شاهنامهنمادهانمادها

درفش کاویان در کجای اوستا آمده است ؟ اصلا آمده است ؟

بازدیدها: 0

اوستا میراث بزرگ آریاییهای جهان است و بی‌مورد نیست که آن را دانشنامه آریایی‌ها می‌خوانند. یکی از موضوعات جالب اوستا، تطبیق اسطوره‌های کهن آریایی با روایت‌های بعدی است. می‌دانیم که شاهنامه از سه بخش اسطوره‌ای، پهلوانی و تاریخی تشکیل شده و دوران تاریخی آن با ظهور بهمن و پادشاهی آخرین شاهان کیانی آغاز می‌شود. اما یکی از میراث‌های بزرگ دوران اسطوره‌ای و پهلوانی شاهنامه، درفش کاویان است که ذکر آن در شاهنامه بسیار رفته است.

درفش کاویان در دست پدر شاهان یعنی فریدون بود؛ کسی که نیای شاهان توران، روم و ایران به شمار می‌رود. جالب اینجاست که در تمام تاریخ توران، روم و حتی ایران در دوران تاریخی – یعنی هخامنشی، اشکانی و تا اواسط ساسانی – هیچ اشاره‌ای به درفش کاویان نمی‌یابیم. نه هیچ مورخ یونانی، ایرانی یا میان‌رودانی در دوران هخامنشی از این درفش نام برده است، و نه در نقش‌برجسته‌های آن دوره اثری از آن دیده می‌شود. در کنده‌کاری‌های هخامنشی، درفش شاهین بارها تکرار شده، اما از درفش کاویان خبری نیست. در دوران اشکانی نیز همین وضعیت ادامه دارد و هیچ سند مادی یا نوشتاری به این درفش اشاره نمی‌کند.

در دوران ابتدایی تا اواسط ساسانی، درفش ساسانیان در نقش‌برجسته‌های متعدد نقش بسته، اما هیچ‌یک از آنها شبیه توصیف درفش کاویان در منابع بعدی نیست. حتی مورخان رومی هم که در این دوره گزارش‌های مفصلی از جنگ‌های ساسانیان داده‌اند، به چنین درفشی اشاره نکرده‌اند. نخستین بار در اواخر دوران ساسانی است که در قلم مورخان ایرانی و رومی، از درفش کاویان نام برده می‌شود. این یعنی آن اسطوره‌ی بزرگ که در شاهنامه آن را به روزگار فریدون می‌بندند، در واقع روایتی بسیار متأخر است و هیچ پشتوانه‌ای در کهن‌ترین متون و آثار تاریخی ندارد.

حال بیایید به خود اوستا نگاه کنیم. کهن‌ترین درفشی که در این کتاب مقدس به آن اشاره شده، «گائوش درفشه» یا درفش گاو است. متن دقیق آن در یسنا، هات ۱۰ (هوم یشت)، بند ۱۴ آمده است. این بند چنین است: «mā mē yatha gāuš drafsa asitō vāram acairē frašā frayantu tē madō varazyānuhānho jasantu» که در تفسیر پهلوی به «تورا درفش» (چرم گاو) ترجمه شده است. این اشاره در قالب دعای هوم است و در آن از ماندگاری نیروی هوم در پیکر سخن رفته و حرکت درفش گاو، تشبیهی است برای تاب‌خوردن و جریان یافتن. برخی پژوهشگران معتقدند این درفش از چرم گاو ساخته می‌شده و حتی ریشه اسطوره‌ای درفش کاویان را نیز باید در همین «گائوش درفش» جست، اما این تنها یک نظریه است و هیچ ارتباط مستقیمی میان این دو در متون کهن دیده نمی‌شود.

علاوه بر این، در وندیداد، فرگرد ۱، بند ۷، از سرزمین بلخ با صفت «اِرِدبئو درَفشه» به معنای «دارای درفش‌های برافراشته» یاد شده است: «Bāxδīm srīrąm ərəδβō.drafšąm» یعنی «بلخ زیبا با درفش‌های برافراشته». این نیز اشاره به درفش‌هایی دارد که در آیین‌های کهن بلخ برافراشته می‌شدند و برخی آنها را بازمانده‌ای از سنت درفش‌داری آریایی می‌دانند، اما باز هم ربطی به درفش کاویان ندارند.

