قهرمانان

فرمانده سپاه ایران سردار سورنا

Views: 13

سورنا فرمانده سپاه ایران در نبرد خونین حران که میان سپاهیان ایران و لژیون ها  روم در سال ۵۳ پیش از میلاد رخ داد بود که منجر به نابودی سپاهیان روم و مرگ فرماندهان ارشد رمی مانند کراسوس شد. 

سردار سورنا یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین فرماندهان  تاریخ نظامی است . زیرا در جنگ حران بروزترین و مهمترین استراتژی ها و تکنیک های جنگی آن روزگار به اجرا درآمد که سبب شد سپاه روم بکلی تارومار گردد و فرمانده شکست خورده روم در حال فرار دستگیر و کشته شود. 

اما سورن که بود و چه کرد ؟ 

سورن و یا سورنا نام شخص نیست در اصل سورنا نام یک خاندان بزرگ پس از خاندان شاهی در ایران عصر اشکانی بود . در آن دوران ایران هفت خاندان بزرگ و نیرومند داشت که اداره ایران بزرگترین ابرقدرت دوران با این خاندان بود. حالا چرا هفت خاندان ؟ اینجا درباره قداست و اهمیت عدد هفت در تاریخ ایران باستان گفته ام. اینکه چرا داریوش با شش دوستش گئومات را کشتند و یا ارشک با شش تن دیگر هسته اولیه شورش را بپا کردند و یا هفتسین و یا هفت دیوار ارگ همدان . یا اینجا درباره نظام و بنیان شاهنشاهی گفته ام که شاه تنها تصمیم گیر کشور پهناور ایران نبود و خاندانهای بزرگ و حرفه های گوناگون شاه را یاری می دادند. 

پس سورن یا سورنا نام سردار ایران در جنگ حران نبود بلکه نام خاندان او سورن بود چون اشک که نام شاهنشاه بود ولی نام راستین او ارد دوم بود که ما اشک ۱۳ می خوانیم شاه نشین اشک ۱۲ بود و شاه بعدی اشک ۱۴. ما نام واقعی سورنا را نمی دانیم زیرا منابع معتبر درباره اشکانیان بسیار کم است و اندک منابعی که نام شاهان را آشکار میکند هم وابسته به رم هستند و طبعا تاریخ تولد سردار ایرانی سورنا و نام مادرش را نتوان در منابع رومی جستجو کرد. منبع دستی نمیگوید نام مادر و پدر سورنا چه بود. اما نمیدانیم خاندان سورنا بر سیستان فرمان می راندند پس احتمالا سورنا زاده سیستان بود. 

برخی سعی در همانند سازی و یکی انگاشتن شخصیت باستانی و اسطوره ای رستم با سردار سورنا هستند که با توجه به نبود مدارک مبنی بر پیوند میان رستم و سورنا نمیتوان آن را درست انگاشت. رستم شخصیتی مربوط به دوران پیش از پراکندگی آریایی ها و بسیار پیش از پادشاهی اشکانی بوده است . میدانیم داستانهای رستم در دوران اشکانیان بسیار مورد علاقه بود و در آن زمان تدوین و گردآوری شده اما نمیتوان با این دانسته که رستم و سورنا اهل یک استان بوده اند آنها را یکی پنداشت . 

حالا به جنگ برمی گردیم . شاید نام کراسوس را شنیده باشید یا اسپارتاکوس برده ای که بر علیه روم شورش کرد و کم مانده بوده که داستان روم را نیامده به پایان ببرد. کراسوس ثروتمند ترین مرد روم بود و با بسیج سربازان و خرج بسیار شورش بردگان را سرکوب کرد. در جنگ سوم  برده بین سالهای ۷۱ تا ۷۳ پیش از میلاد سربازان رومی با کمک کراسوس برده ها را شکست دادند و اسپارتاکوس رهبر شورش کشته شد. 

مارکوس لیسینیوس کراسوس از سران روم در سال ۵۳ پیش از میلاد در خیال فتح ایران و رسیدن به هند افتاد. اصولا پس از اسکندر بسیاری از سران سلوکیه و روم سعی در تقلید از اسکندر و فتح ایران را داشتند. 

شاهنشاه ارد دوم گروهی را برای پیمان صلح فرستاده بودند که کراسوس گفته بود در سلوکیه پاسخ خواهد داد. نماینده ایران کف دستش را نشان داده بود و گفته بود اگر کف دست من مو دیدی سلوکیه را هم خواهی دید . 

شاه از میان بهترین خاندانها و بهترین فرماندهان ، جوانی حدودا ۳۰ ساله که نصف کراسوس شکست دهنده اسپارتاکوس عمر داشت را به فرماندهی سپاهیان ایران گماشت و به جنگ کراسوس فرستاد. 

سورنا بسیار با لیاقت بود و تدبیری اندیشید تا کراسوس را و سپاهیان رومی را به جای بکشد که برای سپاه ایران بسیار مناسب باشد و بازدهی میدان جنگ برای سواره نظام ایران بیشتر باشد. 

در شمال میانرودان مردی بود به نام ابگر که حکومت محلی داشت و پیشتر همراه سپاهیان رومی در جنگ شرکت کرده بود و رومی ها به او اعتماد داشتند. سورنا از ابگر خواسته بود تا رومی ها را از کوهستانهای شمال میانرودان دور کند و به دشت های صاف ببرد. ابگر هم که مرد چربزانی بده کراسوس را تحریک میکند که اشکانیان ثروتمند که همراه ثروت خود در حال فرار به پارت هستند را تعقیب کند. و اینچنین کراسوس را به سوی دام پهن شده سپاه ایران کشاند. 

شیوه جنگ سپاه ایران اینچنین بود که ابتدا سواران سبک اسلحه که بیشتر تیروکمان داشتند سپاه دشمن را تیرباران می کردند سپس فرار میکردند . دشمن با خیال اینکه بر ایران پیروز شده دست به دنبال کردن ایرانیان می کردند سپس سواران سبک اسلحه در حال فرار به سوی دشمن تیر می انداختند و آنها را پراکنده می کردند. در اینجا سواره نظام سنگین اسلحه که سرتا پا در زره و انواع سلاح غرق بودند وارد شده و بر دشمن پراکنده بی دفاع میتاختند. 

زومی ها هم تاکتیک ها و استراتژی های خود را داشتند مانند دفاع منسجم و ایجاد دیوار دفاعی از سپر . 

برای ایران مهم بود که خطوط دفاعی رومی ها را پراکنده کند و رومی ها را تبدیل به سربازان تنها و بی دفاع در برابر حملات سواره نظام سنگین زره کند. 

سردار سورنا از استراتژی های مناسب در زمان و مکان مناسب استفاده کرد و با بکارگیری عنصر فریب سازماندهی سربازان رومی را به هم ریخت و سپاه روم نابود شد. 

در این جنگ ابتدا پسر کراسوس کشته شد و سر پسر کراسوس را بر نیزه کردند. در پایان کراسوس به سرنوشت پسر افتاد. 

سورنا نام لقب رئیس خاندان سورنا بود ولی امروزه برای سردار قهرمانی ایرانی به کار میرود. 

سردار سورنا پس از جنگ بدست شاه ارد دوم کشته شد. میتواند دلیل ترس از قدرت گرفتن خاندان سورنا که حالا محبوب هم شده است باشد و یا دلیلی داشته که شاه مجبور شده. سورنا شاهک سیستان بود چنانکه اسکندر شاهک مقدونیه بود. شاید ارد دوم میخواسته از کاری که اسکندر با لیاقت با شاهنشاه خود کرد جلو گیری کند. عملکرد اسکندر ضد شاهنشاه خود داریوش سوم باعث سیاستهایی شد که میتوان و ممکن است در کشتن سورنا دید. 

کسی از آرامگاه سورنا سردار اشکانی آگاهی ندارد و دلیل مرگ سورنا در ابهام است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *