نقش برجسته شاهنشاه اردوان پنجم و خواسک روزنه ار رو به دوران در سکوت اشکانی
بازدیدها: 0
در این نوبت از نوشته تاریخ و فرهنگ آریا، میخواهیم درباره نقش برجسته شاهنشاه اردوان و خواسک فرماندار یا به روایتی ساتراپ شوش با شما سخن بگوییم. این نقش برجسته بسیار مهم است زیرا رابطه شاهنشاه اشکانی و یک فرماندار محلی و یک ساتراپ را نشان میدهد. میدانیم که ساختار پادشاهی در دوران اشکانی و ساسانی متفاوت بوده است. ساسانیان متمرکزتر بودند اما ساختار شورایی اشکانی و فدراتیو اشکانیان که نمود و بروز و ظهور آن در مجلس مهستان نمود مییافت، باعث شده بود برخی از ساتراپیها اختیارات بسیار زیادی داشته باشند، مانند همین شوش که یک زمانی یک واحد دموکراسی از یونانیزبانان ساکن این شهر ایرانی عضو شاهنشاهی اشکانی بود. این نقش برجسته نشان میدهد دموکراسی نیمبند یونانی شوش زمانی برچیده شده و به نظم ایرانی در دوران اشکانی بازگشته است. حتماً به سنگنوشته شهر شوش که مربوط به نامهنگاری شاه اشکانی و یکی از مقامات دموکراسی شوش میپردازد، خواهیم پرداخت. بهرحال این سنگ نقش برجسته که از شوش پیدا شده و در موزه ایران باستان نگهداری میشود، به خواسک و شاهنشاه اردوان چهارم و به روایتی اردوان پنجم اشاره میکند. این شاهنشاه اردوان چهارم بود یا پنجم؟ بستگی به گاهشماری حکومت ملوک الطوایفی اشکانیان دارد که در زمانهایی دو حتی سه شاه در حال جنگ با یکدیگر داشتند. همین اردوان پنجم زمانی به همراه برادرش که خود را شاهنشاه مینامید، همزمان شاه بود و همزمان درحال جنگ بودند. جنگهای داخلی که اول منجر به سقوط اشکانیان توسط شاهنشاه اردشیر بابکان بنیانگذار حکومت ساسانی شد، و بدتر از آن حتی چندبار (حتی ۵ بار) پایتخت اشکانیان تیسفون توسط امپراتوری خبیث روم سقوط کرد.
از ایران باستان نقش برجسته ها و کتیبه های زیادی باز مانده است اما نه سنگ نوشته ها و نقش برجسته های اشکانی. از اشکانیان کمتر نقش برجسته ای برجای مانده است.
نقش برجسته خواست و شاهنشاه اردوان از معدود نقش برجسته های ایران دوران اشکانی است.
بررسی جامع نقش برجسته اردوان و خواسک؛ گنجینهای از شوش در موزه ملی ایران
مقدمه ای بر یک سند تصویری بی نظیر
در میان آثار بازمانده از دوران پایانی شاهنشاهی اشکانی، کمتر سندی به اندازه نقش برجسته اردوان و خواسک، هم از نظر هنر پیکر تراشی و هم از نظر زبانشناختی، ارزشمند و چندلایه است. این اثر که در شهر باستانی شوش (در خوزستان امروزی) در سال ۱۹۴۷ میلادی طی کاوشهای باستانشناسی کشف شد، امروز چون گوهری در موزه ملی ایران (موزه ایران باستان) در تهران میدرخشد. آنچه این نقش برجسته را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند، نه فقط صحنه اهدای حلقه قدرت از سوی شاه به ساتراپ، بلکه کتیبهای است به خط و زبان پارتی که یکی از آخرین بازماندهه ای رسمی این زبان در آستانه فروپاشی اشکانیان به شمار میرود. در این نوشتار، میکوشیم با دیدی موشکافانه، تکبه تک اجزای این سنگ یادبود را از چهره و تاج و لباس تا متن و ترجمه و جایگاه تاریخیاش بررسی کنیم و نشان دهیم که چرا این اثر برای شناخت ایران باستان، به ویژه دوره اشکانی، چون چراغی فرا راه پژوهشگران است.
