قهرماناننمادها

آیا سیمرغ یک انسان بود ؟ اسطوره آریایی انسان و حیوان

بازدیدها: 6

در اسطوره های آریایی به چند الگوی تکرار شونده زایش قهرمان از دو تبار پادشاهی که یک شاهنشاهی بزرگ را پدید می آورد بر میخوریم.

ین الگوی تکرار شونده در دل خود رازی و یک ماجرای بسیار کهنی را دارد که در طول هزاران سال با تغیر نام ها و خاندانها تغیر کرده اما اصول یکسان خود را به ما رسانده است.

از جمله این کهن الگوها داستان تولد کیخسرو از خاندان پادشاهی ایران و توران و همچنین تولد کوروش از دو خاندان پادشاهی پارس و ماد.

در این داستانها ما با ازدواج دو خاندان آریایی روبرو هستیم که نشان دهنده پویایی پادشاهی های آریایی در عصر سنگ و مفرغ بوده است .

اما یکی دیگر از این کهن الگو ها بزرگ شدن قهرمان آریایی توسط یک حیوان است.

در داستان تولد زال ، سیمرغ عقابی که نوزاد در بیابان رها شده را بزرگ میکند و میپروراند. در داستان هخا جد هخامنشیان هرودوت نیز همین داستان را می آورد که در کوه های قفقاز عقابی هخا نوزاد را بزرگ کرده است.

داستان بزرگ شدن هخا بسیار شبیه داستان پرورش زال بوده است . در هر دو داستان یک عقاب که با نام اوستایی سیمرغ نیز بنا بر برخی توضیحات عقاب نامیده میشود یک نوزاد را بزرگ میکند. لانه این عقاب در داستان شاهنامه قله قاف است که این قله قاف همان رشته کوه های قفقاز است پرورشگاه هخا.

این کهن الگو را میتوان در میان آریایی های روم و لاتین هم دید .آغاز طلوع روم این است که دو برادر خرد سال رومولوس و رموس که بدون سرپرست بودند توسط یک ماده گرگ بزرگ شدند و این ماده گرگ بود که نماد امپراتوری روم شد.

در ایران سیمرغ ( عقاب) زال را پرورش داد. در تاریخ هرودوت عقاب هخا نیای هخامنشیان را پرورش دهد.

ر روم یک گرگ ماده روموس و رمولوس بنیانگذاران روم را پرورش دهدند.

اما اینها میتواند یک داستان واقع گرایانه که در طول تاریخ تبدیل به یک اسطوره شده است. اسطوره سیمرغ ، اسطوره گرگ و اسطوره عقاب که در واقع یک مرد یا زن فداکار غریبه که جان یک کودک بیگناه را نجات میدهد و این کودک در بزرگسالی تبدیل به یک قهرمان سلحشور آریایی میشود که بنیانگذار یک خاندان مانند خاندان دستان یا شاهنشاهی هخامنشی و امپراتوری روم میشود.

در طول تاریخ از داستان های عادی یک حماسه بزرگ ساخته شده. مادران و مادر بزرگان داستان های عادی را در گوش کودکان تبدیل به حماسه های بزرگی کرده اند که در داستان های شبانگاهی کودکان را آرام کنند. مردان یا زنان تبدیل به قهرمان شده اند و کم کم تبدیل به فرشته و در نهایت ایردان شده اند.

جم پادشاه اسطوره ای ایران باستان در میان آریایی های هند یم خوانده شده و یکی از دهها هزاران biu ( دیو/ایزد) است در حالی که در ایران یک شاه است. میدانیم در گذشته آریایی ها دیوان را میپرستیدند و شیاطین کوه المپ که به تئو های کوه المپ معروف بودند.

آبتین و نوه اش تور که در شاهنامه شاه و شاهزاده هستند درمیان آریایی های نردیک در ادبیات نورس ایزد هستند.

نگاهی به جایگاه اودین ( آبتین) پدر فریدون و همسر فرانک در ادبیات نورس بیندازیم.

اودین (Odin) ایزد اعظم یا «پدر همگان» در میان آسیرها . او ایزد جنگ، خرد، شعر، جادو و مرگ است و فرمانروای والهالا، تالار جنگجویان کشته‌شده در نبرد . اودین برای دستیابی به دانش و خرد، یکی از چشمان خود را فدا کرد و با دو کلاغ به نام‌های هوگین (اندیشه) و مونین (خاطره) همراه است .

تور در شاهنامه و در ادبیات نورس ثور ، نگاهی به ثور نیای تورانیان در ادبیات نورس می اندازیم .

ثور (Thor)پسر اودین و ایزد رعد و برق که با چکش افسانه‌ای خود، میولنیر، شناخته می‌شود . برخلاف اودین که برای جنگجویان و شاهان بود، ثور محبوب‌ترین ایزد در میان مردم عادی به شمار می‌رفت و از آنان در برابر غول‌ها محافظت می‌کرد . او سوار بر ارابه‌ای می‌شد که دو بز آن را می‌کشیدند و نماد باروری و حاصلخیزی نیز بود .

میبینیم در طول تاریخ افراد عادی کم کم قهرمان شده اند و این قهرمانان بعد ها تبدیل به فرشته و بعد ها ایزد شده اند.

پس طبیعی است در دل داستان پرورش یک کودک توسط حیوان داستان ایثار انسانی دربابر کودک ناشناس و بزدگ کردن آن و تبدیل به یک مرد بالغ بوده باشد.

اما چه سندی دال بر این مساله وجود دارد ؟

داستان پرورش کوروش کبیر در تاریخ هرودوت در ادامه داستان و کهن الگوی آریایی ازدواج دو شاهزاده از دو خواندان آریایی است که در داستان کیخسرو نیز دیده میشود.

کوروش از طرف مادری یک مادی و از سوی پدری یک پارس بود در داستان تولد پرسئوس و کیخسرو نیز این دوگانگی خاندانی دیده میشود.

در داستان کوروش ما با یک کهن الگوی آریایی پرورش قهرمان توسط حیوان روبرو هستیم.

اما در داستان کوروش یک ماجرایی است که میتواند چراغی بر ماهیت سیمرغ و گرگ ماده روموس و رومولوس باشد.

آستیاگ یکی از اشراف زادگان دربار به نام هارپاگ را مامور میکند تا کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه را بکشد. هارپاک که نمیخواهد دستش به خون شاهزاده دو خاندان آریایی آغشته کند کودک را به چوپانی به نام مهرداد میسپارد تا جلو گرگ ها بیندازد. مهرداد که همسرش تاره زایده اما نوزاد خودش مرده، جای نوزاد خود و کوروش را جابجا میکند و این گونه پسر مرده مهرداد جلوی گرگ ها انداخته میشود و کوروش در خانه مهرداد چوپان بزرگ میشود. نکته جالب و منظور ما از این نوشته نام زن مهرداد است.

نام همسر مهرداد آسپاگو به معنی سگ ماده است !

حالا اگر در تاریخ بگویند شاه ماده آستیاگ نوه اش را جلوی یک گرگ انداخت تا تاج و تخت اش را حفظ کند اما یک سگ ماده کوروش را بزرگ کرد و باعث سرنگونی آستیاگ شد شما چه میگویید !

اسپاگو یعنی سگ ماده . بله زنی با نام یگ ماده که نامی معمول بوده در آن زمان کوروش کبیر را به فرزند خواندگی گرفته و بزرگ کرده. سگ ماده ( اسپاگو) که تازه مادر شده بود اما فرزند اش را از دست داده بود به کوروش شیر داد و او را بزرگ کرد.

شاید همین مطلب درمورد سیمرغ و گرگ ماده ایتالیایی روی داده است. شاید سیمرغ زنی کوهستانی بوده که کودکی را یافته و مادرانه کودک را پرورش داده. شاید گرگ ماده نام زنی ایتالیایی بوده که روزی دو کودک سر راهی را پیدا کرده و بزرگ کرده اما در طول تاریخ داستان دست به دست شده و زنی به نام گرگ ماده تبدیل به گرگ واقعی ماده شده! در ایران هم زن تنهای کوهستان تبدیل به سیمرغ یا عقاب شده.

در داستان کوروش هویت انسانی اسپاگو ( سگ ماده) کاملا حفظ شده که الگوی کهن و اولیه پرورش قهرمان سر راهی را حفظ کرده اما در باره هخا ، زال و رمولوس و رموس مادر بیگانه حامی تبدیل به نامش ، گرگ یا سیمرغ شده است.

در داستان ماهیت اژدهای فریدون شاه مجتبی شهمیری و البته کمی هم من اردشیر آریا گفتیم اژدهای فریدون میتوانسته گاندو جنوب شرق ایران بوده باشد.

یعنی با اغراق و بزرگ نمایی گاندو تبدیل به اژدها شده. زنی سیمرغ نام سیمرغ ( عقاب) شده یا زنی گرگ ماده نام گرگ ماده شده است اما در شکل های ماهیت انسانی داستان حفظ شده مانند داستان کوروش در تاریخ هرودوت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *