ناموس پرستی خسرو انوشیروان دادگر و بی ناموسی های مزدک
بازدیدها: 0
اگر شیادی و جعل فراماسونهایی که در دوران پهلوی هرم فراماسونی بر روی آرامگاه فردوسی ساختند و بعد از انقلاب اسلامی هرم بزرگ و سفید مجلس شورای اسلامی را برپا کردند کنار بگذاریم، میبینیم شاهنشاهان ایران باستان از اولین اولینشان تا یزرگرد سوم اخرینشان چقدر کارشنان درست بوده و بعد ها منتقدان شاهنشاهان ایران باستان همان راه شاهنشاهان ایران باستان را پیمودند.
این گروه انقلاب اسلامی که من ارادت بسیار زیادی به انان دارم بسیار مدعی بودند که شاهنشاهان ایران باستان ستم گر بودند از جمله شاهنشاه بزرگ خسرو انوشیروان که جنبش اطلاحی و عدالت خواه مزدک را سرکوب و سرنگون کردند !
در حالی که همین انقلاب اسلامی دربرابر جریان خبیث مجاهدین خلق در اوایل دهه شصت و در سال ۶۷ که چند روز پیش سالگرد عملیات مرصاد بود و حتی سپاه پاسداران بیانیه ای در این باب صادر کرد همان راه شاهنشاه خسرو انوشیروان را رفتند.
در ماجرای شورش ۱۴۰۱ و کودتای خونین ۱۸ و ۱۹ دی جمهوری اسلامی دست به سرکوب شورشیان رفت چنانکه شاهنشاه خسرو انوشیروان شورش فاسد مزدکیان را نابود کرد و میبینیم بحق پروردگار ۴رموده راه در جهان یکیست و ان راه راستی است دیگر راه ها همه بیراهه اند.
ما در سلطنت طلبی یک شعاری داریم تا ناموس هست و تا بی ناموس هست ما جنگ طلبیم. این یعنی در جهانی که بی ناموس وجود دارد صلح طلبی خودش بی ناموسی است.
صلا برپایی نهاد شاهنشاهی و تشکیل ارتش شاهنشاهی سر ناموس است.
حالا بیاید کارنامه شاهنشاه بزرگ انوشیروان دادگر را در برخورد با جنبش اصلاحی و عدالت خوهانه مزدک ببینیم !
میگویند انوشیروان نه تنها دادگر نبوده که بی دادی کرده و سرکوب گرد جنبش داد خواهانه مزدکیان بوده که به دنبال عدالت اجتماعی بودند و دهدخواهی پیشه کرده بودند اما انوشیروان با ستم و کشتار خونین این جنبش عدالت خواهانه را سرکوب کرد!
مزدک چه میگفت !؟
مزدیک میگفت آقا خداوند به اندازه نیاز هر فرد به عدالت مال و نعمت و نیاز افریده است. اگر مردم حق هم را نخورند و به حق هم دست درازی نکند و به حق خود راضی باشند نه گرسنه ای خواهد ماند و نه کسی از فرت سیری مرض خواهد گرفت!
در ظاهر هم حرف راستی است. میگوید چرا یک نفر ۱۰۰۰ گاو دارد یک نفر یک بز دهرد؟ چرا یکنفر ۱۰ روستا دهرد یک نفر ۱ کلبه کوچک دارد؟ چرا یک نفر یک ایتبل بزرگ دارد و کسی دیگر پای پیاده راه میرود؟ چرا کسی از شدت گرسنگی شب را تا صبح نمیتواند بخوابد کسی شب را تا صبح در آغوش سیمین تنانش صبح میکند؟
ایا این انصاف است ؟ آن مرد که ارباب ۱۰ روستا است مگر چقدر میخورد ؟ چقدر نیاز دارد ؟ شکم هر انسان چقدر جا دارد ؟
این حرف ها در ظاهر زیبا و دلپذیر است. شاهنشاه زمان قباد نیز خام این حرف ها شده بود. از فرط زهر مارهای اشراف تماع رفت و در صف مزدکیان قرار گرفت.
ین حرف ها تا اندازه ای راست بود اما راست راست نبود چون در نهایت شاهنشاه قباد فهمید از شر مارها به افعی مزدکیان پناه برده و تیغ قدرت در دست ولیعهد شاهنشاه بعدی خسرو انوشیروان قرار داد و مزدکیان کشتار شدند .