جالب‌تر اینکه نقش گاو در فرهنگ کهن ایران بسیار پررنگ است. می‌دانیم که گاو و نام گاو در دوران باستان در ایران رایج بوده؛ حتی ده نسل از نیاکان فریدون، نامی برگرفته از گاو دارند و پسر بزرگ فریدون، «تور» نام داشت که به معنای گاو نر است. در درفش شهداد که کهن‌ترین درفش جهان به شمار می‌رود، نقش حمله شیرها به یک گاو دیده می‌شود که به طرز شگفت‌انگیزی با صحنه‌های حمله شیر به گاو در تخت جمشید و گنجینه غار کلماکره همخوانی دارد. در توران نیز آریایی‌های وایکینگ، درفش گاو ثور (تور) را در نبرد با اژدهای یورموندگاند برافراشته می‌داشتند. این داستان تور و یورموندگاند و درفش گاو، نمونه‌ای تورانی-ژرمنی از داستان فریدون (پدر تور) و نبرد او با ضحاک است. بنابر توضیح مجتبی شهمیری، میان یورموندگاند، گندرو و گند نیز ارتباطی معنادار وجود دارد که نشان از ریشه‌های مشترک اساطیر آریایی در پهنه‌ای وسیع از ایران تا شمال اروپا دارد.

در مجموع، اوستا تنها دو اشاره به درفش دارد: یکی گائوش درفش در یسنا و دیگری درفش‌های برافراشته بلخ در وندیداد. هیچکدام از اینها به درفش کاویان که در شاهنامه از آن با عظمت یاد شده، شباهتی ندارند و این خود گواه آن است که اسطوره درفش کاویان، روایتی متأخر و ساخته‌وپرداخته‌شده در اواخر دوران ساسانی است، نه میراثی از روزگار فریدون و کیانیان.

گفتیم درفش کاویان احتمالا میراث دوران پیشدادی یا کیانیان نیست اما همان درفش کاویان میراث دوران اواخر ساسانی نیز انروز با تحریف کشیده میشود. درفش کاویان در منابع رومی و ساسانی اواخر دوران ساسانی از پوست خرس، ببر یا پلنک همراه با جواهرات و قطعات طلایی استفاده میشده و تنها چند نواد رنگی سرخ، زرد و بنفش از آن آویزان بوده و به هیچ وجه درفش کهویان دهرای سه رنگ اصلی سرخ و زرد و بنفش نبوده بلکه طلایی بوده است.

ما در عصر حاضر یک میم اینترنتی برگرفته شده از صلیب آریایی ، درفش عقاب هخامنشی و رنگ نوارهای درفش کهویان اواخر هخامنشی در اینترنت و تجنعات ایرانی دست به دست میشود که درفش کاویان زمینه ای سرخ و بنفش و یک ستاره زرد دارد ! درحالی که این رنگ ها مربوط به نوارهای زینتی آویخته از درفش کاویان بوده اند و نه رنگ های اصلی درفش کاویان .

درفش مرسوم کاویان حال حاضر یک میم اینترنتی بی معنی حاصل ترکیب صلیب آریایی و رنگ های نوارهای درفش کاویان است .

اگر درفش کهویان یک درفش اصیل آریایی است چرا آریایی های اروپا از آن استفاده نمیکنند؟ همین مطلب بسیار مهم است زیرا بدعت منجر به شکاف در جامعه جهانی آریا میشود. استفاده از نماد های اصیل آریایی مانند سه رنگ آریایی، درفش عقاب و حلقه میمان منجر به هم بستگی آریایی نیشود انا نماد های من درآوردمی منجر به دوری کشورهای آریایی از هم میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقره یکزنجیر نقره زنانه ، مردانه و دخترانهبازدید
پاورقیبراش نقره بخر اینجا بزن