نقش برجسته دیهم ستانی شاهنشاه اردشیر بابکان از اهورامزدا
بازدیدها: 0
نقش برجستهٔ دیهمستانی اردشیر بابکان در نقشرستم، یکی از مهمترین آثار باستانی آریایی_ایرانی است که یکی از بزرگترین بزنگاه های تاریخ ایران یعنی رفتن شاهنشاهی اشکانی و برآمدن شاهنشاهی ساسانی را به تصویر کشیده است .
اهمیت این نقش برجسته بکار بردن نام ایران به زبان فارسی و معادل آن به یونانی که آریان خوانده میشود. از ترجمه متن یونانی این نقش برجسته بصورت کامل و بدون هیچ ابهامی به هویت آریایی مردم ایران، نام آریا و ایران پی میبریم.
اهمیت این نقش برجسته که در استان فارس و در نزدیکی مرودشت قرهر دارد و تنها ۳ کیلومتر با محوطه تاریخی تخت جمشید فاصله دارد در این است که شاهنشاه اردشیر بابکان میخواسته است رابطه فرزندانه خود با هخامنشیان ( کیانیان) نشان دهد.
نوع پوشش و مذهب رسمی ایران در دوران اردشیر شاه و نقش دین در دولت ساسانی. اردشیر در این نقش برجسته با گرفتن حلقه پیمان یا حلقه قدرت از تصویر اهورامزدا نشان دهنده نقش دین و مشروعیت دینی برای برپایی حکومت است.
اردشیر شاه با گرفتن حلقه قدرت از اهورامزدا اعلام میکند که حکومت ساسانی یک حکومت زرتشتی و دینی است و اعلام اتحاد دین و دولت است.
اما دیگر اهمیت این نقش برجسته متن سه زبانه است که اردشیر شاه بصورت آشکار خود را به سه زبان شاهنشاه ایران میخواند.
متنی سهزبانه (پارسی میانه، پارتی و یونانی) بر روی اسب اردشیر دارد که او را معرفی میکند.متن این کتیبه چنین است:
«این چهرهٔ اهوراپرست، سرور اردشیر، شاهنشاه ایران، که تبارش از ایزدان است، پسر سرور پاپک، شاه است».
و این متن به زبان یونانی نیز تکرار شده است و نام ایران به زبان یونانی آریانا نوشته نوشته شده که ثابت مینکد نام ایران به معنی سرزمین آریایی ها است.
τοῦτο τὸ [π]ρόσω[π]οִνִ Μασδάσνουθεοῦ Ἀρταִ[ξάρου, βα]σִ[ιλ]έִως βִαִσιλέωνἈριανῶνִ, [ἐκ γ]έִνִοִυِς θεῶν, υἱοῦθεοῦ Παπά[κου] βα[σιλ]έωִ[ς].[citation:6]

همچنین بر روی اسب اهورا مزدا نیز کتیبهای مشابه وجود دارد که در نسخهٔ یونانی
«این چهرهٔ خدای زئوس است»
. متن اصلی به خط یونانی: ΤΟΥΤΟ ΤΟ ΠΡΟCѠΠΟΝ ΔΙΟC ΘΕΟΥ ·
بدیهی است در سنت ایران باستان و مزداپرستی پیش از زرتشتی و مزداپرستی زرتشتی خداوند جسم و شکل ندارد و از از معنوست ساخته شده است. و شکل و جسم ندارد. در دوران کیانیان پیش از کوروش و در دوران دارای دارایان و فرزندان او که هخامنشی ( کیانی) نامیده میشوند هرگز خدهوند را تجسم نکرده اند و او را بتصویر نکشیده اند چرا که دین زرتشتی یک دین الهی است و در یک دین الهی هرگز خداوند محدود به تن، مکان، زمان ،شکل یا هرچیز دیگر نیست و این از ابداعات زمان اردشیر بابکان بود که هرگز در دوران پادشاهان زمان پیش از اردشیر و پس از اردشیر تکرار نشد.
اما اهمیت این نقش برجسته در بکار بردن نام ایران به فارسی و آریان به یونانی است و این که اردشیر بابکان حکومت خود را حکومت دینی و زرتشتی میداند.
در این تصویر شاهنشاه اردشیر بابکان درحال گرفتن حلقه معروف پیمان که میراث کهن آریایی است و بنا بر قولی حلقه قدرت است که اردشیر بابکان درحال دراز کردن دست خود برای گرفتن این حلقه از دست ت۱ویر اهورامزدا
است.
صحنه ی دیهیمستانی (اعطای حلقهی قدرت) بهصورت نیمرخ و در دو طبقه طراحی شده. طبقه ی بالا، اهورامزدا و اردشیر را سوار بر اسب نشان میدهد و طبقهی پایین، اسبها و اجساد دشمن مغلوب را به تصویر کشیده است.
· چهره و حالت شاهنشاه اردشیر بابکان : در سمت راست صحنه ایستاده و در نیمرخ . با کلاهکهای پادشاهی کروی شکل با نوارهای بسته شده دیده میشود. بازوی چپش را به نشانه ی احترام بالا برده و دست راستش را برای گرفتن حلقه به سمت اهورامزدا دراز کرده است. پای چپش را روی زانوی اسب جلو کشیده تا ایستایی و تسلط را نشان دهد.
· چهره و حالت اهورامزدا: در سمت چپ و دقیقاً روبهروی اردشیر قرار دارد. شاهنشاه تاجی کنگره دار و پشت سر همانند با نوارهای روان بر سر دارد که نشانه ی ایزدی است. هاله ای از پرتوهای نور پشت سرش دیده میشود و با همان حالت، دست راستش را برای تقدیم حلقه دراز کرده است.
· جزئیات حلقه و نمادها: حلقه ی بارو (فَره) شکوهمند ایزدی، گویی با نواری باریک به دست شاه متصل است.
· اسبها و جزئیات زیرین: هر دو اسب با یالهای کوتاه و زینهای پارچهای ساده. زیر سُم اسب اردشیر، پیکر اردوان پنجم (شاه اشکانی) به پشت افتاده و زیر سُم اسب اهورامزدا، پیکر اهریمن (دیو) با چهرهای وحشتناک و موهای مارگونه قرار دارد که با سُم لگدکوب میشوند.
· نکتهی نمادین برجسته: برخلاف تصور رایج، دستهای این دو شخصیت به هم نمیرسد! حلقه درست در میانهی فاصلهی میان دستانشان قرار دارد و این فاصله، نماد تأکید بر قدرت مستقل شاهانه ی اردشیر و تفکیک جایگاه او از خداوند است.پیشتر گفتیم مارهای سر اهریمن یاد آور مارهای دوش ضحاک و مارهای سر مدوسا است که پرسیوس با او جنگید.
گویا هریمنی بودن مار یک سنت آریایی است که در اسطوره های ایرانی و یونانی دیده میشود.