توصیف چهره، حالت و پوشش؛ شاه و ساتراپ در برابر هم
اردوان چهارم (یا پنجم)؛ شاهنشاهی بر تخت
در سمت چپ سنگ نگاره، اردوان بر تخت شاهی تکیه زده است. چهره او را با موهایی نسبتاً کوتاه و مجعد، ریشی انبوه و تماماً آراسته، و پیشانیای بلند و پرشکوه میبینیم. نگاه او به سمت راست – یعنی به سوی خواسک – دوخته شده، اما از فراز چشمانی بادامی و ابروانی کمانی، نوعی وقار شاهانه و در عین حال طبع بلند اشکانی میبارد. حالت دست راست او بسیار مهم است: درحالیکه بازوی خود را به جلو دراز کرده، حلقه قدرت یا دیهیم را به نشانه اعطای مقام، به سوی خواسک میگیرد. دست چپ او نیز بر قبضه شمشیر یا عصایی کوتاه تکیه دارد که نشان فرمانروایی است.
اما آنچه بیش از همه در این پیکره نظر بیننده را میرباید، تاج باشکوه اردوان است. این تاج برخلاف نمونه های رایج روی سکه های اشکانی که غالباً کلاهکی گرد با دیهیم نواری ساده بودند، در این نقش برجسته به شکلی بلند، گنبدی شکل و با شیبی منظم طراحی شده است. لبه تاج با ردیفی از مروارید یا نقوش هندسی تزئین شده که بر گرداگرد پیشانی و کناره ها کشیده شده است. در دو سوی تاج، گوشپوش هایی دیده میشود که تا روی گونه ها سایه افکنده و احتمالاً از جنس پارچه یا چرم منگوله دار بوده اند. از پشت تاج، روبانهای دیهیم به نشانه فره ایزدی، به سمت پایین جاری شده و بر شانه ها میافتند. همچنین محافظ گردن که از پشت سر تا میانه گردن امتداد دارد، بخش جدایی ناپذیر این تاج است و بر بلندای آن، نماد خاندان اشکانی (که روی سکه ها به شکل ستاره یا هلال تکرار میشد) به چشم میخورد. این تاج، آنقدر شاخص و متفاوت است که برخی پژوهشگران، آن را نشانهای از تغییر سبک سلطنتی در سالهای پایانی اشکانی و تقلیدی از تاجهای ارمنی یا حتی تأثیرپذیری از شرق میدانند، اگرچه با تاج اردوان در نقشبرجسته دیگر او در نقش رستم (زیر سم اسب اردشیر بابکان) همانندی کامل دارد. در مجموع، تاج اردوان در این اثر، بلندترین و مفصلترین تاج شناخته شده از شاهان اشکانی در هنر سنگی ایران است.
پوشش بالاتنه او ردایی بلند تا زیر زانو با آستینهای گشاد است که روی آن، شنل یا خرقه کوتاهی پوشیده. پارچه این ردا با چینهای منظم و عمودی و گاه مورب طراحی شده که نشان از پارچهای سنگین و ابریشمی دارد. کمربندی پهن و تزئینی، ردا را بر میان او محکم کرده و از آن شمشیری آویزان است.
خواسک؛ ساتراپ مقتدر در برابر شاه
در سمت راست سنگ نگاره، خواسک ایستاده و رو به شاه دارد. برخلاف اردوان که نشسته و ثابت است، پیکر خواسک پویاتر و آماده دریافت حلقه قدرت به تصویر کشیده شده. چهره او نیز ریشی کوتاهتر و آراسته، و موهایی انبوه و مجعد دارد، اما حالت چهرهاش توأم با فروتنی و احترام است؛ دستان خود را به جلو دراز کرده تا حلقه را از دست شاه بگیرد، اما کف دستانش اندکی رو به بالا گرفته شده که پذیرش را میرساند.
لباس خواسک نیز از نمونه های کلاسیک پوشش اشکانی است: شلواری گشاد که در مچ پا جمع شده، تونیکی تا میانه ران با یقه هفت، و روی آن شنلی کوتاه که بر شانه راست سنجاق شده است. تفاوت آشکار پوشش او با شاه در این است که ردا و شنل او حاشیه های گرد یا دندانه دار دارند و خبری از کمربند پهن و شمشیر شاهانه در او نیست. پای او نیز چکمه ای کوتاه تا قوزک دارد که برای سوارکاری طراحی شده است. در مجموع، پیکره خواسک نشان از یک نجیب زاده اشکانی و ساتراپی دارد که در اوج اقتدار محلی، همچنان سرفرود برابر شاهنشاه میآورد و این، همان نظم هرمی مورد نظر اشکانیان را در این نقش برجسته به تصویر میکشد.