شاهنشاه خسرو انوشیروان چه میگفت؟ حرف مزدکیان را بصورت کامل میگفت. مزدکیان میگفتند باید اموال همه را به اشتراک بگذاریم، آن فقیر با یک بز بیاید و آن گاودار ۱۰۰۰ گاوش را بیاورد، آن کفاش همه کفش های خود را بیاورد آن بی کفش پای بی کفش اش را بیاورد و همه همهچیزشان را بیاورند و به اشتراک بگذارند و هر کس به اندازه نیاز از هرچه لازم دارد مصرف کند. مزدک فقط این را نمیگفت ، میگفت همه چیز را باید به اشتراک بگذاریم و این همه چیز یعنی زن! یک نفر یک زن پیر دارد، زن پیر اش را بیاورد و یک نفر چند زن جوان دارد ! بیاورد و همه به اندازه همه چیز را از مال و زن به اشتراک بگذاریم!
اما بدیهی بود اگر مال و ناموس را به اشتراک بگذارند به یک نسل نرسیده در نهایت تا دونسل نه مال می ماند و نه نسب. خانواده فرومیپاشد زیرا کسی نمیداند فرزند کیست و کشوری که خانواده در آن فروپاشیده نمیتواند حکومت و سپاه بسازد و نابود میشود چونان که دلیل نابودی امپراتوری روم همین بی بندوباری بود ( یکی از دلایل )
زمانی که شاهنشاه خسرو انوشیروان شاه بود چند قرن بود که امپراتوری روم نابود شده بود و خود شهر روم در اشغال زرمن ها بود و در یونان به نام روم حکومت دینی مسیحی تاسیس کرده بودند.
یکی از دلایل سقوط روم آزادی جنسی بود که منجر به تولد کودکان بی پدر میشد و زنان رومی برای اینکه از هزینه های کودکان خود بر نمی امدند شروع به سقط جنین کردند که منجر به عدم زاد و ولد و کم شدن شمار مردان جنگی شد. روم برای جایگزینی کم بود پرسنل سپاه روم مزدوران ژرمن را استخدام کرد و در نهایت مزدوران ژرمن دروازه های روم را روی شاهان ژرمن گشودند و روم پایان یافت.
الا اهنیت تجربه روم این است که رومی ها همان ایرانی های اروپا و ایرانی های دیو پرست هستند. ما فرزندان فریدون هستیم و رومی ها هم فرزندان فریدون استند. تفاوت جامعه آریایی ایران با جامعه آریایی روم در اخلاق دینی، جامعه دینی و حکومت دینی است. در وصیت شاهنشاه هردشیر بابکان هشدار جامعه بی دین داده میشد و شاهنشاهاه اردشیر بابکان هشدار یک جامعه سکولار و غیر مدهبی را میداد.
چرا روم سقوط کرد و ایران ماند ! نکته و راز در همین امر دینی و اخلاق الهی و ارزش های الهی بود که مزدک به جنگ آن امد و شاهنشاه خسرو انوشیروان از آن پاسداری کرد.
اگر بنا بود هرکس با هرکه دلش میخواهد بخوابد دیگر خانواده معنی نداشت و زنان به صورت طبیعی کودک نمی اوردند زیرا کسی خرج آن کودک را نمیداد و مهر آن کودک در دل کسی نبود و این چنین جامعه دچار فروپاشی در چند دهه میشد.
از نظر اقتصادی هم فاجعه بود زیرا همه به یک اندازه تولید کننده نیستند که بیک اندازه مصرف کنند. اصلا اگر بنا بر مصرف باشد همه میخواهند کم کار کنند و زیاد مص رف کنند و تجمیع ثروت بخاطر کوشش بیش از اندازه تولید کنندگان نصبت به مصرف خود حاصل میشود. اگر بنا باشد هرکس به اندازه خود تولید کند دیگر مازاد تولید نمی ماند و اقتصاد دچار فروپاشی میشود.
مین نانی که ما امروز میخوریم حاصل مازاد تولید ۱۰ ها هزار برابری گندم یک گندم کار است که نیاز اون در سال شاید دو گونی گندم بوده ولی یک کامیون گندم به دولت فروخته است.
منطق جامعه اشراقی ما این گونه است. خداوند کامل است و هیچ کس یا هیچ چیز جز او کامل نیست. هرکس استعداد ویژگی دارد که دیگری ندارد. خداوند به کسی زیبایی داده ، به کسی هوش، به کسی پول ، به کسی دین،
به هیچ کس همه چیز را نداده مثلا زمانی که گشتاسب از زرتشت خواست برای معجزه هم روئین تن شود، هم آینده را بداند و هم بی مرگ شود و هم بهشت را ببیند ، همه این ویژگی ها را قبول نکردند و فرشته به زرتشت گفت گشتاسب و هریک از اطرافیان او تنها بکی از این ویژگی ها را میتوانند داشته باشند.
