کتیبه خشایار شاه در وان ترکیه+ترجمه متن
بازدیدها: 0
در روزگارانی شاهنشاهی ایران در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا گسترده بود و شاهانی چون داریوش کبیر و پسرش خشایارشاه و نوادگان او فرمانروایان این شاهنشاهی سه قارهای بودند. شاهنشاهی اصلاً معنیاش میشود فرمانروایی دو یا سه قارهای و گرنه اگر بنا بر حکومت بر یک کشور باشد را نه شاهنشاهی که پادشاهی مینامندش. در این شاهنشاهی ایران در دوران هخامنشیان که کیانیان شاهنامه هستند، آناتولی که امروزه ترکیه خوانده میشود و بخش آسیایی آن سرزمینی با فرهنگ یونانی بود، بخش جداییناپذیر شاهنشاهی ایران بهشمار میآمد. در دوران هخامنشیان ترکان در ترکیه امروزی زندگی نمیکردند و حتی تا هزار سال بعد از زمان خشایارشاه هیچ نشان تاریخی از حضور ترکان در ترکیه وجود ندارد. در دوران خشایارشاه، پدرش داریوش و نوادگان خشایارشاه، مردم یونانی در آناتولی زندگی میکردند. البته در آن زمان کشوری به نام یونان وجود نداشت، بلکه دولت-شهرهای یونانی بودند که زیر پرچم ایران به زندگی سیاسی و فرهنگی خود ادامه میدادند؛ مانند پادشاهی مقدونیه و پادشاهی کاریا که شاه فیلیپ و اسکندر از معروفترین پادشاهان مقدونیه بودند و دریاسالار آرتمیس، پادشاه کاریا، از مشهورترین فرمانروایان این دولت-شهر در دوران خشایارشاه بهشمار میرفت. در دوران هخامنشیان، دولت-شهرهای یونانی بسیار آباد و شکوفا شدند و حتی یکی از عجایب هفتگانه جهان در آن دوران، معبدی یونانی در کاریا بود که بعدها به دست دشمنان یونانی همان دولت-شهر ویران شد.
در آناتولی آثار بسیار زیادی از دوران هخامنشی به جا مانده است؛ از جمله آرامگاه یک شاهزاده هخامنشی و نیز کتیبهای از شاهنشاه ایران، خشایارشاه، که در نزدیکی دریاچه وان ترکیه قرار دارد. دریاچه وان ترکیه امروزه از مقاصد گردشگری مردم ایران است و پیشتر نیز به شاهزاده ایرانی و هخامنشی، آریوبزن، در دوران پس از سقوط هخامنشیان در آناتولی اشاره کردهایم. حال میخواهیم دربارهٔ کتیبه خشایارشاه، ترجمه و دانستنیهای مربوط به آن و اهمیت آناتولی برای ایران هخامنشی و نیز اهمیت این کتیبه برای تاریخ و تمدن ایران بپردازیم.
میدانیم که برخی کشورها و تمدنها حتی ۱۰۰۰ سال هم قدمت ندارند و خط و نوشتهای از آنان بر جای نمانده است، دستکم در ۱۰۰۰ سال پیش؛ اما ما ایرانیان کتیبهای داریم برای ۲۵۰۰ سال پیش، آن هم در کشوری دیگر. این کتیبه که به سنگنبشته خشایارشاه در وان معروف است، بر دامنهٔ جنوبی کوهی در کنار ارگ وان و در حدود چهار کیلومتری غرب شهر امروزی وان، بر فراز صخرهای به ارتفاع تقریبی ۲۰ متر از سطح زمین، حک شده است. فاصلهٔ این کتیبه تا دریاچهٔ وان بسیار اندک است و در حقیقت، ارگ وان بر کرانهٔ شرقی این دریاچه قرار دارد. این سنگنبشته، که در زمان حکاکی در سرزمین باستانی اورارتو و در ساتراپی ارمنستان هخامنشی واقع بوده، یادگاری ارزشمند از دوران اقتدار شاهنشاهی ایران در این مناطق بهشمار میرود.
اهمیت این کتیبه از این جهت بیشتر میشود که بدانیم این سنگنبشته تنها کتیبهٔ شاهی هخامنشی است که در خارج از مرزهای ایران امروزی یافت شده است. متن آن به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی، در ۲۷ سطر و سه ستون، به خط میخی نگاشته شده است. جایگاه این کتیبه در منطقهای که روزگاری مرکز پادشاهی اورارتو بوده، پیامی روشن در بر دارد: اینکه این سرزمین اکنون زیر فرمان شاهنشاهی هخامنشی درآمده است. به گفتهٔ لوری خاچادوریان، پژوهشگر تاریخ باستان، قرار گرفتن این کتیبه بر دیوارهٔ ارگ وان در مرکز قلمرو پیشین اورارتو، ادعایی بر بنیانهای دیرینهٔ اقتدار در این منطقه بود که اکنون به صورت ولایتی از شاهنشاهی هخامنشی بازسازی شده بود. همچنین، استفاده از زبانهای پارسی باستان، ایلامی و بابلی و خودداری از نگارش متن به زبانهای محلی، پیامی آشکار دربر داشت: “این فرمانروایی فاتح است، بیگانهای قدرتمند که بر سرزمینهای باستانی اورارتو تسلط یافته است.” جالب است که متن پارسی باستان در این کتیبه دو برابر نسخههای ایلامی و بابلی فضا گرفته و حروف آن نیز بزرگتر و با فاصلهای بیشتر حک شده است. این خود نشانهای برای برتری پارسیان هخامنشی بر مردمان میانرودان باستان تعبیر شده است.