متن و ترجمه کتیبه؛ گویای رویداد تاریخی
بر بالای سر هر دو نقش، شش سطر به خط پارتی (مشتق از خط آرامی) با دقتی شگفت انگیز حک شده است. این متن نه تنها هویت هر دو شخصیت را مشخص میکند، بلکه تاریخ دقیق آن را نیز به ما میدهد: سال ۴۶۲ (تقویم سلوکی)، ماه اسفند، روز مهر که برابر با ۱۴ سپتامبر ۲۱۵ میلادی است. در جدول زیر، نویسه گردانی، آوانویسی و ترجمه هر سطر را میاوریم:
سطر نویسه (خط پارتی) آوانویسی (تلفظ) ترجمه فارسی
۱ ʾrtbnw MLKYN Ardavān šāhān اردوان شاهان
۲ MLKʾ BRY wlgšy šāh puhr Walgaš شاه، پور (پسر) بلاش
۳ MLKYN MLKʾ BNYt šāhān šāh awestād شاهنشاه، برپا داشت
۴ hnsk ZK ZY hansāk im až این سنگ یادبود را برای
۵ hwsk šwš Xwāsak Šōš خواسک شوشی
۶ hštrp šahrab ساتراپ (فرماندار)
ترجمه روان این کتیبه بدینگونه است: «اردوان شاهنشاه، شاه، پسر بلاش، شاهنشاه، این سنگ یادبود را برای خواسک، ساتراپ شوش، برپا داشت.» نکته جالب اینکه واژه های آرامی در این متن (مانند MLKYN برای «شاهان» یا BRY برای «پسر») به جای واژه های پارتی خوانده میشوند که به نظام هزوارش بازمیگردد؛ موضوعی که در بخش جداگانهای به آن خواهیم پرداخت.
اردوان چهارم یا پنجم؟ معمای شمارش در تاریخ اشکانی
یکی از بحث برانگیزترین نکات در تاریخ اشکانی، شمارش اردوانهاست. در منابع گوناگون، این شاه را گاه اردوان چهارم و گاه اردوان پنجم خواندهاند. ریشه این اختلاف به دورههایی بازمیگردد که در شاهنشاهی اشکانی، به دلیل ساختار ملوک الطوایفی و فدراتیو، دو یا حتی سه شاه هم زمان در نقاط مختلف بر تخت مینشستند و هرکدام خود را شاهنشاه میخواندند. برای نمونه، پیش از اردوان، پدرش بلاش پنجم (Vologases V) بر تخت بود و پس از او، برادرش بلاش ششم (Vologases VI) نیز در بخشهایی از قلمرو خود را شاهنشاه اعلام کرد. اردوان که در ابتدا ساتراپ ماد بود، در سال ۲۱۳ میلادی علیه برادرش شورش کرد و پس از چند نبرد، تیسفون را تصرف کرد و خود را شاهنشاه خواند. برخی مورخان این اردوان را همان اردوان چهارم میدانند و برخی با احتساب یک اردوان دیگر در اواخر سده دوم میلادی، او را اردوان پنجم می نامند. در هر صورت، او آخرین شاهنشاه اشکانی بود که در سال ۲۲۴ میلادی در نبرد هرمزدگان (نزدیک رامهرمز امروزی) به دست اردشیر بابکان ساسانی کشته شد و با مرگ او، حکومت ۴۷۱ ساله اشکانیان به پایان رسید.
آنچه اهمیت دارد، این است که این سنگ نگاره، درست در میانه جنگ داخلی اردوان و برادرش (بلاش ششم) ساخته شده و نشان از آن دارد که اردوان در آن زمان، کنترل شوش را به دست آورده و خواسک را به عنوان ساتراپ خود منصوب کرده است. این نقش، یک سند سیاسی زنده از تحکیم قدرت اردوان در غرب ایران پیش از رویارویی نهایی با ساسانیان است.
خط هزوارش؛ شگفتی دبیری کهن
واژه «هزوارش» (در پارسی میانه: huzwāriš) به سیستم نوشتاری گفته میشود که در آن، واژگان آرامی با خط آرامی نوشته میشوند، اما به هنگام خواندن، به جای آنها واژگان پارتی یا فارسی میانه تلفظ میگردند. برای نمونه، در کتیبه فوق، واژه MLKYN را میبینیم که در آرامی به معنای «پادشاهان» است، اما کاتب آن را به صورت «šāhān» (شاهان) میخوانده است. این رسم ریشه در دوره هخامنشی دارد؛ زمانی که آرامی زبان دیوانسالاری بود و پس از آن، اشکانیان و سپس ساسانیان این روش را حفظ کردند تا خط و زبان اداری با گفتار روزمره فاصله چندانی نیابد. جالب اینکه حتی واژه BRY (به معنی «پسر» در آرامی) در این کتیبه به صورت «puhr» (پور) تلفظ میشده که خود نشان از تحول آوایی زبان پارتی دارد. این نظام، دبیران اشکانی را ملزم به حفظ فهرستی بلند از هزوارشها میکرد و دانش «دبیری» را به هنری سخت و تخصصی بدل ساخته بود. با روی کار آمدن ساسانیان، این پیچیدگی دوچندان شد تا اینکه در دوران اسلامی، خط فارسی-عربی جایگزین آن شد و هزوارشها به دست فراموشی سپرده شدند. مطالعه این کتیبه، به پژوهشگران امکان میدهد تا هم گوشهای از این نظام شگفت انگیز را بازسازی کنند و هم آخرین حلقه های زنجیره زبان پارتی را پیش از انقراض آن، به نظاره بنشینند.
جایگاه و اهمیت این نقش برجسته برای تاریخ ایران باستان
اهمیت این اثر را در چند محور میتوان خلاصه کرد: نخست، مستند بودن تاریخ آن (۲۱۵ میلادی) که آن را به یکی از معدود سنگ نگارههای تاریخدار اشکانی تبدیل کرده است. دوم، ارتباط آن با ساختار سیاسی اشکانیان که نشان میدهد با وجود جنگهای داخلی و فشار روم، شاهنشاه اشکانی همچنان بر نصب ساتراپها در شهرهای کلیدی مانند شوش تسلط داشته است. سوم، ارزش هنری و پوشش شناختی آن که تصویری دقیق از تاج، لباس، و آرایش موی شاه و ساتراپ را در اختیار ما میگذارد و مکمل اطلاعات سکه شناسی است. چهارم، ارزش زبانشناختی آن که همراه با سنگنوشته های دیگر شوش، واپسین دادههای زبان پارتی را ثبت کرده و برای شناخت تحول زبانهای ایرانی، نقشی بی بدیل ایفا میکند. و پنجم، ارتباط آن با شهر شوش که این نقش برجسته، پایان دوره دموکراسی نیم بند یونانی آن شهر را به دستور شاه اشکانی نشان میدهد و حکایت از بازگشت نظم اداری ایرانی به این کهن شهر دارد.
در پایان، باید گفت نقش برجسته اردوان و خواسک، تنها یک اثر هنری نیست؛ بلکه یک سند چندلایه از اوضاع سیاسی، اجتماعی، زبانی و هنری ایران در آستانه یکی از بزرگترین دگرگونی های تاریخی یعنی سقوط اشکانیان و برآمدن ساسانیان است. این سنگ در موزه ملی ایران، چون یادگاری خاموش، هزار و هشتصد سال پیش را برای ما روایت میکند: از تاج بلند اردوان تا حلقه قدرتی که به دست خواسک میرسد، از خط هزوارش تا ترجمه روان آن، و از جنگ داخلی با برادر تا شکست نهایی در هرمزدگان. باشد که این نوشتار، گامی هرچند کوچک در شناخت هرچه بیشتر این میراث گران سنگ باشد.
نقش برجسته نبرد شاهنشاه هرمز دوم ساسانی با سوار دشمن در نقش رستم فارس
نقش برجسته نبرد شاهنشاه بهرام دوم با سرباز رومی
نام ایران در کتیبه سه زبانه شاهنشاه ایران شاپور یکم در نقش رجب
نقش برجسته دیهم ستانی شاهنشاه اردشیر بابکان از اهورامزدا
نام ایران در کتیبه شاهنشاه اردشیر بابکان
