گاو برمایه در فرهنگ آریایی
بازدیدها: 0
متن شما:
آبتین پدر فریدون پیشدادی بود که شازده ای از تبار جمشید جم بود. آبتین را همسری بود فرانک نام که فرزندانی به نام کتایون، برمایون و فریدون داشتند.
آبتین شاهزاده جمشید تبار و همسر او فرانک در کوهستان های دماوند دور از دسترس نیروهای ضحاک درحال زندگی بودند . اما روزی زخم سرنیزه ضحاک به دماوند و خانواده فریدون رسید و آبتین قربانی مارهای دوش ضحاک شد.
این متن درباره برمایه یا پرمایه گاو هفت رنگ آبتین و فرانک بود است.
گاو برمایه یا پرمایه در اساطیر ایران بسیار مهم است زیرا از نظر اساطیری آریایی ها در دوران پیشدادی وابستگی اقتصادی و فرهنگی به گاو داشتند. نام های برادر، خواهر، پدر، و مادر همه ار ارتباط با جایگان اعضای خوانواده در ارتباط با گله گاو است . مثلا دختر به معنای دوشنده گاو و دوشنده است هم ریشه با واژه دوغ.
از نظر شغلی ، شغل مردمان آریایی گله داری گله های بزرگ گاو در دوران پیشدادی بوده است.
آریایی ها در دوران بسیار دور بز و گوسفند نگهداری نمیکردند و تنها به نگهدادی گله های گاو میپرداختند و گاوان را در شمار بسیار بالا پرورش میدادند.
خوراک آریایی ها از گوشت گاو و یا لبنیات بود . تا اینکه فاصله گرفتن از عصر یخبندان، گرمایش زمین ، افزایش جمعیت و نابودی مراتع منجر به گرایش آریایی ها به گله های گوسفتد و بز شد. گوسفند را هم در ابتدا بعنوان گاو قربانی و گاو مقدس برای قربانی نگهداری نیکردند زیرا شاخص تعداد گاو به ازای افرهد خانواده کم شده بود و آریایی هایی که گاو را در مراسم مذهبی قربانی میکردند کم شده بود و ناچار به قربانی گوسفند در مراسم مذهبی شده بودند و هنین بود که میش را گاو سپند یا گاو مقدس (قربانی) خواندند.
اهمیت قربانی گاو در آئین میترایی را هم در همین فرهنگ آریایی میتوان جستو جو کرد.
حالا گاو هفت رنگ برمایه را در همین فرهنگ آریایی میتوان جستو جو کرد.
آبتین نام ۱۰ نسل او تا جمشید جم مرکیب از نام گاو بود که عبارت اند از :
بندهش نسب فریدون اینچنین امده است فریدون پسر اسفیان , پسر پر گاو , پسر اسفیان سوک گاو ,پسر اسفیان بور گاو , پسر اسفیان سیاه گاو , پسر اسفیان سفید گاو , پسر اسفیان دفر گاو , پسر اسفیان رمه گاو , پسر اسفیان ون فروغ گاو , پ سر اسفیان , پسر جم, پسر ویونگهان .
یعنی نسب فریدون تا جد اش جمشید نام گاو داشتند حتی نام آبتین . نام پسر بزرگ فریدون هم تور یا بقول تورانیان ثور هم یعنی گاو نر. این یعنی نام پدران و پسر بزرگ فریدون از نام گاو الهام گرفته شده بود. حالا خانواده آبتین ، گاوی به نام برمایه بوجود داشت که پرمایه نیز گفته میشود اما برمایه درست تر است زیرا آبتین را پسری بود که برمایون بر وزن فریدون نام داشت که احتمالا نیای پدری شا۶ان ایران بود زیرا پشنگ پدر منوچهر شاه ایران برادر زاده فریدون و شوهر مه آفرید دختر ایرج بود.
این بورمایون بود که به فرمان فریدون دستور ساخت گرز گاو سر فریدون که در مسان ژرمین های تورانی به چکش ثدر معروف لست را داد و گرز گاو سر فریدون از نماد های شاهنشاهی ایران و جهان آریایی است. در داستان ژرمنی_تورانی فریدون ، پرچم ثور ( پسر فریدون) سر گاوی است که این داستان انسان را به یاد گرز گاو سر فریدون و گائوش درفش اوستا یعنی درفش گاو می اندازد.
بهر حال گرز گهو سر فریدون از گاو برمایه الان گرفته شده و احتمالا گاو درفش شاهنامه نیز در ارتباط با گاو برمایه دهرد. بیاد داشته باشیم پرچم سر گاو در فرهنگ تورانی_ژرمنی هم بازتاب دارد.
در دفش شهداد و آثار تخت جمشید نماد حمله شیر به گاو دیده میشود که نشان و نماد اهمیت گاو در فرهنگ آریایی است.
بیاد داشته باشیم آریایی ها پیش از اهلی کردن اسب ، گاو را هزاران سال پیش اهلی کرده بودند این یعنی اگر اسب ۶۰۰۰ سال پیش است توسط آریایی ها اهلی شده گاو بیش از ۱۲۰۰۰ سال لست که توسط آریایی ها اهلی شده است. و داستان آریایی ها در تاریخ بسیار دور بدون اشاره به نام اسب، به گاو اشاره دارد و گاو برمایه و گرز گاو سر و درفش گاو سر ثور در ادبیات نورس نماد این فرهنگ گله داری آریایی ها است.
این نشان میدهد آریایی ها پیش از اهلی کردن اسب در ۶۰۰۰ سال پیش در اطراف دریای سیاه گله های گاو را در ایران اهلی کرده اند.
می بردن به جایگاه گاو در فرهنگ آریایی مسکن نخستین، دین آریایی و فرهنگ آریایی را برای ما تا اندازه ای مشخص میکند. پس اینجا داستان گاو هفت رنگ برمایه را می آوریم.
و اما گاو برمایه؛ گاوی که در شاهنامه نه تنها دایه فریدون، بلکه حامل فروهر و فرّه ایزدی اوست. فردوسی در توصیف این گاو میگوید: «همان گاو کَش نام برمایه بود / ز گاوان ورا برترین پایه بود» و در بیتی دیگر، رنگآمیزی شگفتانگیز او را چنین به تصویر میکشد: «ز مادر جدا شد چو طاووس نر / به هر موی بر تازه رنگی دگر». این گاو هفترنگ که «برمایه» (یا «پُرمایه») خوانده میشود، در بیشه اسپروز زاده میشود و همزمان با تولد فریدون، پا به عرصه هستی میگذارد. فرانک، مادر فریدون، پس از شهادت آبتین به دست مأموران ضحاک، کودک را به نگهبان آن مرغزار میسپارد تا او را با شیر گاو برمایه بپروراند. شیر این گاو نه فقط خوراک جسم فریدون، بلکه وسیلهای برای انتقال «فرّه ایزدی» جمشید به اوست؛ چنانکه در بندهش آمده، فرّه پس از گذر از نیزار و شیر گاو، به فرانک و سپس به فریدون میپیوندد. ضحاک که از این پیوند آگاه میشود، گاو را میکشد، اما فریدون با گرز گاوسر خود، کینِ برمایه را از ضحاک میستاند.
این گاو هفترنگ، تنها یک حیوان اساطیری نیست؛ بلکه تجسم «گاو یکتا آفریده» در گاهان زرتشتی است. در یسنا، «گاو» کهنترین نماد خرد و نخستین آفریده اهورامزدا برای نگاهبانی از مراتع و رمههاست. گاو برمایه با پیکر رنگین خود، جلوهگاه همان گاو نخستین است که در روایات پهلوی، نگهبان مرغزار و پیکر زمینی ایزد «وارغنه» به شمار میآید. رنگهای گوناگون بر تن او، نمادی از فروهرهای گوناگون و تجسم مادی «فرّه» است که از جمشید به فریدون میرسد تا داد را بر اهریمن پیروز کند.
ریشههای این پیوند اساطیری را باید در تاریخ کهن آریاییها جستجو کرد. آریاییها پیش از اهلی کردن اسب در حدود شش هزار سال پیش، هزاران سال گلههای بزرگ گاو را در ایران یا زمانی که آب اقیانوس ها عقب تر بود در جنگل هایی که امروز خلیج فارس را تشکیل میدهد پرورش میدادند. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که گاو نخستین بار در حدود دوازده هزار تا ده هزار و پانصد سال پیش در خاور نزدیک اهلی شد و آریاییها از نخستین مردمانی بودند که به پرورش و دامداری آن پرداختند. تا پیش از عصر یخبندان کوچک و گرمایش زمین، گاو در شمار بسیار بالا نگهداری میشد و خوراک اصلی آریاییها از گوشت و لبنیات او تأمین میگشت. با افزایش جمعیت و کاهش مراتع، گوسفند و بز جای گاو را در اقتصاد گرفتند، اما گاو همچنان جایگاه آیینی و فرهنگی خود را حفظ کرد. نامهای خانوادگی آریایی نیز گواهی بر این وابستگی است: «دختر» به معنای «دوشنده گاو» و همریشه با «دوغ»، و نامهای اجداد فریدون – از «اسفیان» تا «پور گاو» و «سوک گاو» – همگی از نام گاو برگرفته شدهاند.
اهمیت گاو در فرهنگ آریایی را در نمادهای شاهنشاهی ایران نیز میتوان دید. گرز گاوسر فریدون، که به فرمان او ساخته میشود، بازتابی از همان گاو برمایه است. در اوستا از «گائوش درفشه» (درفش گاو) یاد شده که درفشی از چرم گاو یا با نقش گاو بوده است. این درفش، بعدها در قالب درفش کاویانی – پیشبند چرمی کاوه آهنگر – تبلور مییابد و در برابر ضحاک برافراشته میشود. در تخت جمشید نیز نقشبرجستههای نبرد شیر و گاو، که در آن شیر نماد قدرت شاهی و گاو نماد برکت و فراوانی است، نشان از تداوم این نماد در دوران هخامنشی دارد. در اساطیر ژرمنی-تورانی نیز پرچم ثور (پسر فریدون) با نقش سر گاو شناخته میشود که بیشک بازتابی از همان درفش گاو آریایی است.
پس گاو برمایه هفترنگ، تنها دایه فریدون نیست؛ او نگهبان فرّه شاهی، نماد خرد نخستین، و یادگار دوران دامداری بزرگ آریاییهاست. از شیر او، فریدون نیرو میگیرد؛ از مرگ او، کینخواهی شکل میگیرد؛ و از گرز گاوسرش، داد بر اهریمن پیروز میشود. داستان برمایه، داستان پیوند دیرینه انسان ایرانی با گاو است؛ پیوندی که در نامها، آیینها، درفشها و اسطورههای این سرزمین، هزاران سال زنده مانده است.

زنجیر نقره زنانه ، مردانه و دخترانه
براش نقره بخر