اما جایگاه این کتیبه و پیام آن، با توجه به موقعیت مکانیاش، درک بهتری مییابد. ارگ وان که کتیبه بر دیوارهٔ آن نقش بسته، در روزگار باستان بر فراز صخرهای ساخته شده که بر ویرانههای توشپا، پایتخت پادشاهی اورارتو، مشرف است و از سدههای نهم تا هفتم پیش از میلاد، بزرگترین استحکامات اورارتویی بهشمار میرفته است. فاصلهٔ این کتیبه تا مرزهای امروزی ایران، در نزدیکی شهر بازرگان، حدود ۲۵۰ کیلومتر و تا تهران نزدیک به ۱۰۰۰ کیلومتر راه است. برای سفر به این کتیبه، راههای هوایی و زمینی گوناگونی وجود دارد. مسافران میتوانند با پرواز به شهر وان در ترکیه و سپس با استفاده از حملونقل محلی خود را به ارگ وان و این سنگنبشته برسانند. همچنین، مسیر زمینی از طریق مرزهای زمینی ایران به ترکیه و سپس ادامه مسیر تا شهر وان، گزینهای دیگر برای علاقهمندان به بازدید از این اثر تاریخی است.
متن این کتیبه چنین است:
«بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه شاهِ بسیار شاهان، یگانه فرمانروای بسیار فرمانروایان. من خشایارشا هستم، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمینهای دارای نژادهای گوناگون، شاه این زمین بزرگِ پهناورِ دوربرد، پسر داریوش شاه، هخامنشی.»
خشایارشاه در این کتیبه، چون سنگنبشتههای پدرش داریوش، نوشته خود را با نام خداوند یکتا آغاز میکند و همه چیز را آفریدهٔ خداوند میداند؛ چه آسمان و چه زمین و چه انسان و چه شادی انسان. در این متن، خشایارشاه از خود به عنوان شاه بزرگ، شاه شاهان و شاه سرزمینهایی با نژادهای گوناگون یاد میکند و بر یکتایی و برتری اهورامزدا تأکید میورزد. این مفاهیم و عبارات، شباهت بسیار زیادی به کتیبههای داریوش بزرگ در بیستون و تخت جمشید دارد. داریوش نیز در کتیبههای خویش، با ستایش اهورامزدا و معرفی خود به عنوان شاه بزرگ و شاه شاهان، مشروعیت الهی و جهانی فرمانروایی خود را به تصویر میکشد. سنگنبشته خشایارشا در وان، در ادامهٔ همین سنت و گفتمان شاهنشاهی هخامنشی، بر پیوند دین و سیاست و همچنین بر استمرار مشروعیت از پدر به پسر تأکید دارد. در بخش دیگری از این کتیبه که اشاره میکند پدرش داریوش دستور کندن این طاقچه را داده اما کتیبهای در آن ننوشته و او این کتیبه را به فرمان خود نگاشته، نیز نوعی تأکید بر جانشینی برحق و انجامدهندهٔ کار نیک پدر است.
مزداپرستی، که پیش از زرتشت نیز در میان ایرانیان رواج داشت و دین مزدیسنای زرتشت آن را به صورت یک آیین یکتاپرستانه و توحیدی درآورد، در این کتیبه به وضوح دیده میشود؛ در حالی که بسیاری از تمدنهای دیگر، هر یک از عناصر طبیعت را آفریدهٔ ایزدی جداگانه و گاه دشمن ایزد دیگر میدانستند. پیشتر گفتیم که آریاییها پیش از زرتشت دیوها را میپرستیدند و با آمدن زرتشت پیامبر، دیوان جایگاه ایزدی خود را از دست دادند و تبدیل به شیاطین شدند. اما تا قرنهای بعد، آریاییهای یونانی و رومی همچنان دیوها را میپرستیدند و تئوهای کوه المپ (دیوان کوه المپ) معروف است. آناتولی در دوران هخامنشیان، با وجود اینکه بخش غربی شاهنشاهی بود و مردمان آن عمدتاً یونانی و پیرو آیینهای چندخدایی، اما همواره صحنهٔ حضور و تأثیرگذاری فرهنگ و هنر ایرانی بود. از بناهای یادبود و آرامگاههای سنگی تا اشیاء و ظروف، نشانههایی از امپراتوری هخامنشی در این سرزمین به جای مانده که نشان میدهد این منطقه نه تنها از لحاظ سیاسی، بلکه از لحاظ فرهنگی نیز در ارتباطی تنگاتنگ با مرکز شاهنشاهی قرار داشته است.