اگر گشتاسب هم روئین تن بود هم پیشگو بود و هم بیمرگ آن موقع دیگر کسی از پس گشتاسب بر نمی آمد !
برای مثال سارا زیبایی دهرد
مهتاب با هوش است
نگین پولدار است
خورشید بیمار نمیشود
حالا فرض کنیم آرش نه زیبا است نه پولدار است نه باهوش است نه چیز دیگری اما خداوند به آرش نعمت بزرگی داده به نام زنی زیبا به نام سارا.
الا یک سهراب داریم که بی ناموس است و به سارا چشم طمع دارد!
در اینجا که ناموس ( سارا) و بی ناموس ( سهراب) را دهریم خدهوند شاه را ( خسرو انوشیروان) را آفریده تا در نزاع آرش و بی ناموس با بی ناموس( سهراب) دشمن باشد .
یعنی در جهانی که کسی زحمت میکشد و ۱۰۰ تن گندم میکارد و ۱۰۰۰ گاو دهرد یکی میخواهد مفت خوری کند . در جهانی که کسی زن زیلا دارد ، دیگری به آن زن که همسر مردی است طمع دهرد. اینجا مفت خورها و بی ناموس ها که به جان و مال و ناموس دیگران طمع دارند به هر بهانه ای از جمله جنبش عدالت خواهی میخواهند فساد کنند.
اگر شاهنشاه خسرو انوشیروان فساد مزدکیان را نابود نمیکرد امروز ایران نبود. حتی ۱۰۰۰ سال پیش هم نبود حتی ۱۵۰۰ سال پیش هم نبود.
چنانکه بی ناموسی منجر به منفی شدن رشد جمعیت در اروپا آنهم با وجود سیل مهاجران آفریقایی و خاورمیانه ای شده است.
میدانید که از پیامبر اسلام نزدیک ۱۰۰۰۰۰ حدیث نقل قول شده که کمتر از ۳۰۰۰ عدد از ان احادیث قطعی هستند و در کتاب های معتبر مسلم و بخاری آمده اند. یعنی ۳ درصد احدادیث قطعی و صحیح اند زیرا بیش از ۱۰۰ سال کتابت حدیث جرم بوده و در این ۱۰۰ سال بیشتر از ۱۰۰ سال احدیث جعلی زیادی وهرد اسلام شده که بسیاری از انها صد در صد جعلی ، برخی احتمالا جعلی، برخی مشکوک و ۳ درصد صحیح اند. بسیاری از احادیث احتمالی هستند.
الا حدیثی از پیامبر اسلام نقل میشود که فرموده اند : من در دوران شاه عادل ( دادگر) انوشیروان به دنیا امده ام .
بسیاری به این حدیث ایمان دهرند بسیاری هم آنرا جعلی میدانند. در آن ۲۹۰۰ حریث صحیح مسلم و بخاری نیست اما میخواهم بدانم از نظر شما انوشیروان دهدگر بود یا طالم؟ و آیا این حدیث از نظر شما میتواند فرموده پیامبر اسلام باشد یا نه؟
یعنی از میان تمام احادیثی که در صدها کتاب ثبت شده، فقط حدود ۳ درصد آنها، همان احادیث بسیار معتبر و غیرتکراری هستند که در دو کتاب اصلی «بخاری» و «مسلم» آمدهاند. ۹۷ درصد باقیمانده شامل احادیث تکراری، ضعیف، حسن، یا جعلی و همچنین آنهایی است که در کتابهای دیگر ضبط شدهاند.
اینجا را بخوانید :
آیا انوشیروان به کفشگر ستم کرد ؟
گفتیم انوشیروان مانع درس خواندن پسر کفش گر شد زیرا اعتقاد داشت خداوند دولت و حکومت را به فردی میدهد، سپاه را به فردی دیگر، پول و ثروت را به شخصی چون کفشگر که بودجه کل هرتش را در خانه داشت، شخصی زیبا و شخصی با سواد و کسی عارف. اما مزدکیان تمام اموال و زن و مال و منال کفشگر که مردی ثروت مند بود را نیخواستند!
بنظر شما انوشیروان برای کفشگر خیر داشت که در دولت او ثروت مند بود یا در دیتگاه مزدکیان همه چیز ثروت مندان از مال گرفته تا زن و بچه اش را میخواستند؟
معرفی و تصاویر تاج های شاهنشاهان ساسانی
فهرست شاهنشاهان ساسانی ایران از اول با ترتیب
شاهنشاهی ساسانی، ساسانیان چه کسانی بودند
لیست تمام پادشاهان ایران باستان
نام ایران در کتیبه شاهنشاه اردشیر بابکان
نام ایران در کتیبه سه زبانه شاهنشاه ایران شاپور یکم در نقش رجب
