و آناهیتا ایزد برخی از مردمان ایرانی تنها یکبار شاهنشاه اردشیر سوم از آخرین شاهان هخامنشی نام آناهیتا از قلم می افتد و به نان اهورامزدا و میترا بسنده می شود . این  پیداشدن ناگهانی نام ایزدان ایرانیان غیر زرتشتی یعنی ایرانیان میترایی و پرستندگان ایزدان کهن ایرانی دلایل سیاسی داشته که دوره ای آمده و سپس حذف شده اما متاسفانه این آمیختن باعث ویرانی در اندیشه های اصیل یکتا پرستی و توحیدی دین زرتشتی شده ، با توجه حمله اسکندریان و آشوب های پس از آن دیگر آداب غیر زرتشتی وارد دین زرتشتی شده است . 

دفن مردگان یکی از دلایل ای شمرده میشود که هخامنشیان زرتشتی بوده اند . آرامگاه شاهنشاه کوروش که بر سینه دشت پاسارگاد ساخته شده و یا گور شاهان هخامنشی در نقش رستم از نشانه های غیر زرتشتی بودن شاهان هخامنشی شمرده میشود اما توجه کنیم کدام اشاره گاتها سخن خود زرتشت پیامبر اشاره بر خودداری از دفن مردگان در خاک دارد ؟  همان گونه که گفتم حمله اسکندر و فرمانروایی بیش از صد ساله آنان باعث ورود برخی دیدگاه های آیین های غیر زرتشتی و محلی در دین زرتشت شده باشد مانند دستور کشتن جانوران موذی و کرخسفر یا سپردن مردگان به خاموش خانه تا پرندگان مردگان را بدرند تا از آلودگی خاک جلوگیری شود ‌  .

  

دفن مردگان در دوران هخامنشی منع دینی نداشته است . دفت کوروش و دیگر شاهان هخامنشی همراستا با دین زرتشتی آنان بوده است

دلایل زرتشتی بودن هخامنشیان . 

اهورامزدا خدایی ایرانیان حتی پیش از زرتشت بوده است و ایرانیان از دوران های بسیار دور به سرای واپسین و جهان آخرت ایمان داشتند اما تصریح شاهنشاه خشایارشا شاه بر یکتا پرستی جایی که به ویرانی معبد دیوان میپردازد و اشاره داریوش شاه به ارته که جانمایه آیین زرتشت است از زرتشتی بودن هخامنشیان رونمایی میکند . از سوی دیگر داریوش شاه در سنگ نبشته نقش رستم در بند اول می گوید : خدای بزرگ است اهورامزدا ، که این زمین را آفریده است ، که این آسمان را آفریده است ، که مردم را آفریده است ، که شادی را برای مردم آفریده است ، که داریوش را شاه کرده است ، یک شاه از بسیاری ، یک فرمانروا از بسیاری . آنچنان که میبینید داریوش شاه همه چیز را از سوی یک خدا میداند . آفرینند آسمان و زمین و شادی مردمان و فرمانروا کنند خودش همه یک خداست اما در اندیشه مشرکانه چند خدایان آفریننده آسمان یک ایزد است و ایزد دیگری عشق را می افریند و یک ایزد دیگر آفرینند مردمان است . داریوش شاه جایی میگوید اگر کامروایی جهان و سرایی واپسین را می خواهی خدا را بپرست و زمانی که داریوش مطابق گاتها به سرای آخرت ایمان دارد به ارته ایمان دارد به یکتایی خدا ایمان دارد پس با اطمینان می توان گفت او یک زرتشتی بوده است . 

در جایی داریوش شاه می گوید خوزیان یا همان خوزستانیان اهورامزدا را نمیپرستیدند و در ادامه به همین مطلب در مورد سکاها اشاره میکند که سکایی ها اهورامزدا را نمیپرستیدند و این را عیب یک انسان میداند و خداپرستی خود را یک افتخار که منجر به شاهنشاه شدنش شده اما شما هرگز نمی بینید که داریوش زا شاهان پیش از او کمبوجیه و کوروش یا پدرانش حتی یک جنگ مدهبی کرده باشند و وسی را برای دینش  و اندیشه اش کشته باشند پس طبیعی است که هخامنشیان برای جلوگیری از زدوخورد هایی دینی به مانور مذهبی دست نمیزنند ‌ . 

از دیگر دلایل ارتباط هخامنشیان به دین زرتشتی نام شاه هخامنشی ، ویشتاسب است که هم نام شاه ایرانی هم عصر زرتشت که هانی او بود . ویشتاسپ نام پدر داریوش و از شاهان هخامنشی بود که در دوران شاهنشاهی داریوش زنده بود . هخامنشی ها از دو خاندان بودند ، خاندان کوروش و خاندان داریوش که کوروش شاهان شاخه پدری داریوش را خلع کرده بود و خود داریوش هم بر همین مبنا تاج بر سر گذاشت ‌ . 

در پیان به این مطلب اشاره میکنم که ساسانیان با مدارکی که در دست داشته اند نیز هخامنشیان را زرتشتی می دانسته اند و خود را جانشینان هخامنشیان می پنداشته اند . اصولا یکی از دلایلی که میتواند در دین هخامنشیان ایجاد تردید افکند نوع تلقی مدرن از دین است . برخی دین را اندیشه های واپسگرایانه گروهی از مردم بی سواد و نادان که سوار بر اسب و شتر به دیگر مردمان یورش برده و مردمان را قتل و غارت میکنند میدانند . مثلا ما هر دین در داخل خود اندیشه های گوناگونی دارد و انواع گرایش ها در هر دینی می تواند پدید بیاید و نباید هیچ دینی چه دین زرتشتی چه مسیحیت و اسلام به خاطر چند اشتباه کوچک و یا بزرگ سرکوب کرد که خود این کار از بزرگترین اشتباهات که میتواند به امنیت جهانی بطمه بزند . 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *