رستم، کهنترین نقاشیِ یک پهلوانِ آریایی در پنجکند
بازدیدها: 0
نقاشی پنجکند رستم نمایش دهنده حماسه و اسطوره کهن آریایی و به نبرد رستم و اژدهای چند سر، نبرد رستم و دیو سفید رنگ و شکست دیو توسط رستم است.
در این نقاشی که به قرن ها پیش از سرایش شاهنامه بازمیگردد با شما همراه هستیم.
عصر زندگانی رستم، جهان پهلوان ایران.
رستم یکی از کهنترین شخصیتهای جهان آریایی است. ما اعتقاد داریم نام «هند و اروپایی» یک جعل بر علیه آریایی است. با این اعتقاد که ژرمنها و اسلاوها آریایی هستند، ما داستانهای اسطورهای رستم را در تاریخ و داستانهای اسطورهای برادران ژرمن و اسلاو خود با نامهای دیگر میبینیم. رستم قهرمان دوران اساطیر و پیش از تاریخ ایران است. در دورانی که پیش از تشکیل شاهنشاهیها و امپراتوریهای بزرگ بود، سرنوشت کشورها و دولتها را نه سپاههای چندصد هزار نفری و نه استراتژیها و تاکتیکهای فرماندهان، بلکه تاریخ کشورها را قهرمانیهای انفرادی پهلوانانی تعیین میکردند که در رأس سپاههای چندصدتنی تا چندهزارتنی میجنگیدند. از این قهرمانان، رستم جهانپهلوان ایران باستان و قهرمان اسطورهای جهان آریایی نخستین بود که قدیمیترین نقاشی او در پنجکند تاجیکستان پیدا شده است؛ نقاشیای که قرنها پیش از سرایش شاهنامه توسط فردوسی طوسی کشیده شده است.
ما از کجا میدانیم این نقاشی از آن رستم جهانپهلوان آریایی است؟ پوشش رستم که از پوست پلنگ است، چنانکه در شاهنامه آمده و البته در یک متن سغدی که آنهم پیش از کشف شدن این نقاشی و قرنها پیش از سرایش شاهنامه نوشته شده و با فاصلهای از نقاشی پنجکند یافت شده نیز رستم را با پوشش پوست پلنگ شرح میدهد. پوشش پوست پلنگ در شاهنامه و در نقاشی و در متن سغدی نشان از ارتباط معنادار این سه یعنی نقاشی، متن سغدی و شاهنامه دارد. در این نقاشی رستم درحال نبرد با دیو است که به داستان نبرد مزداپرستان نخستین با دیوها در دوران باستان بازمیگردد. دیوان خدایان برخی آریاییان در گذشته بودهاند و برخی دیگر از آریاییها مزداپرست بودند و داستان جنگ رستم با ارژنگ دیو، دیو سفید و اکوان دیو به شرح نبرد مزداپرستان با دیوان از دوران پیش از تاریخ میپردازد. این نقاشی به نبرد رستم با اولاد دیو میپردازد.
نقاشی پنجکند؛ کهنترین تصویر از رستم
این نقاشیِ دیواری در تالار آبی (Blue Hall) شهر باستانی پنجکنت، در شمال تاجیکستان امروزی، کشف شده است. قدمت آن به حدود سال ۷۴۰ میلادی میرسد، یعنی نزدیک به پنج قرن پیش از سرایش شاهنامه. کاشف آن، باستانشناس روسی بوریس جی. استاویسکی (Boris J. Stavisky)، در جریان کاوشهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ میلادی (۱۳۳۵-۱۳۳۶ خورشیدی) به این گنجینه دست یافت. امروزه بخشهایی از این نقاشیها در موزه ارمیتاژ سنپترزبورگ (روسیه) و بخشی دیگر در موزه ملی آثار باستانی تاجیکستان در دوشنبه نگهداری میشود.
جزئیات دقیق نقاشی؛ لباس، رنگها، جنگافزارها و صحنهها
این دیوارنگاره از چهار نوار افقی تشکیل شده که لایهٔ دوم (لایهٔ میانی) مهمترین بخش و اختصاص به داستان رستم دارد.
· لباس رستم: تنپوشی از پوست پلنگ (یا پلنگینه) به رنگ نخودی با لکههای تیره که بر تن دارد. این پوشش در شاهنامه و در متن سغدی نیز به عنوان نشانهٔ هویت او تکرار شده است.
· اسب رستم: اسبی سرخرنگ به نام رخش که با یال و دمی آراسته و زیناندازی شده، تصویر شده است.
· جنگافزار: در صحنههای مختلف، رستم یا کمان در دست دارد یا کمند را در هوا چرخانده تا دشمن را به اسارت گیرد.
· دشمنان: سوارانی که از شانههایشان شعلههای آتشین بیرون میزند (نشانهٔ دیوصفت بودن)، اژدهایی چندسر که خود را به پای رخش پیچیده، و اولاد (سردار دیوان) که رستم او را با کمند گرفتار کرده است.
· یاران و نمادهای ایزدی: در پشت سر رستم، موجودی بالدار شبیه به سیمرغ یا نماد فرِّ کیانی دیده میشود و در صحنهای، فرشته ای دست حمایت بر پشت رستم گذاشته است.
· صحنهٔ پیروزی: پس از نبرد، یکی از پهلوانان، کلاهخود و زره دیو را به نزد شاهی (احتمالاً کیکاووس) میبرد و تقدیم میکند. در پایان، رستم سربلند و با غنایم به دربار بازمیگردد.






متن سغدیِ همراه؛ تلفظ و ترجمه
در کنار این نقاشیها، یک دستنوشتهٔ سغدی (شناسهٔ Or.8212/81 در کتابخانهٔ بریتانیا) پیدا شده که داستان رستم را روایت میکند. در این متن، جملهای کلیدی دربارهٔ پوشش رستم آمده است:
· اصل خط سغدی (به خط سغدی کج):
pwrδnkʾ crm nγwδnn
· آوانگاری (تلفظ تقریبی):
«پورْدْنکا چَرْم نَغْوُدْنَنْ»
· ترجمهٔ روان به فارسی:
«[رستم] پوستِ پلنگی را پوشید.»
و بخشی از ترجمهٔ کاملتر این متن چنین است:
«آنها (دیوها) به جستجوی رستم دلیر به راه افتادند. سپس رخشِ هوشیار آمد و رستم را بیدار کرد. رستم از خواب برخاست، به سرعت پوست پلنگی خود را پوشید، کماندان خود را بست، بر رخش سوار شد و به سوی دیوها شتافت.»
اهمیت این نقاشی برای تاریخ، اسطورهشناسی و شاهنامهپژوهی
این نقاشی، بیگمان یکی از مهمترین شواهد مادی برای تاریخ ایران باستان و اسطورهشناسی آریایی است، زیرا:
۱. قدمت آن نشان میدهد که داستان رستم، دستکم ۲۰۰ سال پیش از فردوسی در سرزمینهای سغدی (ماوراءالنهر) رواج داشته و بخشی از حافظهٔ جمعی ایرانیان بوده است.
۲. تطابق پوشش پوست پلنگ در سه منبع مستقل (شاهنامه، متن سغدی و نقاشی) ثابت میکند که این اسطوره، یک روایت زنده و یکپارچه در سراسر جهان ایرانی داشته است.
۳. نبرد با دیوان در این نقاشی، بازتابی از تقابل کهنِ مزداپرستی با آیینهای پیشین آریایی است و نشان از عمق باورهای اساطیری در دوران پیش از تاریخ دارد.
۴. برای شاهنامهپژوهی، این اثر یک سند بینظیر است که ثابت میکند فردوسی نه یک پدیدآورندهٔ صرف، بلکه تدوینکنندهٔ روایاتی بوده که قرنها در میان اقوام ایرانی دستبهدست میچرخیده است.
۵. این نقاشی، حماسهسرایی ایران را در بستری فراتر از مرزهای سیاسی امروز نشان میدهد و پیوند فرهنگی تاجیکستان، ایران، افغانستان و دیگر سرزمینهای آریایی را به تصویر میکشد.
جمعبندی
نقاشیِ پنجکند، کهنترین تصویر باقیمانده از رستمِ جهانپهلوان است. این اثر، با جزئیاتِ بینظیر در پوشاک، رنگها، جنگافزارها و صحنههای نبرد، ما را به دلِ اسطورهای میبرد که پیش از آنکه شاهنامهای نوشته شود، بر دیوارهای خانههای اشرافیِ سغدی نقش بسته بود. وجودِ متنِ سغدیِ همزمان با این نقاشی، هرگونه تردید در هویتِ رستمِ تصویر شده را از میان برمیدارد و این اثر را به گنجینهای بیهمتا برای تاریخ، اسطورهشناسی و شاهنامهپژوهی تبدیل میکند. این نقاشی، نه تنها یک اثر هنری، بلکه سندی زنده از هویتِ آریایی و پیوندِ ناگسستنیِ اقوامِ ایرانی با کهنترین اسطورههای خود است.
